فرخی یزدی : غزلیات
شماره ۸۳ - کام دلم ز وصل تو حاصل نمی شود
کام دلم ز وصل تو حاصل نمی شود جامی : لیلی و مجنون
بخش ۱۵ - عهد وفا بستن لیلی با مجنون و تاء/کید کردن آن به سوگندان گوناگون
سر فتنه نیکوان آفاق واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۱۰۵ - خواهی که شود بر سر خلقت مسکن
خواهی که شود بر سر خلقت مسکن جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۴۳۵ - هر گه پی بیداد غمت چنگ برآورد
هر گه پی بیداد غمت چنگ برآورد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۲۶ - یوسف رخان ز شوق سراغ تومی کنند
یوسف رخان ز شوق سراغ تومی کنند سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۷ - تا بدیدم بتکده بی بت دلم آتشکدست
تا بدیدم بتکده بی بت دلم آتشکدست یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۳۳ - به دوستی نگارش رفت
هنگامی که از بیداد سردار در فراخای جهان در بدر بودم و آسیمه سر پی سپر، سالی را در اصفهان ناچارم به مرز عرب نامه نگار بایستی شد، و گزارش نامی از وی ناگزر بود. چون دلی از دستش سوخته داشتم و روانی به آذر آزار افروخته دست و خامه بر آن شد که از او به نکوهش و دشنام یاد آورده و خاک نام و ناموسش بی هیچ دریغ و افسوس برباد دهد. خرد خرده دان بانگ برزد که این کار نه بر هنجار کاردانی است و بر بازو نشره کامرانی، مایه پریشانی و پشیمانی.پند خود را کاربند آمدم و از روی ستایش درودی دانا پسند راندم. پیوند نامه بدان دوست و رسیدن کاروان سمنان، چون کردار و پاداش دوش به دوش افتاد. یکی از مردم کاروان که با من آشنا بود تا فرزندش به دبستان بر خواند از آن مرد خواست و گرفت و با خود برد، بردر الکای خوار که فرمان فرمای آن سمنان سار با سردار بود. میرزا محمد خواری که همواره دوست و نیکخواه رهی بود از روزگار پریشان من آگهی جست، خداوند نامه گفتش در اصفهان است. نامه ای هم به کربلا بر نگاشته. اینک بر من است، و همان بر چگونگی روزگارش گواهی روشن. صابر همدانی : غزلیات
شماره ۶ - دو چشم مست تو، بیمِی، خرابتر ز من است
دو چشم مست تو، بیمِی، خرابتر ز من است فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۰۴ - در سر هوس شراب و ساقی دارم
در سر هوس شراب و ساقی دارم مجیرالدین بیلقانی : ملمعات
شماره ۹ - یا صبیح الوجه قدحان الصباح
یا صبیح الوجه قدحان الصباح قاسم انوار : غزلیات
شماره ۳۰۷ - ای عشق توام در دو جهان مقصد و مقصود
ای عشق توام در دو جهان مقصد و مقصود جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۴۹ - فصل بهار اسیر گل و سرو و سوسنم
فصل بهار اسیر گل و سرو و سوسنم جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۰۶ - عالم آب است جام می زدست ما شکست
عالم آب است جام می زدست ما شکست فضولی : رباعیات
شماره ۶۴ - ای حلم تو طالب رضای همه کس
ای حلم تو طالب رضای همه کس سلمان ساوجی : قطعات
قطعه ۱۱۱ - گر سر ترک کلاه فقر داری ای فقیر
گر سر ترک کلاه فقر داری ای فقیر غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۳۲۹ - بدین خوبی خرد گوید که کام دل مخواه از وی
بدین خوبی خرد گوید که کام دل مخواه از وی اوحدی مراغهای : رباعیات
رباعی ۵۱ - صد را، رخت از هیچ الم زرد مباد!
صد را، رخت از هیچ الم زرد مباد! امام خمینی : رباعیات
شیفتگان
این شیفتگان که در صراطند، همه خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۶۳۵ - رند و دردی کش و مستم چه توان کرد چو هستم
رند و دردی کش و مستم چه توان کرد چو هستم جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۳۸۸ - بجز خیال تو در چشم ما نیاید هیچ
بجز خیال تو در چشم ما نیاید هیچ
شماره ۸۳ - کام دلم ز وصل تو حاصل نمی شود
کام دلم ز وصل تو حاصل نمی شود جامی : لیلی و مجنون
بخش ۱۵ - عهد وفا بستن لیلی با مجنون و تاء/کید کردن آن به سوگندان گوناگون
سر فتنه نیکوان آفاق واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۱۰۵ - خواهی که شود بر سر خلقت مسکن
خواهی که شود بر سر خلقت مسکن جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۴۳۵ - هر گه پی بیداد غمت چنگ برآورد
هر گه پی بیداد غمت چنگ برآورد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۲۶ - یوسف رخان ز شوق سراغ تومی کنند
یوسف رخان ز شوق سراغ تومی کنند سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۷ - تا بدیدم بتکده بی بت دلم آتشکدست
تا بدیدم بتکده بی بت دلم آتشکدست یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۳۳ - به دوستی نگارش رفت
هنگامی که از بیداد سردار در فراخای جهان در بدر بودم و آسیمه سر پی سپر، سالی را در اصفهان ناچارم به مرز عرب نامه نگار بایستی شد، و گزارش نامی از وی ناگزر بود. چون دلی از دستش سوخته داشتم و روانی به آذر آزار افروخته دست و خامه بر آن شد که از او به نکوهش و دشنام یاد آورده و خاک نام و ناموسش بی هیچ دریغ و افسوس برباد دهد. خرد خرده دان بانگ برزد که این کار نه بر هنجار کاردانی است و بر بازو نشره کامرانی، مایه پریشانی و پشیمانی.پند خود را کاربند آمدم و از روی ستایش درودی دانا پسند راندم. پیوند نامه بدان دوست و رسیدن کاروان سمنان، چون کردار و پاداش دوش به دوش افتاد. یکی از مردم کاروان که با من آشنا بود تا فرزندش به دبستان بر خواند از آن مرد خواست و گرفت و با خود برد، بردر الکای خوار که فرمان فرمای آن سمنان سار با سردار بود. میرزا محمد خواری که همواره دوست و نیکخواه رهی بود از روزگار پریشان من آگهی جست، خداوند نامه گفتش در اصفهان است. نامه ای هم به کربلا بر نگاشته. اینک بر من است، و همان بر چگونگی روزگارش گواهی روشن. صابر همدانی : غزلیات
شماره ۶ - دو چشم مست تو، بیمِی، خرابتر ز من است
دو چشم مست تو، بیمِی، خرابتر ز من است فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۰۴ - در سر هوس شراب و ساقی دارم
در سر هوس شراب و ساقی دارم مجیرالدین بیلقانی : ملمعات
شماره ۹ - یا صبیح الوجه قدحان الصباح
یا صبیح الوجه قدحان الصباح قاسم انوار : غزلیات
شماره ۳۰۷ - ای عشق توام در دو جهان مقصد و مقصود
ای عشق توام در دو جهان مقصد و مقصود جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۴۹ - فصل بهار اسیر گل و سرو و سوسنم
فصل بهار اسیر گل و سرو و سوسنم جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۰۶ - عالم آب است جام می زدست ما شکست
عالم آب است جام می زدست ما شکست فضولی : رباعیات
شماره ۶۴ - ای حلم تو طالب رضای همه کس
ای حلم تو طالب رضای همه کس سلمان ساوجی : قطعات
قطعه ۱۱۱ - گر سر ترک کلاه فقر داری ای فقیر
گر سر ترک کلاه فقر داری ای فقیر غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۳۲۹ - بدین خوبی خرد گوید که کام دل مخواه از وی
بدین خوبی خرد گوید که کام دل مخواه از وی اوحدی مراغهای : رباعیات
رباعی ۵۱ - صد را، رخت از هیچ الم زرد مباد!
صد را، رخت از هیچ الم زرد مباد! امام خمینی : رباعیات
شیفتگان
این شیفتگان که در صراطند، همه خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۶۳۵ - رند و دردی کش و مستم چه توان کرد چو هستم
رند و دردی کش و مستم چه توان کرد چو هستم جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۳۸۸ - بجز خیال تو در چشم ما نیاید هیچ
بجز خیال تو در چشم ما نیاید هیچ