افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۸۲ - عاشق نتوان گفت که در بند نباشد
عاشق نتوان گفت که در بند نباشد فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۱۴ - چون بر سر راه عدم است آنچه وجود است
چون بر سر راه عدم است آنچه وجود است اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۷۲۸ - عاشق آشفته دل از طعنه خامی نشود
عاشق آشفته دل از طعنه خامی نشود عطار نیشابوری : باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان
شماره ۱۸ - چون گریهٔ من ابر بهاری نبود
چون گریهٔ من ابر بهاری نبود صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۴۲ - ساقیا بی تکلف آر شراب
ساقیا بی تکلف آر شراب امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۳۸ - نرخ کردی به بوسهای جانی
نرخ کردی به بوسهای جانی سلطان باهو : غزلیات
غزل ۲۳ - و هو معکم اینما کنتم نگر
و هو معکم اینما کنتم نگر ایرج میرزا : غزل ها
غزل ۵ - طرب افسرده کند دل چو ز حدّ در گذرد
طرب افسرده کند دل چو ز حدّ در گذرد فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۶۹ - دل جز به دو زلف مشکبارش ندهند
دل جز به دو زلف مشکبارش ندهند سعیدا : رباعیات
شماره ۷۸ - تا جسم مکدرت همه جان نشود
تا جسم مکدرت همه جان نشود رشیدالدین میبدی : ۸۵- سورة البروج- المکیة
النوبة الثانیة
این سوره بیست و دو آیتست، صد و نه کلمه، چهار صد و سى حرف، جمله به مکه فرو آمد باجماع مفسّران. و در این سوره هیچ ناسخ و منسوخ نیست. و در فضیلت این سوره ابى بن کعب روایت کند از مصطفى (ص) که گفت: هر که این سوره بر خواند، خداى عزّ و جلّ او را بعدد هر روز آدینه و هر روز عرفه که درین جهان باشد ده نیکى در دیوان وى بنویسد. قوله: وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ قیل: المراد بها جمیع السّماوات. و قیل: السَّماءِ الدّنیا فانّها ذاتِ الْبُرُوجِ اى ذاتِ الظّهور. و قیل: ذاتِ الْبُرُوجِ الخلق الحسن. افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۵۴ - جز ملک محبت به جهان مملکتی نیست
جز ملک محبت به جهان مملکتی نیست رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۱۰۶ - یحیی لاهیجانی
از فضلا و علمای زمان خود ممتاز و بین العوام و الخواص با اعزاز. مدتی در کاشان و چندی در دهلی و هندوستان توقف داشته و در شغل قضا لوای شهرت افراشته. آخر از هند به کاشان مراجعت کرد و در سنهٔ ۹۵۳ وفات یافت. غرض، از محققین و فضلا محسوب میشد و خالی از حالی نبود. این چند بیت از اشعار اوست: خاقانی : غزلیات
غزل ۸۱ - بگشا نقاب رخ که ز ره بر در آیمت
بگشا نقاب رخ که ز ره بر در آیمت سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۲۱ - کلال
گفتم با آن کلال پسر ای نگار چست جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۷۹۶ - رفتم اما بی تو بس بی طاقتم داد از فراق
رفتم اما بی تو بس بی طاقتم داد از فراق حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۸۳۳ - من رند خراباتم،سر مست و خراب اولی
من رند خراباتم،سر مست و خراب اولی آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۶۹۱ - رحمی ای ساقی که از دیر و حرم بیگانه ام
رحمی ای ساقی که از دیر و حرم بیگانه ام فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۱۶۵ - جنون از داغ رسوایی چو آراید گلستانم
جنون از داغ رسوایی چو آراید گلستانم جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۹۸ - دل را گشاد کار ز فیض دماغ ماست
دل را گشاد کار ز فیض دماغ ماست
شماره ۸۲ - عاشق نتوان گفت که در بند نباشد
عاشق نتوان گفت که در بند نباشد فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۱۴ - چون بر سر راه عدم است آنچه وجود است
چون بر سر راه عدم است آنچه وجود است اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۷۲۸ - عاشق آشفته دل از طعنه خامی نشود
عاشق آشفته دل از طعنه خامی نشود عطار نیشابوری : باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان
شماره ۱۸ - چون گریهٔ من ابر بهاری نبود
چون گریهٔ من ابر بهاری نبود صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۴۲ - ساقیا بی تکلف آر شراب
ساقیا بی تکلف آر شراب امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۳۸ - نرخ کردی به بوسهای جانی
نرخ کردی به بوسهای جانی سلطان باهو : غزلیات
غزل ۲۳ - و هو معکم اینما کنتم نگر
و هو معکم اینما کنتم نگر ایرج میرزا : غزل ها
غزل ۵ - طرب افسرده کند دل چو ز حدّ در گذرد
طرب افسرده کند دل چو ز حدّ در گذرد فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۶۹ - دل جز به دو زلف مشکبارش ندهند
دل جز به دو زلف مشکبارش ندهند سعیدا : رباعیات
شماره ۷۸ - تا جسم مکدرت همه جان نشود
تا جسم مکدرت همه جان نشود رشیدالدین میبدی : ۸۵- سورة البروج- المکیة
النوبة الثانیة
این سوره بیست و دو آیتست، صد و نه کلمه، چهار صد و سى حرف، جمله به مکه فرو آمد باجماع مفسّران. و در این سوره هیچ ناسخ و منسوخ نیست. و در فضیلت این سوره ابى بن کعب روایت کند از مصطفى (ص) که گفت: هر که این سوره بر خواند، خداى عزّ و جلّ او را بعدد هر روز آدینه و هر روز عرفه که درین جهان باشد ده نیکى در دیوان وى بنویسد. قوله: وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ قیل: المراد بها جمیع السّماوات. و قیل: السَّماءِ الدّنیا فانّها ذاتِ الْبُرُوجِ اى ذاتِ الظّهور. و قیل: ذاتِ الْبُرُوجِ الخلق الحسن. افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۵۴ - جز ملک محبت به جهان مملکتی نیست
جز ملک محبت به جهان مملکتی نیست رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۱۰۶ - یحیی لاهیجانی
از فضلا و علمای زمان خود ممتاز و بین العوام و الخواص با اعزاز. مدتی در کاشان و چندی در دهلی و هندوستان توقف داشته و در شغل قضا لوای شهرت افراشته. آخر از هند به کاشان مراجعت کرد و در سنهٔ ۹۵۳ وفات یافت. غرض، از محققین و فضلا محسوب میشد و خالی از حالی نبود. این چند بیت از اشعار اوست: خاقانی : غزلیات
غزل ۸۱ - بگشا نقاب رخ که ز ره بر در آیمت
بگشا نقاب رخ که ز ره بر در آیمت سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۲۱ - کلال
گفتم با آن کلال پسر ای نگار چست جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۷۹۶ - رفتم اما بی تو بس بی طاقتم داد از فراق
رفتم اما بی تو بس بی طاقتم داد از فراق حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۸۳۳ - من رند خراباتم،سر مست و خراب اولی
من رند خراباتم،سر مست و خراب اولی آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۶۹۱ - رحمی ای ساقی که از دیر و حرم بیگانه ام
رحمی ای ساقی که از دیر و حرم بیگانه ام فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۱۶۵ - جنون از داغ رسوایی چو آراید گلستانم
جنون از داغ رسوایی چو آراید گلستانم جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۹۸ - دل را گشاد کار ز فیض دماغ ماست
دل را گشاد کار ز فیض دماغ ماست