عنصری بلخی : قصاید
شمارهٔ ۱۸ - در مدح امیر نصر بن سبکتگین
رامش افزای باد و نیک اختر عطار نیشابوری : بخش بیست و دوم
(۱۰) حکایت محمود با شیخ خرقانی
مگر محمود میآمد ز راهی رضیالدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۱۲ - بی عشق مباش اگر چه محض سخن است
بی عشق مباش اگر چه محض سخن است جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۶۴ - تا ز جام عشق دل مستان شد و دیوانه هم
تا ز جام عشق دل مستان شد و دیوانه هم رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیف
پاره ۲
نیست فکری به غیر یار مرا ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۳۸ - قاهره
و ازتنیس به قسطنطنیه کشتی به بیست روز رود. و ما به جانب مصر روانه شدیم و چون به نزدیک دریا میرسد شاخها میشود و پراکنده در دریا میریزد. و آن شاخ آب را که ما در آن میرفتیم رومش میگفتند و همچنین کشتی از روی آب میآمد تا به شهری رسیدیم که آن را صالحیه میگفتند و این روستای پرنعمت و خواربار است و کشتی بسیار میسازند و هر ژک را دویست خروار بار میکنند و به مصر میبرند تا در دکان بقال میرود که اگر نه چنین بودی آزوقه آن شهر به پشت ستور نشایستی داشتن با آن مشغعله که آن جاست. و ما بدین صالحیه از کشتی بیرون آمدیم و آن شب نزدیک شهر رفتیم. روز یکشنبه هفتم صفر سنه تسع وثلثین و اربعمائه که روز اورمزد بود از شهریورماه قدیم در قاهره بودیم. مولوی : غزلیات
غزل ۲۱۶۹ - ز مکر حق مباش ایمن، اگر صد بخت بینی تو
زِ مَکْرِ حَق مَباش ایمِن، اگر صد بَخْت بینی تو حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۱۶۸ - من که بر جان و دل از درد تو داغی دارم
من که بر جان و دل از درد تو داغی دارم بابافغانی : غزلیات
شماره ۵۰ - مستانه برون تاخته یی توسن کین را
مستانه برون تاخته یی توسن کین را عطار نیشابوری : باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
شماره ۵۹ - می خور که فلک بهر هلاک من و تو
می خور که فلک بهر هلاک من و تو سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۸۰ - عشق تو زیر و زبر دارد دلم
عشق تو زیر و زبر دارد دلم طغرل احراری : غزلیات
شماره ۲۶۲ - عشق تو بلای جان و دینم
عشق تو بلای جان و دینم عبید زاکانی : مقطعات
شمارهٔ ۱۵ - در مناجات گوید
چون در این دنیا عزیزم داشتی یارب به لطف امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۵۳۴ - گر توانی بدو رسانیدن
گر توانی بدو رسانیدن مولوی : رباعیات
رباعی ۲۴۲ - برکان شکر چند مگس را غوغاست
برکان شکر چند مگس را غوغاست امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۴۲۴ - هست بازار تو در دلها گرم
هست بازار تو در دلها گرم انوری : مقطعات
شمارهٔ ۱۶۵ - در هجا
میر طغرل بمرد و من گفتم صفای اصفهانی : مثنوی
بخش ۲۳ - توضیح
ز من بنیوش هان اسرار دیگر ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۵۳ - نگار من همه آیین دلبری دارد
نگار من همه آیین دلبری دارد مولوی : دفتر سوم
بخش ۹۸ - اقتدا کردن قوم از پس دقوقی
پیش در شُد آن دَقوقی در نماز
شمارهٔ ۱۸ - در مدح امیر نصر بن سبکتگین
رامش افزای باد و نیک اختر عطار نیشابوری : بخش بیست و دوم
(۱۰) حکایت محمود با شیخ خرقانی
مگر محمود میآمد ز راهی رضیالدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۱۲ - بی عشق مباش اگر چه محض سخن است
بی عشق مباش اگر چه محض سخن است جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۶۴ - تا ز جام عشق دل مستان شد و دیوانه هم
تا ز جام عشق دل مستان شد و دیوانه هم رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیف
پاره ۲
نیست فکری به غیر یار مرا ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۳۸ - قاهره
و ازتنیس به قسطنطنیه کشتی به بیست روز رود. و ما به جانب مصر روانه شدیم و چون به نزدیک دریا میرسد شاخها میشود و پراکنده در دریا میریزد. و آن شاخ آب را که ما در آن میرفتیم رومش میگفتند و همچنین کشتی از روی آب میآمد تا به شهری رسیدیم که آن را صالحیه میگفتند و این روستای پرنعمت و خواربار است و کشتی بسیار میسازند و هر ژک را دویست خروار بار میکنند و به مصر میبرند تا در دکان بقال میرود که اگر نه چنین بودی آزوقه آن شهر به پشت ستور نشایستی داشتن با آن مشغعله که آن جاست. و ما بدین صالحیه از کشتی بیرون آمدیم و آن شب نزدیک شهر رفتیم. روز یکشنبه هفتم صفر سنه تسع وثلثین و اربعمائه که روز اورمزد بود از شهریورماه قدیم در قاهره بودیم. مولوی : غزلیات
غزل ۲۱۶۹ - ز مکر حق مباش ایمن، اگر صد بخت بینی تو
زِ مَکْرِ حَق مَباش ایمِن، اگر صد بَخْت بینی تو حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۱۶۸ - من که بر جان و دل از درد تو داغی دارم
من که بر جان و دل از درد تو داغی دارم بابافغانی : غزلیات
شماره ۵۰ - مستانه برون تاخته یی توسن کین را
مستانه برون تاخته یی توسن کین را عطار نیشابوری : باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
شماره ۵۹ - می خور که فلک بهر هلاک من و تو
می خور که فلک بهر هلاک من و تو سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۸۰ - عشق تو زیر و زبر دارد دلم
عشق تو زیر و زبر دارد دلم طغرل احراری : غزلیات
شماره ۲۶۲ - عشق تو بلای جان و دینم
عشق تو بلای جان و دینم عبید زاکانی : مقطعات
شمارهٔ ۱۵ - در مناجات گوید
چون در این دنیا عزیزم داشتی یارب به لطف امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۵۳۴ - گر توانی بدو رسانیدن
گر توانی بدو رسانیدن مولوی : رباعیات
رباعی ۲۴۲ - برکان شکر چند مگس را غوغاست
برکان شکر چند مگس را غوغاست امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۴۲۴ - هست بازار تو در دلها گرم
هست بازار تو در دلها گرم انوری : مقطعات
شمارهٔ ۱۶۵ - در هجا
میر طغرل بمرد و من گفتم صفای اصفهانی : مثنوی
بخش ۲۳ - توضیح
ز من بنیوش هان اسرار دیگر ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۵۳ - نگار من همه آیین دلبری دارد
نگار من همه آیین دلبری دارد مولوی : دفتر سوم
بخش ۹۸ - اقتدا کردن قوم از پس دقوقی
پیش در شُد آن دَقوقی در نماز