خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعاتی مانند تنهایی، بیاعتمادی، و درک عمیق از جهان میپردازد. شاعر از ناآگاهی دیگران نسبت به شیوههای زندگی متفاوت، بیاعتمادی میان دلها، و بیبرگی جهان سخن میگوید. همچنین، تأکید دارد که ظاهر فریبنده نیست و حقیقت درون مهم است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۳۰۵ - واقف کسی ز شیوه ی آن کج کلاه نیست
واقف کسی ز شیوه ی آن کج کلاه نیست
چون صورت فرنگ، نگاهش نگاه نیست ۱
دل ها ز راز یکدگر آگاه نیستند
آیینه را به خانه ی آیینه راه نیست ۲
دایم چو آفتاب سفید است روی من
چشمی مرا به سرمه ی مردم سیاه نیست ۳
بی برگی جهان همه معلوم من شده ست
گل چون طلب کنم که به باغش گیاه نیست ۴
غافل مشو که مردم درویش را سلیم
در خرقه هست پشمی، اگر در کلاه نیست ۵
چون صورت فرنگ، نگاهش نگاه نیست ۱
دل ها ز راز یکدگر آگاه نیستند
آیینه را به خانه ی آیینه راه نیست ۲
دایم چو آفتاب سفید است روی من
چشمی مرا به سرمه ی مردم سیاه نیست ۳
بی برگی جهان همه معلوم من شده ست
گل چون طلب کنم که به باغش گیاه نیست ۴
غافل مشو که مردم درویش را سلیم
در خرقه هست پشمی، اگر در کلاه نیست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۴ - آیینه را ز چشم تو تاب نگاه نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۰۶ - دلم به عشق ز آسیب فتنه آزاد است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.