میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۶۱ - ای مرغ دلم فاخته سرو بلندت
ای مرغ دلم فاخته سرو بلندت
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۴۴۱ - بماندم در بلای دل که یارب
بماندم در بلای دل که یارب
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۱۵ - نغمه و گفتار خوش ارواح را بال و پرند
نغمه و گفتار خوش ارواح را بال و پرند
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۳۷ - آن شب که ترا به خواب بینم پیداست
آن شب که ترا به خواب بینم پیداست
سنایی غزنوی : الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
فی الکرامة
از درونش چوبوی جان یابند
قائم مقام فراهانی : جلایرنامه
بخش ۲۰ - جلایر می شود مشعوف چندان
جلایر می شود مشعوف چندان
همام تبریزی : رباعیات
شماره ۵۴ - شد دوش میان ما حکایت آغاز
شد دوش میان ما حکایت آغاز
مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۸۳ - هر روز زمانه را ز نو بازاریست
هر روز زمانه را ز نو بازاریست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۹۹ - چار دیوار قفس عشرت سرای ما بس است
چار دیوار قفس عشرت سرای ما بس است
فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۸۳ - فلک خونم به تیغ آن بت بی‌باک می‌ریزد
فلک خونم به تیغ آن بت بی‌باک می‌ریزد
غبار همدانی : مفردات
شماره ۲ - از دست گلچین بی روی گل ماند
از دست گلچین بی روی گل ماند
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۱۸۰ - درس عشق از دفتر جان خوانده ایم
درس عشق از دفتر جان خوانده ایم
عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۸۵ - از حد گذشت درد و به درمان نمیرسیم
از حد گذشت درد و به درمان نمیرسیم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۷۱ - همت طلبی، به تربت مجنون آی
همت طلبی، به تربت مجنون آی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۲۱ - تیغ تو که مرگ جرعة ساغر اوست
تیغ تو که مرگ جرعة ساغر اوست
مولوی : غزلیات
غزل ۳۸۶ - چون نداری تاب ذاتش چشم بگشا در صفات
چون نداری تابِ ذاتَش چَشم بُگْشا در صِفات
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۰۵ - جانا، ز دل ار کباب خواهی، دارم
جانا، ز دل ار کباب خواهی، دارم
عطار نیشابوری : باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق
شماره ۴۷ - زلف تو که چون مشک به هر سوی افتاد
زلف تو که چون مشک به هر سوی افتاد
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۷۶ - با تنگدلی حوصلهٔ ماست فراخ
با تنگدلی حوصلهٔ ماست فراخ
رشیدالدین میبدی : ۲۳- سورة المؤمنون- مکیّة
۳ - النوبة الثالثة
قوله: «یا أَیُّهَا الرُّسُلُ» ابراهیم خلیل را علیه السلام دو فرزند بود که سلاله نبوت بودند یکى اسحاق پدر عبرانیان، دیگر اسماعیل پدر عرب، از اسحاق علیه السلام پیغامبران آمدند هزاران، و از اسماعیل علیه السلام یک پیغامبر آمد محمّد عربى (ص) آن قوّت نبوت که در نهاد اسحاق تعبیه بود بهزاران پیغامبر قسمت کردند هر یکى را از آن جزوى نصیب آمد، باز قوّت نبوت و کمال رسالت که در نهاد اسماعیل تعبیه بود همه بمصطفى عربى دادند لا جرم بر همه افزون آمد و قوّت جمله انبیاء در وى موجود آمد تا با وى گفتند: «یا أَیُّهَا الرُّسُلُ» اى همه اخلاق پیغامبران در تو جمع آمده و بهمه اوصاف حمیده ستوده، هر پیغامبرى را بخصلتى نواختند و از حضرت ذو الجلال او را تحفه‏اى فرستادند که بدان مخصوص گشت، باز محمّد عربى و مصطفى هاشمى که طراز کسوت وجود بود درّ صدف شرف بود او را بهمه بر گذاشتند، و بصفات همگان بنگاشتند، چنان که ابن عباس گفت: انّ اللَّه تعالى اعطى محمّد خلق آدم و معرفة شیث و شجاعة نوح و وفاء ابرهیم و رضاء اسحاق و قوة یعقوب و حسن یوسف و شدة موسى و وقار الیاس و صبر ایوب و طاعة یونس و صوت داود و فصاحت صالح و زهد یحیى و عصمة عیسى و حب دانیال و جهاد یوشع.