خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از غم و اندوه خود میگوید و بیان میکند که با وجود ناراحتی او، معشوق شاد و بیخبر از رنج اوست. معشوق در زیبایی و سرمستی غرق است و از درد و فریاد شاعر غافل است.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایینتر نامناسب باشد.
شماره ۳۱۸ - غم دل با تو زان گوبم،که دانم شاد می گردی
غم دل با تو زان گوبم،که دانم شاد می گردی
چو گنج از خاطر ویران من، آباد می گردی ۱
ز جام حسن سرمستی، به کار خویش هشیاری
نه غافل از ستم، نه آگه از فریاد می گردی ۲
چو گنج از خاطر ویران من، آباد می گردی ۱
ز جام حسن سرمستی، به کار خویش هشیاری
نه غافل از ستم، نه آگه از فریاد می گردی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۷ - سخنها از وفا می گفتی و جور و جفا کردی
گوهر بعدی:شماره ۳۱۹ - دلم را، کرده یک پیمانه خون، لعل می آلودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.