شاعر در این متن از دردها و رنجهای عاطفی خود میگوید، از ضعف جسمانی و روحی شکایت دارد و از تأخیر در رسیدن به مرگ (به عنوان رهایی) اظهار ناراحتی میکند. او همچنین به تأثیر نالههایش اشاره میکند و از عشق و جذابیت معشوق که همچون تیر و شمشیر به جانش میزنند، سخن میگوید. در ادامه، شاعر به مقایسهای بین خود و معشوق میپردازد و در پایان به وضعیت جغرافیایی و اجتماعی اشاره میکند.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق، اشاره به مرگ و رنجهای روحی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۱۲۲ - نه ضعف تن ز جانم سیر دارد
غم آن نو جوانم پیر دارد ۱
نوید کشتنم دی داد، امروز
نمی دانم چرا تاخیر دارد ۲
چونی از خود تهی گشتم به دلها
چونی زان ناله ام تاثیر دارد ۳
به قصد جان من آن چشم و ابرو
یکی تیر و یکی شمشیر دارد ۴
رخ ماه من و رخساره ی ماه
زمین تا آسمان توفیر دارد ۵
کسی را کش تو میری کی به عالم
سر و برگ بت کشمیر دارد ۶
رفیق آماده ی هند است اما
صفاهان خاک دامنگیر دارد ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.