مولوی : رباعیات
رباعی ۵۷۰ - این مست به بادهای دگر میگردد
این مست به بادهای دگر میگردد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۵۴۹ - از اهل حق اگر نظری یافتی بگو
از اهل حق اگر نظری یافتی بگو شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۳۰۴ - ای تاج فرق شاه فلک خاک پای تو
ای تاج فرق شاه فلک خاک پای تو بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۴۱۴ - سر به زیر تیغ و پا بر خار باید تاختن
سر به زیر تیغ و پا بر خار باید تاختن سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۴۸ - جنگ فرامرز با گلنگوی (و) گرفتار شدن به دست فرامرز در صف جنگ
فرامرز گفت این نبرد منست فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۹ - در جام شکایت زبانم خون ریخت
در جام شکایت زبانم خون ریخت سعدالدین وراوینی : باب اول
خطاب دستور با ملک زاده
دستور را از این سخن سنگی عجب بدندان آمد و از غیظِ حالت آتشِ غضبش لهبی برآورد، زبان بیمسامحتی دراز کرد و گفت: بدان ماند که ملک زاده افسانهٔ چند همه تزویر و ترفند از بهر تشویرِ حال من و تقریر مقال خویش جمع کردست و میباید دانست که پادشاه را دشمن دو گونه بود یکی ضعیف نهانی دوم قویّ آشکارا و ضعیف را که قوت مقاومت و زخم پنجهٔ ملاطمت نباشد، خود را در شعار دیانت و کمآزاری و صیانت و نیکوکاری بر دیدهٔ ظاهربینان جلوه دهد تا هوایِ دولت پادشاه در دل رعایا سرد شود و هنگامهٔ مراد او گرم گردد، پس پادشاه را بدان باید کوشید که خلل وجود این طایفه بخلالِ ملک او نپیوندد و دامن روزگار خود را از شرارِ صحبت مثل این اشرار نگه دارد. اوحدالدین کرمانی : الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
شماره ۷۲ - شاد است همه عمر نکوخواه از تو
شاد است همه عمر نکوخواه از تو میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۱۶ - آن نیست که دل به جا نشیند
آن نیست که دل به جا نشیند میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۳۲ - بیرحم من از من سفر خویش نهان کرد
بیرحم من از من سفر خویش نهان کرد میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۳۰ - شهید عشق تو بیند چو دود آه مرا
شهید عشق تو بیند چو دود آه مرا اقبال لاهوری : پیام مشرق
خرده (۴)
گل گفت که عیش نو بهاری خوشتر عطار نیشابوری : بخش چهلم
الحكایة و التمثیل
از ارسطالیس پرسیدند راز رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۲۴ - النوبة الاولى: قوله تعالى: قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّماءِ مىبینیم گشتن روى تو در
قوله تعالى: قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّماءِ مىبینیم گشتن روى تو در آسمان فَلَنُوَلِّیَنَّکَ ما ترا گردانیم قِبْلَةً تَرْضاها بآن قبله که مىخواهى و مىپسندى، فَوَلِّ وَجْهَکَ روى گردان شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ بسوى مسجد حرام وَ حَیْثُ ما کُنْتُمْ و شما که امت ویید هر جا که باشید فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ رویهاى خویش سوى آن مىگردانید، وَ إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ و اینان که ایشان را نامه دادند لَیَعْلَمُونَ نیک میدانند أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ عطار نیشابوری : بخش هفدهم
الحكایة و التمثیل
احمد خضرویه گفت آن دیده ور نیر تبریزی : رباعیات
شماره ۱ - قلیان نه اگر آتش عشقش بسر است
قلیان نه اگر آتش عشقش بسر است رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۵ - النوبة الاولى: قوله تعالى وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ و گفتیم فریشتگان را اسْجُدُوا لِآدَمَ س
قوله تعالى وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ و گفتیم فریشتگان را اسْجُدُوا لِآدَمَ سجود کنید آدم را، فَسَجَدُوا سجود کردند فریشتگان إِلَّا إِبْلِیسَ مگر ابلیس «ابى» سر وازد وَ اسْتَکْبَرَ و برترى جست وَ کانَ مِنَ الْکافِرِینَ و در علم خدا خود از کافران بود. بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۹۲۰ - داد عشق از بینیازی درمن طفلانم بیاد
داد عشق از بینیازی درمن طفلانم بیاد بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۲۶۲ - به نقش سخت روییهای مردم بسکه حیرانم
به نقش سخت روییهای مردم بسکه حیرانم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۸۱۰ - کلاه نیست تعین که ما ز سر فکنیمش
کلاه نیست تعین که ما ز سر فکنیمش
رباعی ۵۷۰ - این مست به بادهای دگر میگردد
این مست به بادهای دگر میگردد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۵۴۹ - از اهل حق اگر نظری یافتی بگو
از اهل حق اگر نظری یافتی بگو شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۳۰۴ - ای تاج فرق شاه فلک خاک پای تو
ای تاج فرق شاه فلک خاک پای تو بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۴۱۴ - سر به زیر تیغ و پا بر خار باید تاختن
سر به زیر تیغ و پا بر خار باید تاختن سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۴۸ - جنگ فرامرز با گلنگوی (و) گرفتار شدن به دست فرامرز در صف جنگ
فرامرز گفت این نبرد منست فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۹ - در جام شکایت زبانم خون ریخت
در جام شکایت زبانم خون ریخت سعدالدین وراوینی : باب اول
خطاب دستور با ملک زاده
دستور را از این سخن سنگی عجب بدندان آمد و از غیظِ حالت آتشِ غضبش لهبی برآورد، زبان بیمسامحتی دراز کرد و گفت: بدان ماند که ملک زاده افسانهٔ چند همه تزویر و ترفند از بهر تشویرِ حال من و تقریر مقال خویش جمع کردست و میباید دانست که پادشاه را دشمن دو گونه بود یکی ضعیف نهانی دوم قویّ آشکارا و ضعیف را که قوت مقاومت و زخم پنجهٔ ملاطمت نباشد، خود را در شعار دیانت و کمآزاری و صیانت و نیکوکاری بر دیدهٔ ظاهربینان جلوه دهد تا هوایِ دولت پادشاه در دل رعایا سرد شود و هنگامهٔ مراد او گرم گردد، پس پادشاه را بدان باید کوشید که خلل وجود این طایفه بخلالِ ملک او نپیوندد و دامن روزگار خود را از شرارِ صحبت مثل این اشرار نگه دارد. اوحدالدین کرمانی : الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
شماره ۷۲ - شاد است همه عمر نکوخواه از تو
شاد است همه عمر نکوخواه از تو میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۱۶ - آن نیست که دل به جا نشیند
آن نیست که دل به جا نشیند میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۳۲ - بیرحم من از من سفر خویش نهان کرد
بیرحم من از من سفر خویش نهان کرد میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۳۰ - شهید عشق تو بیند چو دود آه مرا
شهید عشق تو بیند چو دود آه مرا اقبال لاهوری : پیام مشرق
خرده (۴)
گل گفت که عیش نو بهاری خوشتر عطار نیشابوری : بخش چهلم
الحكایة و التمثیل
از ارسطالیس پرسیدند راز رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۲۴ - النوبة الاولى: قوله تعالى: قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّماءِ مىبینیم گشتن روى تو در
قوله تعالى: قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّماءِ مىبینیم گشتن روى تو در آسمان فَلَنُوَلِّیَنَّکَ ما ترا گردانیم قِبْلَةً تَرْضاها بآن قبله که مىخواهى و مىپسندى، فَوَلِّ وَجْهَکَ روى گردان شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ بسوى مسجد حرام وَ حَیْثُ ما کُنْتُمْ و شما که امت ویید هر جا که باشید فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ رویهاى خویش سوى آن مىگردانید، وَ إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ و اینان که ایشان را نامه دادند لَیَعْلَمُونَ نیک میدانند أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ عطار نیشابوری : بخش هفدهم
الحكایة و التمثیل
احمد خضرویه گفت آن دیده ور نیر تبریزی : رباعیات
شماره ۱ - قلیان نه اگر آتش عشقش بسر است
قلیان نه اگر آتش عشقش بسر است رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۵ - النوبة الاولى: قوله تعالى وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ و گفتیم فریشتگان را اسْجُدُوا لِآدَمَ س
قوله تعالى وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ و گفتیم فریشتگان را اسْجُدُوا لِآدَمَ سجود کنید آدم را، فَسَجَدُوا سجود کردند فریشتگان إِلَّا إِبْلِیسَ مگر ابلیس «ابى» سر وازد وَ اسْتَکْبَرَ و برترى جست وَ کانَ مِنَ الْکافِرِینَ و در علم خدا خود از کافران بود. بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۹۲۰ - داد عشق از بینیازی درمن طفلانم بیاد
داد عشق از بینیازی درمن طفلانم بیاد بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۲۶۲ - به نقش سخت روییهای مردم بسکه حیرانم
به نقش سخت روییهای مردم بسکه حیرانم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۸۱۰ - کلاه نیست تعین که ما ز سر فکنیمش
کلاه نیست تعین که ما ز سر فکنیمش