خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و شاعرانه، بیانگر رابطهی عمیق و عاشقانهی شاعر با معشوق است. شاعر از احساسات متضاد خود مانند عشق، رنج، و فنا در معشوق سخن میگوید و از مفاهیم عرفانی مانند نور، فنا، و بازگشت به اصل صحبت میکند. در نهایت، شاعر به شمس تبریزی اشاره میکند و از عشق الهی و جذبهی معنوی سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۳۹۹ - ای از تو من برسته، ای هم توام بخورده
ای از تو من بِرُسته، ای هم تواَم بِخورده
هم در تو میگُدازم، چون از تواَم فَسُرده ۱
گَهْ در کَفَم فَشاری، گَهْ زیرِ پا به هر غَم
زیرا که میْ نَگَردد انگورِ نافَشُرده ۲
چون نورِ آفتابی بر خاکِ ما فَکَندی
وان گاه اندک اندک، باز آن طَرَف بِبُرده ۳
از روزَنِ تَنِ خود، چون نورْ بازگَردیم
در قُرصِ آفتابی، پاک از گناه و خُرده ۴
آن کَس که قُرص بینَد، گوید که گشت زنده
وان کو به روزَن آید، گوید فُلان بِمُرده ۵
در جامِ رنج و شادی، پوشیده اصلِ ما را
در مَغزِ اصلْ صافیم، باقی بِمانْده دُردِه ۶
ای اصلِ اصلِ دلها ای شَمسِ حَقِّ تبریز
ای صد جِگَر کَبابَت، تا چیست قَدْرِ گُرده ۷
هم در تو میگُدازم، چون از تواَم فَسُرده ۱
گَهْ در کَفَم فَشاری، گَهْ زیرِ پا به هر غَم
زیرا که میْ نَگَردد انگورِ نافَشُرده ۲
چون نورِ آفتابی بر خاکِ ما فَکَندی
وان گاه اندک اندک، باز آن طَرَف بِبُرده ۳
از روزَنِ تَنِ خود، چون نورْ بازگَردیم
در قُرصِ آفتابی، پاک از گناه و خُرده ۴
آن کَس که قُرص بینَد، گوید که گشت زنده
وان کو به روزَن آید، گوید فُلان بِمُرده ۵
در جامِ رنج و شادی، پوشیده اصلِ ما را
در مَغزِ اصلْ صافیم، باقی بِمانْده دُردِه ۶
ای اصلِ اصلِ دلها ای شَمسِ حَقِّ تبریز
ای صد جِگَر کَبابَت، تا چیست قَدْرِ گُرده ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۹۸ - آن دم که دررباید، باد از رخ تو پرده
گوهر بعدی:غزل ۲۴۰۰ - گل را نگر ز لطف سوی خار آمده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.