توضیح: متن زیر تنها تقلیدی کورکورانه و سازماندهی کلمات به گونه ای ناشیانه در کنار یکدیگر است (یک چیزی شبیه سیستم مدیریت غربی ها ؟!) بنابراین هیچ یک از حالات ذکر شده برای اینجانب رخ نداده است و از بنیان همه را تکذیب می نمایم.
زاده شدم، زاده شدم
پُر نام و آوازه شدم
خام بدم، پخته شدم
ریشه بدم، بیشه شدم
در می ناب غرقه شدم
وز طرب آکنده شدم
وای ز می مست شدم
عاشق و دیوانه شدم
شیرین تر از شیرین شدم
فرهاد کوه افکن شدم
دسته ی یک تیشه شدم
وز پی آن ریشه شدم
تیشه زدم به ریشه ام
شاخه ی خشکیده شدم
دست ندادی به برم
باز خمیده تر شدم
خشک فتاده ام زمین
در نظرت خار شدم
برق درون چشم تو
دیدم و بی تاب شدم
شعله گرفت وجود من
دوش همه نار شدم
«س.م.ط.بالا»
(به تاریخ: پانزدهم اردیبهشت ماه یک هزار و سیصد و هشتاد و هشت خورشیدی)
۱۴۰۳/۱۱/۷ ۰۴:۲۸
از دفتر خواستم شعر باشد