امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۹۵۲ - چو کارهای جهان است جمله بی بنیاد
چو کارهای جهان است جمله بی بنیاد امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۵۴ - بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست
بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست عطار نیشابوری : باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شماره ۷۷ - شمع آمد و گفت: گر بما زد پر باز
شمع آمد و گفت: گر بما زد پر باز انوری : رباعیات
رباعی ۲۸۴ - آنم که ندانم نه وجود و نه عدم
آنم که ندانم نه وجود و نه عدم قاسم انوار : غزلیات
شماره ۵۲۰ - عشق و معشوق و عاشق حیران
عشق و معشوق و عاشق حیران شمس مغربی : غزلیات
شماره ۱۷۵ - شهدت فیک جمالا فینت فیبذاتی
شهدت فیک جمالا فینت فیبذاتی واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۳۷ - ز ضعف بیغمی، نتواند آهم از جگر خیزد
ز ضعف بیغمی، نتواند آهم از جگر خیزد وحیدالزمان قزوینی : شهرآشوب کوچک
بخش ۵۴ - صفت مَدارِس
دیدم چو صفای این مدارس امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۶۴ - بی شاهد رعنا به تماشا نتوان رفت
بی شاهد رعنا به تماشا نتوان رفت محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۱۰ - بیتصرف حسن را در هیچ دل تاثیر نیست
بیتصرف حسن را در هیچ دل تاثیر نیست انوری : رباعیات
رباعی ۲۸۲ - صف زد حشم بهار پیرامن گل
صف زد حشم بهار پیرامن گل کمال خجندی : غزلیات
شماره ۷۲۲ - در دست در درونم درمان آن ندانم
در دست در درونم درمان آن ندانم نظامی گنجوی : مخزن الاسرار
بخش ۱۲ - در مقام و مرتبت این نامه
منکه سراینده این نوگلم ابوالفرج رونی : قصاید
شمارهٔ ۵۷ - در مدح سلطان علاء الدوله ابو سعید مسعود بن ابراهیم
شه باز به حضرت رسید هین سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۴۹ - در بیان نقل فرمودن شیخ کریم الدین پسر بکتمر رحمة اللّه علیه. و در تقریر آنکه چون ولیی از این جهان رحلت کند نباید نومید شدن. که تا جهان قایم است اولیای حق دایم خواهند بودن. زیرا مقصود حق تعالی از این عالم و ازین خلق وجود مبارک ایشان است نه صورت جهان و جهانیان
کرد رحلت ز تن کریم الدین همام تبریزی : غزلیات
شماره ۸۴ - آن را که حسن و شکل و شمایل چنین بود
آن را که حسن و شکل و شمایل چنین بود سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۱۹۲ - بوی زلف او دماغ جان معطر میکند
بوی زلف او دماغ جان معطر میکند امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۰۸۰ - صبح است و دهر از خرمی چون روضه رضوان نگر
صبح است و دهر از خرمی چون روضه رضوان نگر قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۶۷ - عافیت سینهخراش جگر ریش من است
عافیت سینهخراش جگر ریش من است سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۲ - بسمه تعالی شأنه
در بیان آنکه حق تعالی از همه مخلوقات و موجودات ظاهرتر است و از غایت پیدائی پنهان است که خفی لشدة ظهوره زیرا هر مخلوقی را از آدمی و غیره باوصافش توان شناختن مثلا صورت آدمی را میبینی اگر از تو میپرسند که چه کس است میگوئی نمیشناسمش بعد از اختلاط که افعال و اقوال و اخلاق و هنرهای او را مشاهده میکنی گوئی که نیکش شناختم آنچه از او دیدی که موجب شناخت شد یقین که صورت نیست معنی بیچون و چگونۀ اوست اکنون چون بدان مقدار اخلاق و افعال معنی آدمی بر تو پیدا شد حق تعالی که جملۀ مخلوقات افعال و اقوال و آثار اوست چون پنهان ماند از این روی میفرماید که الحق اظهر من الشمس فمن طلب البیان بعد العیان فهو فی الخسران.
شماره ۹۵۲ - چو کارهای جهان است جمله بی بنیاد
چو کارهای جهان است جمله بی بنیاد امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۵۴ - بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست
بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست عطار نیشابوری : باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شماره ۷۷ - شمع آمد و گفت: گر بما زد پر باز
شمع آمد و گفت: گر بما زد پر باز انوری : رباعیات
رباعی ۲۸۴ - آنم که ندانم نه وجود و نه عدم
آنم که ندانم نه وجود و نه عدم قاسم انوار : غزلیات
شماره ۵۲۰ - عشق و معشوق و عاشق حیران
عشق و معشوق و عاشق حیران شمس مغربی : غزلیات
شماره ۱۷۵ - شهدت فیک جمالا فینت فیبذاتی
شهدت فیک جمالا فینت فیبذاتی واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۳۷ - ز ضعف بیغمی، نتواند آهم از جگر خیزد
ز ضعف بیغمی، نتواند آهم از جگر خیزد وحیدالزمان قزوینی : شهرآشوب کوچک
بخش ۵۴ - صفت مَدارِس
دیدم چو صفای این مدارس امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۶۴ - بی شاهد رعنا به تماشا نتوان رفت
بی شاهد رعنا به تماشا نتوان رفت محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۱۰ - بیتصرف حسن را در هیچ دل تاثیر نیست
بیتصرف حسن را در هیچ دل تاثیر نیست انوری : رباعیات
رباعی ۲۸۲ - صف زد حشم بهار پیرامن گل
صف زد حشم بهار پیرامن گل کمال خجندی : غزلیات
شماره ۷۲۲ - در دست در درونم درمان آن ندانم
در دست در درونم درمان آن ندانم نظامی گنجوی : مخزن الاسرار
بخش ۱۲ - در مقام و مرتبت این نامه
منکه سراینده این نوگلم ابوالفرج رونی : قصاید
شمارهٔ ۵۷ - در مدح سلطان علاء الدوله ابو سعید مسعود بن ابراهیم
شه باز به حضرت رسید هین سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۴۹ - در بیان نقل فرمودن شیخ کریم الدین پسر بکتمر رحمة اللّه علیه. و در تقریر آنکه چون ولیی از این جهان رحلت کند نباید نومید شدن. که تا جهان قایم است اولیای حق دایم خواهند بودن. زیرا مقصود حق تعالی از این عالم و ازین خلق وجود مبارک ایشان است نه صورت جهان و جهانیان
کرد رحلت ز تن کریم الدین همام تبریزی : غزلیات
شماره ۸۴ - آن را که حسن و شکل و شمایل چنین بود
آن را که حسن و شکل و شمایل چنین بود سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۱۹۲ - بوی زلف او دماغ جان معطر میکند
بوی زلف او دماغ جان معطر میکند امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۰۸۰ - صبح است و دهر از خرمی چون روضه رضوان نگر
صبح است و دهر از خرمی چون روضه رضوان نگر قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۶۷ - عافیت سینهخراش جگر ریش من است
عافیت سینهخراش جگر ریش من است سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۲ - بسمه تعالی شأنه
در بیان آنکه حق تعالی از همه مخلوقات و موجودات ظاهرتر است و از غایت پیدائی پنهان است که خفی لشدة ظهوره زیرا هر مخلوقی را از آدمی و غیره باوصافش توان شناختن مثلا صورت آدمی را میبینی اگر از تو میپرسند که چه کس است میگوئی نمیشناسمش بعد از اختلاط که افعال و اقوال و اخلاق و هنرهای او را مشاهده میکنی گوئی که نیکش شناختم آنچه از او دیدی که موجب شناخت شد یقین که صورت نیست معنی بیچون و چگونۀ اوست اکنون چون بدان مقدار اخلاق و افعال معنی آدمی بر تو پیدا شد حق تعالی که جملۀ مخلوقات افعال و اقوال و آثار اوست چون پنهان ماند از این روی میفرماید که الحق اظهر من الشمس فمن طلب البیان بعد العیان فهو فی الخسران.