کمال خجندی : غزلیات
شماره ۴۸ - مست عشقم ز خرابات میارید مرا
مست عشقم ز خرابات میارید مرا
فصیحی هروی : ابیات پراکنده
شماره ۵۵ - شب که غمهای تو را پرده‌نشین می‌کردم
شب که غمهای تو را پرده‌نشین می‌کردم
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۹ - در ستایش جناب حاجی آقاسی رحمه ا‌لله
هر وجودی ‌را به ‌وهم اندر توان ‌جستن همال
صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۱۱۹ - ما از امیدها همه یکجا گذشته‌ایم
ما از امیدها همه یکجا گذشته‌ایم
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۱ - د‌ر ستایش رواق منور امام ثامن ضامن السلطان علی بن موسی الرضا علیه‌الآف التحیة و الثناء و تاریخ سال تعمیر و نگارش آن
زهی به منزلت از عرش برده فرش تو رونق
خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۲۲۳ - الهی عارف تو را به نور تو میداند و از شعاع وجود عبارت نمیتواند در آتش مهر می سوز
الهی عارف تو را به نور تو میداند و از شعاع وجود عبارت نمیتواند در آتش مهر می سوزد و از نار باز نمی پردازد.
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۳۶ - رو گرد سراپردهٔ اسرار مگرد
رو گرد سراپردهٔ اسرار مگرد
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۳ - قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۳ - د‌ر مغازلت و تشبیب و اظهار عشقبازی و نسیب فرماید
هر سال به نوروز مرا بوسه دهد باز
خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۲۱۳ - الهی ای یادگار جانها و یاد رشتهٔ دلها، به فضل خود ما را یاد کن ف و بیاد لطفی ما
الهی ای یادگار جانها و یاد رشتهٔ دلها، به فضل خود ما را یاد کن ف و بیاد لطفی ما را شاد کن.
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۸۸ - امشب چو جمال داده‌ای خب می‌باش
امشب چو جمال داده‌ای خب می‌باش
خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۲۱۱ - الهی نالیدن من در درد از بیم زوال آنست که او که از زخم دوست بنالد در مهر دوست نا
الهی نالیدن من در درد از بیم زوال آنست که او که از زخم دوست بنالد در مهر دوست نامرد است، ای جوان اگر زهرهٔ این کار داری قصد راه کن و شربت بلا نوش کن و دوست بر آن گواه دار اگر به عافیت به ناز دار سخن کوتاه کن.
فروغ فرخزاد : اسیر
دعوت
تو را افسون چشمانم ز ره برده ست و می دانم
خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۲۰۸ - الهی در دل دوستان تو نور عنایت پیداست و جانها در آرزوی وصال تو حیران و شیداست، چ
الهی در دل دوستان تو نور عنایت پیداست و جانها در آرزوی وصال تو حیران و شیداست، چون تو مولا کراست ؟ و چون تو دوست کجاست ؟
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۵ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساده شجاع السطنه حسنعلی میرزا طاب‌الله ثراه فرماید
غم و شادیست‌که با یکدگر آمیخته‌اند
خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۲۰۶ - الهی تو آنی که از احاطت ادهام بیرونی و از ادراک عقول مصونی، نه مَدَرک عیونی کار
الهی تو آنی که از احاطت ادهام بیرونی و از ادراک عقول مصونی، نه مَدَرک عیونی کار سازهر مفتونی و شاد ساز هر محزونی، در حکم بی چرا و در ذات بی چند و در صفات بی چونی.
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - در تهنیت خطان و تطهیر شاهزاده آزاده عباس میرزا ثمره الفواد شهریار ماضی محمدشاه غا‌زی طاب ثراه فرماید
این چه جشنست ‌کزو جان جهان در طرب است
خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۱۳۴ - الهی هر کسی را امیدی و امید رهی دیدار، رهی را بی دیدار نه به مُزد نیاز است نه به
الهی هر کسی را امیدی و امید رهی دیدار، رهی را بی دیدار نه به مُزد نیاز است نه به بهشت کار.
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ - وله ایضاً فی مدحه
این خط بی‌خطا که به از نافهٔ ختاست
خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۱۱۷ - الهی از مدت آرزومندی روزی ماند و از درد فراق به دل سوزی ماند.
الهی از مدت آرزومندی روزی ماند و از درد فراق به دل سوزی ماند.
کسایی مروزی : ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت
شماره ۵۵ - آنکه نداند همی سرود ز یاسین
آنکه نداند همی سرود ز یاسین