صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۶۰ - چشم خوشی که مست و خرابش شوم کجاست؟
چشم خوشی که مست و خرابش شوم کجاست؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۸۳۹ - نیست ما را شکوه ای از تنگی جا در قفس
نیست ما را شکوه ای از تنگی جا در قفس امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۱۰۲ - ای باد صبحدم، خبر آشنا بیار
ای باد صبحدم، خبر آشنا بیار قاسم انوار : غزلیات
شماره ۲۳۱ - ساقیم باده داد و بادم داد
ساقیم باده داد و بادم داد اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۹۲ - ساقی هم زخم طعنه شد مستی من
ساقی هم زخم طعنه شد مستی من اثیر اخسیکتی : غزلیات
شماره ۴۳ - وقت بیاید که دور غم بسر آید
وقت بیاید که دور غم بسر آید سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۲۷ - درزی
رشته بر پا دلبر درزی شبی آمد مرا فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۳۵ - در ذکر سفر سومنات و فتح آنجا و شکستن منات و رجعت سلطان گوید
فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۳۴۴ - ساقیا صبح است می از شیشه در پیمانه کن
ساقیا صبح است می از شیشه در پیمانه کن رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۴۳ - زکی شیرازی علیه الرّحمة
و هُوَ شیخ عبداللّه بن ابی تراب بن بهرام بن زکی بن عبداللّه بیجزلست. از فحول فضلا و عدول حکما و اکمل عرفای عهد خود بوده. قاضی ناصر الدین بیضاوی و قطب الدین علامه و ابوالنجّاش ظهیر الدّین عبدالرّحمن برغش تحصیل فضایل در خدمت آن جناب نمودهاند. و در رسالة الابرار فی الاخبار الاخیار آمده که او معلم و استاد جمیع فضلا و تمام علمای آن زمان بوده. قاضی بیضاوی از کرامت او نقل کرده که وی بعد ازوفات زنده شد و فتوی علمای مصر را جواب نوشته، باز درگذشت و بِناءً عَلَیْهِ وی را ذوالموتین لقب کردهاند. قَدْوَقَعَ هذاالأَمْرُ فی سَنةِ سَبْعٍ و سَبْعِیْنَ و سِتَّمائةٍ. العِلْمُ عِنْدَاللّهِ وَالْعُهْدَةُ عَلَی الرّاوِی. گاهی شعر میفرموده. این رباعی به نام اوست: آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۳۸۵ - ترک من چون سر آن زلف معنبر شکند
ترک من چون سر آن زلف معنبر شکند مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۰۷ - آن دل که غم بتان ندارد
آن دل که غم بتان ندارد اوحدی مراغهای : منطقالعشاق
غزل
ز جام عاشقی مستم دگر بار سعیدا : غزلیات
شماره ۵۱۸ - به روی سینه سیل اشک باز از دیده برگردان
به روی سینه سیل اشک باز از دیده برگردان مولوی : غزلیات
غزل ۱۵۶۵ - ای دشمن روزه و نمازم
ای دُشمنِ روزه و نمازم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۳۴ - شکوه عشق جهانگیر را تماشا کن
شکوه عشق جهانگیر را تماشا کن بلند اقبال : غزلیات
شماره ۱۲۳ - کسی که عشق ندارد چه درجهان دارد
کسی که عشق ندارد چه درجهان دارد سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۴۹ - کله پز
کله پز امرد پسر بسیار سودا کرد و رفت رودکی : قصاید و قطعات
شماره ۱۰ - آمد بهار خرم با رنگ و بوی طیب
آمد بهار خرم با رنگ و بوی طیب کمالالدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۱۰ - وله ایضا
ای به یاد خلق تو در بزم چرخ
غزل ۱۸۶۰ - چشم خوشی که مست و خرابش شوم کجاست؟
چشم خوشی که مست و خرابش شوم کجاست؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۸۳۹ - نیست ما را شکوه ای از تنگی جا در قفس
نیست ما را شکوه ای از تنگی جا در قفس امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۱۰۲ - ای باد صبحدم، خبر آشنا بیار
ای باد صبحدم، خبر آشنا بیار قاسم انوار : غزلیات
شماره ۲۳۱ - ساقیم باده داد و بادم داد
ساقیم باده داد و بادم داد اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۹۲ - ساقی هم زخم طعنه شد مستی من
ساقی هم زخم طعنه شد مستی من اثیر اخسیکتی : غزلیات
شماره ۴۳ - وقت بیاید که دور غم بسر آید
وقت بیاید که دور غم بسر آید سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۲۷ - درزی
رشته بر پا دلبر درزی شبی آمد مرا فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۳۵ - در ذکر سفر سومنات و فتح آنجا و شکستن منات و رجعت سلطان گوید
فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۳۴۴ - ساقیا صبح است می از شیشه در پیمانه کن
ساقیا صبح است می از شیشه در پیمانه کن رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۴۳ - زکی شیرازی علیه الرّحمة
و هُوَ شیخ عبداللّه بن ابی تراب بن بهرام بن زکی بن عبداللّه بیجزلست. از فحول فضلا و عدول حکما و اکمل عرفای عهد خود بوده. قاضی ناصر الدین بیضاوی و قطب الدین علامه و ابوالنجّاش ظهیر الدّین عبدالرّحمن برغش تحصیل فضایل در خدمت آن جناب نمودهاند. و در رسالة الابرار فی الاخبار الاخیار آمده که او معلم و استاد جمیع فضلا و تمام علمای آن زمان بوده. قاضی بیضاوی از کرامت او نقل کرده که وی بعد ازوفات زنده شد و فتوی علمای مصر را جواب نوشته، باز درگذشت و بِناءً عَلَیْهِ وی را ذوالموتین لقب کردهاند. قَدْوَقَعَ هذاالأَمْرُ فی سَنةِ سَبْعٍ و سَبْعِیْنَ و سِتَّمائةٍ. العِلْمُ عِنْدَاللّهِ وَالْعُهْدَةُ عَلَی الرّاوِی. گاهی شعر میفرموده. این رباعی به نام اوست: آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۳۸۵ - ترک من چون سر آن زلف معنبر شکند
ترک من چون سر آن زلف معنبر شکند مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۰۷ - آن دل که غم بتان ندارد
آن دل که غم بتان ندارد اوحدی مراغهای : منطقالعشاق
غزل
ز جام عاشقی مستم دگر بار سعیدا : غزلیات
شماره ۵۱۸ - به روی سینه سیل اشک باز از دیده برگردان
به روی سینه سیل اشک باز از دیده برگردان مولوی : غزلیات
غزل ۱۵۶۵ - ای دشمن روزه و نمازم
ای دُشمنِ روزه و نمازم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۳۴ - شکوه عشق جهانگیر را تماشا کن
شکوه عشق جهانگیر را تماشا کن بلند اقبال : غزلیات
شماره ۱۲۳ - کسی که عشق ندارد چه درجهان دارد
کسی که عشق ندارد چه درجهان دارد سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۴۹ - کله پز
کله پز امرد پسر بسیار سودا کرد و رفت رودکی : قصاید و قطعات
شماره ۱۰ - آمد بهار خرم با رنگ و بوی طیب
آمد بهار خرم با رنگ و بوی طیب کمالالدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۱۰ - وله ایضا
ای به یاد خلق تو در بزم چرخ