صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۲۲ - ریزش اشک ندامت غافلان را بس بود
ریزش اشک ندامت غافلان را بس بود
قاآنی شیرازی : غزلیات
غزل ۳۴ - دولت آنست که از در صنمی تازه درآید
دولت آنست که از در صنمی تازه درآید
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۹۸ - باز عقلم برد از سر کاکل مشکین دوست
باز عقلم برد از سر کاکل مشکین دوست
هجویری : باب التّوبة و ما یتعلّق بها
- بدان که نماز عبادتی است که از ابتدا تا انتها، مریدان، راه حق اندر آن یابند و مقا
بدان که نماز عبادتی است که از ابتدا تا انتها، مریدان، راه حق اندر آن یابند و مقاماتشان اندر آن کشف گردد؛ چنان‌که توبه مریدان را به جای طهارت بود و تعلق به پیری به جای اصابت قبله و قیام به مجاهدتِ نفس به جای قیام و ذکر دوام به جای قرائت و تواضع به جای رکوع و معرفة النفس به جای سجود و مقام انس به جای تشهد و تفرید ازدنیا و بیرون آمدن از بند مقامات به جای سلام. و از آن بود که چون رسول صلّی اللّه علیه از کل مشارب منقطع شدی اندر محل کمال حیرت، طالب شوقی گشتی و تعلق مشربی کردی، گفتی: «أرِحْنا یا بِلالُ بالصَّلوةِ. یا بلال ما را به نماز و بانگ نماز خرم گردان.»
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۲۲۷ - تا کی ز دهانش بود ایدل سخن تو
تا کی ز دهانش بود ایدل سخن تو
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۶۱۵ - یار با ما یک زمانی در میان آید مگر
یار با ما یک زمانی در میان آید مگر
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۷۲۰ - غمگین نیم که خلق شمارند بد مرا
غمگین نیم که خلق شمارند بد مرا
سوزنی سمرقندی : قصاید
شماره ۳۹ - حسین غاتفری رخت برد سوی جحیم
حسین غاتفری رخت برد سوی جحیم
امیر پازواری : چهاربیتی‌ها
شماره ۸۲ - دُونا اُونِهْ که مَجْنِهْ زَمونه‌یِ چَمْ
دُونا اُونِهْ که مَجْنِهْ زَمونه‌یِ چَمْ
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۳۰ - تا بتوانی مدام می باش به ذکر
تا بتوانی مدام می باش به ذکر
عطار نیشابوری : باب بیست و دوم: در روی به آخرت آوردن و ترك دنیا كردن
شماره ۲۷ - جانی است درین راه خطرناک شده
جانی است درین راه خطرناک شده
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۰۷۶ - در خرابات عشق سرمستم
در خرابات عشق سرمستم
عطار نیشابوری : بخش بیست و سوم
الحكایة و التمثیل
بیدل دیوانهٔ در حال شد
رشیدالدین میبدی : ۴- سورة النساء- مدنیة
۸ - النوبة الثانیة
قوله: وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً الآیة اى: وحّدوا اللَّه و لا تعبدوا معه غیره. میگوید: خداى را پرستید، و با وى دیگرى را مپرستید، او را یکتا دانید بى‏شریک و بى‏انباز، بى نظیر و بى‏نیاز. همان است که جاى دیگر گفت: وَ قَضى‏ رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ فرمان داد و وصیّت کرد اللَّه که جز وى را نپرستید، فرمان برید، و وصیت نیوشید. و بر وفق این، مصطفى (ص) گفت: «ایّها النّاس انّه لا نبىّ بعدى و لا امّة بعدکم، الا فاعبدوا ربّکم، و صلّوا خمسکم، و صوموا شهرکم، و ادّوا زکاة اموالکم، طیّبة بها انفسکم، و أطیعوا ولاة امرکم تدخلوا جنّة ربّکم.»
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۹۶ - آن روز که در ارض و سما هیچ نبود
آن روز که در ارض و سما هیچ نبود
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۱۷ - خاطرم آشفته و جان در ملال
خاطرم آشفته و جان در ملال
عطار نیشابوری : بخش ششم
المقاله السادسه
تو دریا بین اگر چشم تو بیناست
عطار نیشابوری : باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
شماره ۲۶ - تاکی شوم از زمانه پست ای ساقی
تاکی شوم از زمانه پست ای ساقی
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۱۹۶ - چاره سگالیدنم فایده‌ای چون نکرد
چاره سگالیدنم فایده‌ای چون نکرد
ابوعلی عثمانی : باب دوم
بخش ۵۸ - ابوبکر محمّد بن علی الکَتّانی
و از ایشان بود ابوبکر محمّدبن علی الکَتّانی رَحْمَةُ اللّهِ عَلَیهِ باصل بغدادی بود و صحبت جُنَید و خَرّاز و نوری کرده بود و بمکه مجاور بود تا آنگاه که فرمان یافت و وفاة او اندر سنۀ اثنین و عشرین و ثلثمایه بود.