سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۲۴۰ - به گلشن گل اگر از رنگ و بوی خود سخن سازد
به گلشن گل اگر از رنگ و بوی خود سخن سازد
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۵۲۹ - مرا در بحر غم چون موج آب انداختی رفتی
مرا در بحر غم چون موج آب انداختی رفتی
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۸ - تا کی کنی عذاب و کنی ریش را خضاب؟
تا کی کنی عذاب و کنی ریش را خضاب؟
خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۱۸۳ - مطلع دوم
لشکر غم ران گشاد و آمد دوران او
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۶۲۵ - پرتوت هر جا بپردازدکنار آینه
پرتوت هر جا بپردازدکنار آینه
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۳۵۳ - اگر تو عاشق یاری به عشق دوست نکوست
اگر تو عاشق یاری به عشق دوست نکوست
اوحدالدین کرمانی : الباب الثانی عشر: فی الوصیة و الاسف علی مافات و ذکر الفناء و البقاء و ذکر مرتبته و وصف حالته رضی الله عنه
شماره ۵۴ - تا یوسف دل را نکنی از بن چاه
تا یوسف دل را نکنی از بن چاه
سید حسن غزنوی : قصاید
شمارهٔ ۴۸ - وله
گهر نتیجه بحر است و بر خلاف قیاس
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۵۳۸ - تا مرا طاقت هجران و توانم باشد
تا مرا طاقت هجران و توانم باشد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۸۹ - نمک به دیده غفلت کن از سفیده صبح
نمک به دیده غفلت کن از سفیده صبح
اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۱۸۲ - آزادی مرد هر چه خواهی ارزد
آزادی مرد هر چه خواهی ارزد
اهلی شیرازی : لغزها
لغز سوزن و رشعه
چیست آنمرغ مار هیبت کو
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۹۸ - جان بحسرت نتوان بی رخ جانان دادن
جان به حسرت نتوان بی رخ جانان دادن
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۵۴۵ - از کدامین چمن ای سرو روان می آیی
از کدامین چمن ای سرو روان می آیی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۴۶۷ - از پریشانی نیندیشد گدای زلف تو
از پریشانی نیندیشد گدای زلف تو
نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۴۲ - این سرما و آن خم زنجیر اوست
این سرما و آن خم زنجیر اوست
اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۲۶۳ - تا در نرسد وعده هر کار که هست
تا در نرسد وعده هر کار که هست
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۲۳۴ - الخوف
بی روی تو خونابه چکاند چشمم
سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۱۰۷ - هر که زین پیش بود امیر سخن
هر که زین پیش بود امیر سخن
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۱۷ - اگر تو دور کنی از درم صبور شوم
اگر تو دور کنی از درم صبور شوم