ترکی شیرازی : فصل سوم - سوگواریها
شمارهٔ ۹۷ - نظم جگر سوز
تا سایهٔ تو بود پدر جان به سر من امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۳۲ - رفتن خسرو به سوی قصر شیرین و در بستن شیرین به روی خسرو
چو بستان تازه گشت از باد نوروز عنصری بلخی : بحر متقارب
شماره ۴۳ - چو رفتند سوی جزیرۀ کیوس
چو رفتند سوی جزیرۀ کیوس بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۹۵۳ - ز انداز نگاهت فتنه برق آهنگ می گردد
ز انداز نگاهت فتنه برق آهنگ می گردد محیط قمی : هفت شهر عشق
شمارهٔ ۴۲ - در مدح امیرالمؤمنین و امام المتّقین علیه السلام
دوش در صحن چمن از چه سبب غوغا بود صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۸۴ - یارب من اگر چه رفت عمرم بغلط
یارب من اگر چه رفت عمرم بغلط امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۳۱ - مناجات شیرین در شب فراق
شبی تاریک چون دریائی از قیر صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۱۶۴ - به ساغر نقل کرد از خم، شراب آهسته آهسته
به ساغر نقل کرد از خم، شراب آهسته آهسته عنصری بلخی : بحر متقارب
شماره ۳۵ - دمان همچنان کشتی مارسار
دمان همچنان کشتی مارسار ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۲۳۷ - به یکی از وکلای مجلس
ای سید عراقی شغلی دگر نداری امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۲۸ - رفتن خسرو پیش فرهاد و مناظرهٔ ایشان
شهنشه گفت کز بخت دل افروز سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۳۱ - مکن آن زلف را چو دال مکن
مکن آن زلف را چو دال مکن عنصری بلخی : بحر متقارب
شماره ۳۳ - چو میروک را بال گردد هزار
چو میروک را بال گردد هزار ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۷۱ - چه باید کرد؟
ترک ملک عجم ببایدکرد امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۲۶ - از جواب نامهٔ شیرین به خسرو
به نام نقشبندی لوح هستی عنصری بلخی : بحر متقارب
شماره ۲۵ - نگاری کزو بت نمونه شود
نگاری کزو بت نمونه شود امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۲۱ - خبر یافتن شیرین از عقد کردن خسرو شکر را و به صحرا رفتن و ملاقاتش با فرهاد
خبر شد چون به شیرین مشوش آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۳۱۱ - پرده بگرفت زرخ آن گل رعنا گستاخ
پرده بگرفت زرخ آن گل رعنا گستاخ امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۱۹ - بردن شکر خسرو را به خانهٔ خویش به مهمانی
به صد خواهشگری شهرا پریروی امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۱۷ - رفتن خسرو به اصفهان به هوای شکر
هوای دلبر نو کرده در دل
شمارهٔ ۹۷ - نظم جگر سوز
تا سایهٔ تو بود پدر جان به سر من امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۳۲ - رفتن خسرو به سوی قصر شیرین و در بستن شیرین به روی خسرو
چو بستان تازه گشت از باد نوروز عنصری بلخی : بحر متقارب
شماره ۴۳ - چو رفتند سوی جزیرۀ کیوس
چو رفتند سوی جزیرۀ کیوس بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۹۵۳ - ز انداز نگاهت فتنه برق آهنگ می گردد
ز انداز نگاهت فتنه برق آهنگ می گردد محیط قمی : هفت شهر عشق
شمارهٔ ۴۲ - در مدح امیرالمؤمنین و امام المتّقین علیه السلام
دوش در صحن چمن از چه سبب غوغا بود صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۸۴ - یارب من اگر چه رفت عمرم بغلط
یارب من اگر چه رفت عمرم بغلط امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۳۱ - مناجات شیرین در شب فراق
شبی تاریک چون دریائی از قیر صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۱۶۴ - به ساغر نقل کرد از خم، شراب آهسته آهسته
به ساغر نقل کرد از خم، شراب آهسته آهسته عنصری بلخی : بحر متقارب
شماره ۳۵ - دمان همچنان کشتی مارسار
دمان همچنان کشتی مارسار ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۲۳۷ - به یکی از وکلای مجلس
ای سید عراقی شغلی دگر نداری امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۲۸ - رفتن خسرو پیش فرهاد و مناظرهٔ ایشان
شهنشه گفت کز بخت دل افروز سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۳۱ - مکن آن زلف را چو دال مکن
مکن آن زلف را چو دال مکن عنصری بلخی : بحر متقارب
شماره ۳۳ - چو میروک را بال گردد هزار
چو میروک را بال گردد هزار ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۷۱ - چه باید کرد؟
ترک ملک عجم ببایدکرد امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۲۶ - از جواب نامهٔ شیرین به خسرو
به نام نقشبندی لوح هستی عنصری بلخی : بحر متقارب
شماره ۲۵ - نگاری کزو بت نمونه شود
نگاری کزو بت نمونه شود امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۲۱ - خبر یافتن شیرین از عقد کردن خسرو شکر را و به صحرا رفتن و ملاقاتش با فرهاد
خبر شد چون به شیرین مشوش آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۳۱۱ - پرده بگرفت زرخ آن گل رعنا گستاخ
پرده بگرفت زرخ آن گل رعنا گستاخ امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۱۹ - بردن شکر خسرو را به خانهٔ خویش به مهمانی
به صد خواهشگری شهرا پریروی امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۱۷ - رفتن خسرو به اصفهان به هوای شکر
هوای دلبر نو کرده در دل