شیخ بهایی : نان و پنیر
بخش ۳ - فی‌العقل
چیست دانی عقل در نزد حکیم؟
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۲۰ - از عمر ترا امید بر خور داری
از عمر ترا امید بر خور داری
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۲۷۹ - زنهار ز جور چرخ وارونه دون
زنهار ز جور چرخ وارونه دون
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۹۱ - لاله افیون در شراب انداختست
لاله افیون در شراب انداختست
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۷۰ - تا سوی خرابات شد آن شاه خرابات
تا سوی خرابات شد آن شاه خرابات
انوری : غزلیات
غزل ۲۰۴ - داری خبر که در غمت از خود خبر ندارم
داری خبر که در غمت از خود خبر ندارم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۴۶ - افسوس که کس با خبر از دردم نیست
افسوس که کس با خبر از دردم نیست
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۳۹۵ - ای دل، بیا و در رخ آن حور می‌نگر
ای دل، بیا و در رخ آن حور می‌نگر
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۷۸۶ - صبحست ساقیا می چون آفتاب کو
صبحست ساقیا می چون آفتاب کو
محمد بن منور : منقولات
شماره ۸۶ - مُقری عبدالرحمن گفت کی مقری شیخ بود، کی شیخ روزی در سماع در حالتی بود و نعرها می
مُقری عبدالرحمن گفت کی مقری شیخ بود، کی شیخ روزی در سماع در حالتی بود و نعرها می‌زد و رقص می‌کرد در حلقۀ جمع، چون بنشست و ساکن گشت ما خاموش بودیم شیخ گفت هفتصد پیر در ماهیت تصوف سخن گفته‌اند تمامترین و بهترین همه قولها اینست کی استعمال الوقت بماهو الولی به.
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۱۰ - منت از مردمان پست مکش
ای برادر ز بهر لذت نفس
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۳۰ - آتش دیگ هوس از دل سوزان گیرم
آتش دیگ هوس از دل سوزان گیرم
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۴۴ - بتگک ازان گزیده‌ام این کازه
بتگک ازان گزیده‌ام این کازه
ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۱۰ - آمدن دستور اول به حضرت شاه
پس دستور اول پیش شاه رفت و شرط خدمت و لوازم ثنا و تحیت اقامت کرد و گفت: مدت عمر شاه کامکار و خسرو نامدار در متابعت عدل و مشایعت عقل باد. دولت او معمور به سداد و حضرت او مشهور به رشاد. چون آثار عنایت و فضل الهی، صفات ذات شریف شاه را فهرست و شمایل عالمیان و دیباچه مناقب و ماثر آدمیان گردانیده است، خاطر منیر او مغیبات قضا از لوح تقدیر می خواند و عقل شریف او مکونات قدر که از کتم عدم، در حیز ظهور می آید، می بیند و می داند و از آنجا که رای کافی و عقل وافی و کمال حصافت و وفور شهامت پادشاه است، لایق و موافق نمی نماید به ترهات ناقض عهدی، بر چنین سیاستی هایل که تدارک آن در حیز امکان بشری متعذر است، اقدام نمودن که چون آفتاب یقین از حجاب شبهت و نقاب ریبت منکشف شود و چنین رای به امضا رسیده باشد و چنین مثالی تقدیم یافته، حسرت و ندامت، دستگیر فلاح و پایمرد نجاح نبود و حیرت ضجرت، نافع و ناجع نباشد و عقل این معانی بر خواند:
محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۹۷ - امشب ای شمع طرب دوست که همخانهٔ توست
امشب ای شمع طرب دوست که همخانهٔ توست
حزین لاهیجی : قصاید
شمارهٔ ۱۳ - و نیز در مدح آن بزرگوار (ع)
یک پرده نشید است صلا گوش اصم را
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۳۷۱ - نیک باشد هر آنچه یار کند
نیک باشد هر آنچه یار کند
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۱۸ - غم دل با تو زان گوبم،که دانم شاد می گردی
غم دل با تو زان گوبم،که دانم شاد می گردی
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۲۷۱ - پیوسته ذوق باده چو خون در دل من است
پیوسته ذوق باده چو خون در دل من است
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۳۱۳ - دلم ز کنج قفس تا گرفت، دانستم
دلم ز کنج قفس تا گرفت، دانستم