خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و جذبههای معشوق سخن میگوید. او از عشوهها و فریبهای معشوق شکایت میکند و بیان میکند که این عشق باعث شور و آشوب در جهان شده است. شاعر معشوق را به کعبهای تشبیه میکند که عاشقان به دور آن طواف میکنند و جان خود را برای عشق جاودانهاش میفروشند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۳۵۵ - تا کی از عشوه و بهانهٔ تو
تا کی از عشوه و بهانهٔ تو
چند ازین لابه و فسانهٔ تو ۱
شور و آشوب در جهان افگند
غمزهٔ چشم جاودانهٔ تو ۲
هیچ آشوب نیست در عالم
این چه فتنهست در زمانهٔ تو ۳
کعبهٔ عاشقان سوخته دل
هست امروز آستانهٔ تو ۴
عاشقانت همی طواف کنند
گرد کوی و سرای و خانه تو ۵
ای همایون همای کبک خرام
دل عشاق آشیانهٔ تو ۶
عاشقانت همی به جان بخرند
انده عشق جاودانهٔ تو ۷
چند ازین لابه و فسانهٔ تو ۱
شور و آشوب در جهان افگند
غمزهٔ چشم جاودانهٔ تو ۲
هیچ آشوب نیست در عالم
این چه فتنهست در زمانهٔ تو ۳
کعبهٔ عاشقان سوخته دل
هست امروز آستانهٔ تو ۴
عاشقانت همی طواف کنند
گرد کوی و سرای و خانه تو ۵
ای همایون همای کبک خرام
دل عشاق آشیانهٔ تو ۶
عاشقانت همی به جان بخرند
انده عشق جاودانهٔ تو ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۴ - موی چون کافور دارم از سر زلفین تو
گوهر بعدی:غزل ۳۵۶ - عاشقم بر لعل شکرخای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.