اهلی شیرازی : صنف چهارم که غلام و پیش برست
برگ دوازدهم یک غلام است
ای آنکه کمال دلستا نیست ترا
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۱۰۰ - اشتربانا چو عزم کردی به سفر
اشتربانا چو عزم کردی به سفر
سعدی : ملحقات و مفردات
تکه ۲۵ - هر شبی با دلی و صد زاری
هر شبی با دلی و صد زاری
طغرل احراری : غزلیات
شماره ۶۶ - خاکساری بس که ما را شهپر بال رساست
خاکساری بس که ما را شهپر بال رساست
جمال‌الدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۳۳ - دگرباره با مات بیگانگیست
دگرباره با مات بیگانگیست
کلیم کاشانی : مثنویات
شمارهٔ ۸ - برای نقش کردن بر دور سپر پادشاهی
پیش رخ شه نه سپر شد حجاب
عنصری بلخی : رباعیات
شماره ۴۳ - راز تو ز بیم خصم پنهان دارم
راز تو ز بیم خصم پنهان دارم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۲۵ - جان و دل و دین به وصلت ای مهر صنم
جان و دل و دین به وصلت ای مهر صنم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۷۸۲ - با زهره و با ماه اگر انبازی
با زهره و با ماه اگر انبازی
میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۰۲ - از شکر خنده آن گل به من افتاد آتش
از شکر خنده آن گل به من افتاد آتش
مولوی : غزلیات
غزل ۲۹۶۲ - با تو عتاب دارم، جانا چرا چنینی؟
با تو عِتاب دارم، جانا چرا چُنینی؟
صفای اصفهانی : غزلیات
شماره ۷۴ - مرا که رسته ام از گل بهارکی داند
مرا که رسته ام از گل بهارکی داند
انوری : رباعیات
رباعی ۲۸۳ - تاب رخ یار من نداری ای گل
تاب رخ یار من نداری ای گل
مولوی : دفتر دوم
بخش ۳۹ - رنجانیدن امیری خفته‌ای را کی مار در دهانش رفته بود
عاقلی بر اسپ می‌آمد سَوار
ابوالحسن فراهانی : غزلیات
شماره ۲۶ - دل به چنین زلف بندم چین ابرو چون بپاید
دل به چنین زلف بندم چین ابرو چون بپاید
فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۳۰ - در ذکر مراجعت سلطان محمود از هندوستان و فتح ثانی
قوی کننده دین محمد مختار
ملک‌الشعرای بهار : مستزادها
داد از دست عو!م
از عوام است هرآن بد که رود بر اسلام
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۸۰۲ - این جوانمردی که پیر میفروشان میکند
این جوانمردی که پیر میفروشان میکند
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۷۷۹ - خط سبزی که سر از لعل تو برخواهد کرد
خط سبزی که سر از لعل تو برخواهد کرد
رشیدالدین میبدی : ۴۲- سورة الشورى - مکیه
۲ - النوبة الثالثة
قوله تعالى عز و جل: اللَّه لطیف بعباده، اللَّه لطیف است به بندگان، رفیق است و مهربان بر ایشان لطف وى بود که ترا توفیق داد تا او را پرستیدى، توفیق کرد، تا از او خواستى دل معدن نور کرد تا نادیده دوست داشتى و نادریافته بشناختى.