خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از بیدل دهلوی، شاعر فارسی‌زبان، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، تلاش و تسلیم در برابر تقدیر می‌پردازد. شاعر از نارسایی‌های زندگی، اشک‌ها و آرزوهای بربادرفته سخن می‌گوید، اما در عین حال به زیبایی‌هایی که در دل این رنج‌ها نهفته است اشاره می‌کند. تصاویر شعری مانند شمع، اشک، کاروان و بیابان به‌کار رفته‌اند تا احساسات عمیق و متضاد انسان را بیان کنند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۳۶۳ - زد نفس فال تن‌آسانی دلی آراستند

زد نفس فال تن‌آسانی دلی آراستند
بیدماغی‌کرد کوشش منزلی آراستند ۱

سرکشم اما جبین سجده مشتاقم چو شمع
از نم اشک چکیدن مایلی آراستند ۲

نارسایی داشت سعی کاروان مدعا
آخر از پرواز رنگم محملی آراستند ۳

خواب راحت آرزو کردم تپیدن بال زد
عافیت جستم دماغ بسملی آراستند ۴

صد بیابان خار و خس تسلیم آتشخانه‌ای
محو شد نقش دو عالم تا دلی آراستند ۵

آبرو یک عمر گردید آبیار سعی خلق
تا توّهم مزرع بیحاصلی آراستند ۶

در فضای بی‌نیازی عالمی پرواز داشت
از هجوم مطلب آخر حایلی آراستند ۷

ازتسلسل جوش این مشت خون آگه نی‌ام
اینقدر دانم‌ که دل هم از دلی آراستند ۸

بحر گوهر نذر مشتاقان که یاس اندیشگان
بیشتر از خاک گشتن ساحلی آراستند ۹

بیدل از ضبط نفس مگذرکه راحت مشربان
هرکجاکشتند شمعی محفلی آراستند ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۶۲ - بی‌نیازان برق‌ربز بحر و بر برخاستند
گوهر بعدی:غزل ۱۳۶۴ - محفل هستی به تحریک دلی آراستند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.