غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۲۴۵ - یاد باد آن روزگاران کاعتباری داشتم
یاد باد آن روزگاران کاعتباری داشتم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۳۰۱ - یک حباب قلزم توحید بی اکلیل ست
یک حباب قلزم توحید بی اکلیل ست
عطار نیشابوری : بخش بیستم
الحكایة و التمثیل
خواجه اکافی درآمد در سخن
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۹۴۴ - ز تو کی توان جدائی چو تو هست و بود مائی
ز تو کی توان جدائی چو تو هست و بود مائی
امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شمارهٔ ۲۶۶ - در طور خواجه
شب چو شکست توبه ام شوخ شرابخوار من
رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۳۹ - رفیع الدّین کرمانی
فرزانه‌ای صاحب کمالات صوری و معنوی، از وارستگان و مجردان عهد خود بوده. علی قلی خان لگزی در تذکرهٔ خود این رباعی را به نام نامی وی قلمی نموده است:
سلیم تهرانی : قصاید
شمارهٔ ۱۰ - در ستایش شاه عباس
کی توانی برد سوی منزل مقصود راه
فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۷۵ - روی ننمود یار چتوان کرد
روی ننمود یار چتوان کرد
نظیری نیشابوری : قصاید
شمارهٔ ۲۹ - ایضا این قصیده در مدح صاحبی ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان بن بیرام خان واقعست اول مخلع به مطلع ثانی و آخر متوجه به مطلع اول مکرر بجایزه پسندیده معزز گردیده
روزی چو بازمانده ضعیفان ز کاروان
عنصری بلخی : قصاید
شمارهٔ ۴۴ - در مدح سلطان محمود و انتقاد از قصیدهٔ غضائری
خدایگان خراسان و آفتاب کمال
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۱۱۳ - ز روزگار وفا خواهی؟ از تو این عجب است
ز روزگار وفا خواهی؟ از تو این عجب است
یغمای جندقی : غزلیات
شماره ۲۲ - سینه تا سوده ای از مهر تو بر سینه ما
سینه تا سوده ای از مهر تو بر سینه ما
مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۹۷ - آنان که مرا ز مستمندان دانند
آنان که مرا ز مستمندان دانند
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۱۸ - حسن رخ دوست جهان خوش کند
حسن رخ دوست جهان خوش کند
عطار نیشابوری : باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن
شماره ۱۸ - تا کی بی تو زاری پیوست کنم
تا کی بی تو زاری پیوست کنم
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۳۰۵ - واقف کسی ز شیوه ی آن کج کلاه نیست
واقف کسی ز شیوه ی آن کج کلاه نیست
شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۹ - انتحار تدریجی
خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۱۴۷ - اگر چه باغ جهان از وفای گل خالی است
اگر چه باغ جهان از وفای گل خالی است
رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۷۲ - سعد الدّین حموی جوینی قُدِّسَ سِرُّه
وهُوَ شیخ محمد بن المؤید بن ابی بکر بن حسن بن محمد بن حموه. از اکابر مشایخ و از اصحاب شیخ نجم الدین کبری است. صاحب کرامات و مقامات و به فارسی و تازی او را خیالات و رسالات است. گویند وقتی مدت سیزده روز روح از بدن وی منسلخ شده بود و وی به مانند قالبی بی جان افتاده بود. پس از مدت مذکور به خویش باز آمده. سوگند خورد که از این کیفیت خبری ندارم. غرض، فرید زمان و وحید دوران بوده. کتاب سجنجل الارواح و محبوب الاولیا از تصانیف آن جناب است. وفاتش در روز عید اضحی در سنهٔ ۶۰۵ و این رباعیات از افکار ابکار اوست:
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۹۱۳ - چو گفتم از کف من زلف را به تاب مکش
چو گفتم از کف من زلف را به تاب مکش