بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۳۶۳ - زد نفس فال تن‌آسانی دلی آراستند
زد نفس فال تن‌آسانی دلی آراستند
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۳۴۴ - گرچه نقش قلم صنع همه زیبا شد
گرچه نقش قلم صنع همه زیبا شد
سعدالدین وراوینی : باب دوم
داستان بازرگان با دوست دانا
ملک گفت: شنیدم که بازرگانی پسری داشت مقبل طالع، مقبول طلعت، عالی همّت، تمام آفرینش، بویِ رشد و نجابت از حرکاتِ او فایح و رنگِ فرّ و فرهنگ بر وجناتِ او لایح. روزی پدر در اثناء نصایح با او گفت: ای فرزند، از هرچ مردم در دنیا بدان نیاز دارند و هنگام آنک روزگار حاجتی فراز آرد، بکار آید، دوست اولیتر. هزار دینار از مال من برگیر و سفری کن و دوستی خالص بدست آر و چون قمر گرد کرهٔ زمین برآی، باشد که در منازلِ سیر بمشتری سیرتی رسی که بنظرِ مودت‌ترا سعادتی بخشد که‌آنرا ذخیرهٔ عمر خود گردانی و او را از بهرِ گشایش بندِ حوادث و مرهمِ زخم روزگار نگه داری.
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۹۴۰ - ای بهار جلوه‌ات را شش جهت دربار گل
ای بهار جلوه‌ات را شش جهت دربار گل
نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۳۵ - نقش بند طلسم اسما ما
نقش بند طلسم اسما ما
صائب تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۱۱ - در مدح شاه عباس دوم و تاریخ اتمام بنای تالار عالی قاپو
منت ایزد را که از لطف خدای مستعان
خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۲۸ - در مدح عموی خود کافی الدین شروانی
طبع کافی که عسکر هنر است
مولوی : رباعیات
رباعی ۵۷۰ - این مست به باده‌ای دگر می‌گردد
این مست به باده‌ای دگر می‌گردد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۵۴۹ - از اهل حق اگر نظری یافتی بگو
از اهل حق اگر نظری یافتی بگو
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۳۰۴ - ای تاج فرق شاه فلک خاک پای تو
ای تاج فرق شاه فلک خاک پای تو
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۴۱۴ - سر به زیر تیغ و پا بر خار باید تاختن
سر به زیر تیغ و پا بر خار باید تاختن
سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۴۸ - جنگ فرامرز با گلنگوی (و) گرفتار شدن به دست فرامرز در صف جنگ
فرامرز گفت این نبرد منست
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۹ - در جام شکایت زبانم خون ریخت
در جام شکایت زبانم خون ریخت
سعدالدین وراوینی : باب اول
خطاب دستور با ملک زاده
دستور را از این سخن سنگی عجب بدندان آمد و از غیظِ حالت آتشِ غضبش لهبی برآورد، زبان بی‌مسامحتی دراز کرد و گفت: بدان ماند که ملک زاده افسانهٔ چند همه تزویر و ترفند از بهر تشویرِ حال من و تقریر مقال خویش جمع کردست و می‌باید دانست که پادشاه را دشمن دو گونه بود یکی ضعیف نهانی دوم قویّ آشکارا و ضعیف را که قوت مقاومت و زخم پنجهٔ ملاطمت نباشد، خود را در شعار دیانت و کم‌آزاری و صیانت و نیکوکاری بر دیدهٔ ظاهربینان جلوه دهد تا هوایِ دولت پادشاه در دل رعایا سرد شود و هنگامهٔ مراد او گرم گردد، پس پادشاه را بدان باید کوشید که خلل وجود این طایفه بخلالِ ملک او نپیوندد و دامن روزگار خود را از شرارِ صحبت مثل این اشرار نگه دارد.
اوحدالدین کرمانی : الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
شماره ۷۲ - شاد است همه عمر نکوخواه از تو
شاد است همه عمر نکوخواه از تو
میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۱۶ - آن نیست که دل به جا نشیند
آن نیست که دل به جا نشیند
میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۳۲ - بی‌رحم من از من سفر خویش نهان کرد
بی‌رحم من از من سفر خویش نهان کرد
میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۳۰ - شهید عشق تو بیند چو دود آه مرا
شهید عشق تو بیند چو دود آه مرا
اقبال لاهوری : پیام مشرق
خرده (۴)
گل گفت که عیش نو بهاری خوشتر
عطار نیشابوری : بخش چهلم
الحكایة و التمثیل
از ارسطالیس پرسیدند راز