خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و فراق سخن میگوید و بیان میکند که تا کی باید بیتو زاری کند و جان خود را با شراب عشق تو مست کند. او گاهی خود را نیست و گاهی هست میکند و اکنون زمان آن رسیده که در گردن تو دست بگذارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'شراب عشق' ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای تفسیر صحیح داشته باشد.
شماره ۱۸ - تا کی بی تو زاری پیوست کنم
تا کی بی تو زاری پیوست کنم
جان را ز شرابِ عشق تو مست کنم ۱
گاهی خود را نیست و گه هست کنم
وقت است که در گردن تو دست کنم ۲
جان را ز شرابِ عشق تو مست کنم ۱
گاهی خود را نیست و گه هست کنم
وقت است که در گردن تو دست کنم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - عاشق به غم تو کار افتاده خوش است
بعدی:باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.