خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از درد و رنج عشق شکایت میکند و تلاش میکند تا از شر آن خلاص شود، اما عشق به نام معشوق فرار میکند.
متن حاوی مفاهیم عاطفی پیچیده و استعارههای شعری است که درک آن برای مخاطبان زیر 15 سال ممکن است دشوار باشد.
شماره ۹ - در جام شکایت زبانم خون ریخت
در جام شکایت زبانم خون ریخت
دیدم که ز طره تو تابی انگیخت ۱
گفتم برمش زود در آتش فکنم
آگه شد و در به [در] به نام تو گریخت ۲
دیدم که ز طره تو تابی انگیخت ۱
گفتم برمش زود در آتش فکنم
آگه شد و در به [در] به نام تو گریخت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸ - آن شوخ که عارض از می حسن افروخت
گوهر بعدی:شماره ۱۰ - دلاکی دوش خونم از هر مژه ریخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.