اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۷ - فی هواکم صارقلبی هایما
فی هواکم صارقلبی هایما
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۵۵ - تا کی از عشوه و بهانهٔ تو
تا کی از عشوه و بهانهٔ تو
سعیدا : غزلیات
شماره ۲۱ - مکن سؤال ز هر بی وفا وفای مرا
مکن سؤال ز هر بی وفا وفای مرا
امیرخسرو دهلوی : مثنویات
شمارهٔ ۳۴ - صفت مسجد جامع
مسجد جامع که ز فیض اله
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۳۱ - تا سوز تو از میان جان بنشانم
تا سوز تو از میان جان بنشانم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۰۹۲ - آه گرمی هست دایم در دل بی تاب من
آه گرمی هست دایم در دل بی تاب من
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۰۳ - از عشق دهانت دل مسکین تنگست
از عشق دهانت دل مسکین تنگست
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۷۹ - صد شکر که نیستم من از بی‌خبران
صد شکر که نیستم من از بی‌خبران
مسعود سعد سلمان : مقطعات
شمارهٔ ۱۱۰ - پند
راز در گرمی سخن زنهار
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۷۲۶ - غریق عشق چه اندیشه از خطر دارد؟
غریق عشق چه اندیشه از خطر دارد؟
مولوی : غزلیات
غزل ۳۷۰ - آمد رمضان و عید با ماست
آمد رَمَضان و عید با ماست
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۶۳ - عالم از جوش بهاران چه بسامان شده است
عالم از جوش بهاران چه بسامان شده است
عطار نیشابوری : باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
شماره ۱۶ - در حیرت و سودا چه توانم کردن
در حیرت و سودا چه توانم کردن
کوهی : غزلیات
شماره ۲۰۰ - کوته نمی شود سخن ما به گفتگو
کوته نمی شود سخن ما به گفتگو
سعیدا : غزلیات
شماره ۴۱۹ - نه پنبه از پی راحت گذاشتم بر داغ
نه پنبه از پی راحت گذاشتم بر داغ
سنایی غزنوی : الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران
در ذکر آنکه پیغمبر ما رحمةً للعالمین است
زحمت آب و گِل در این عالم
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۳۰۶ - ماییم کافتاب غلام جمال ماست
ماییم کافتاب غلام جمال ماست
رشیدالدین میبدی : ۴۰- سورة المؤمن- مکیة
۳ - النوبة الثانیة
قوله: وَ قالَ الَّذِی آمَنَ یا قَوْمِ یعنى مؤمن آل فرعون: اتَّبِعُونِ أَهْدِکُمْ سَبِیلَ الرَّشادِ اقبلوا عظتى ابیّن لکم طریق السعادة و صلاح الامر و سبیل الهدى. الرّشاد و الرّشد و الرّشد الهدى، یقال: رجل رشید و راشد و رشاد. قال الشاعر:
نهج البلاغه : خطبه ها
ضرورت دشمن شناسی
و من خطبة له عليه‌السلام يريد الشيطان أو يكني به عن قوم أَلاَ وَ إِنَّ اَلشَّيْطَانَ قَدْ جَمَعَ حِزْبَهُ
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۷۹ - خویش را گر ز خور و خواب توانی گذراند
خویش را گر ز خور و خواب توانی گذراند