غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۶۷ - باب اول
بدان که ایزد تعالی را سری است در دل آدمی که آن در وی همچنان پوشیده است که آتش در آهن. و چنان که به زخم سنگ بر آهن آن سر آتش آشکارا گردد و به صحرا افتد، همچنین سماع آواز خوش و موزون آن گوهر آدمی را بجنباند و در وی چیزی پدید آرد بی آن که آدمی را در آن اختیاری باشد و سبب آن مناسبتی است که گوهر دل آدمی را با عالم علوی که عالم ارواح گویند هست. سعدی : غزلیات
غزل ۴۶ - دیگر نشنیدیم چنین فتنه که برخاست
دیگر نشنیدیم چنین فتنه که برخاست طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۰۴ - فرصت صد بوسه در کف داشت، وز اقبال ما
فرصت صد بوسه در کف داشت، وز اقبال ما طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۲۵ - محضر صد بیخودی دارم ز جام می به کف
محضر صد بیخودی دارم ز جام می به کف ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۹۱ - من میشنوم که می نبخشایی تو
من میشنوم که می نبخشایی تو خاقانی : قطعات
شماره ۲۹۶ - خواجه بر استر رومی خر مصری میدید
خواجه بر استر رومی خر مصری میدید سعدی : قطعات
شماره ۱۰۲ - هیچ فرصت ورای آن مطلب
هیچ فرصت ورای آن مطلب فضولی : غزلیات
شماره ۴۱۰ - ای لعل تو آب زندگانی
ای لعل تو آب زندگانی مولوی : رباعیات
رباعی ۸۷۵ - ای خاک درت ز آب کوثر خوشتر
ای خاک درت ز آب کوثر خوشتر مولوی : رباعیات
رباعی ۹۲۲ - میآید گرگ نزد ما وقت سحر
میآید گرگ نزد ما وقت سحر مولوی : غزلیات
غزل ۴۴۸ - امروز روز نوبت دیدار دلبر است
امروزْ روز نوبَتِ دیدارِ دِلْبَر است مولوی : ترجیعات
سی و هشتم
هر روز بگه ز در درآیی غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۹۶ - فصل (پنهان داشتن بیماری شرط توکل است)
بدان که پنهان داشتن بیماری شرط توکل است، بلکه اظهار و گله کردن مکروه است، الا به عذری، چنان که طبیب را گوید و یا خواهد که ضعف خویش اظهار کند و رعونت و جلدی را یکسو نهد، چنان که علی (ع) را پرسیدند در بیماری که، بهتر هستی و به خیر هستی؟ گفت نه. در یکدیگر نگاه کردند و تعجب داشتند. گفت، «پس با خدای تعالی جلدی و مردی نمایم؟» این به حال وی لایق بود که با آن قوت و بزرگی و عجز خویش می نماید و از این بود که گفت، «یارب! صبر روزی کن». و رسول (ص) گفت، «از خدای تعالی عافیت خواه بلا مخواه». پس چون عذری نبود، اگر بیماری اظهار کند بر سبیل شکایت حرام بود و اگر شکایت نبود روا باشد، ولکن اولی تر دست بداشتن بود که باشد که در وی زیادتی گوید و باشد که گمان گله افتد. و گفته اند که ناله بر بیمار بنویسند که آن اظهاری باشد. و ابلیس از ایوب (ع) هیچ نیافت مگر ناله. و فضیل بن عیاض و بشر و وهب بن الورد چون بیمار شدندی در سرای ببستندی تا کسی نداند و گفتندی نخواهیم که کسی به عیادت ما آید که آنگاه گله باید کرد از بیماری. صوفی محمد هروی : دیوان اطعمه
بخش ۲۶ - کسی مهر تو در سینه اش نهان باشد
کسی مهر تو در سینه اش نهان باشد صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۲۳۹ - به امّیدی که چون باد بهار از در درون آیی
به امّیدی که چون باد بهار از در درون آیی صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۲۹۹ - بوسی که ز کنج لب ساقی نگرفتم
بوسی که ز کنج لب ساقی نگرفتم فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
آگاهى یافتن ویرو از بردن شاه ویس را
چو ویرو از شهنشاه آگاهی یافت فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۳۱ - هم در شیخ زدم هم ره رهبان رفتم
هم در شیخ زدم هم ره رهبان رفتم غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۱۲۹ - ذوقش به وصل گر چه زبانم ز کار برد
ذوقش به وصل گر چه زبانم ز کار برد سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۶۰ - امشب، چراغ مجلس ما، در گرفته است
امشب، چراغ مجلس ما، در گرفته است
بخش ۶۷ - باب اول
بدان که ایزد تعالی را سری است در دل آدمی که آن در وی همچنان پوشیده است که آتش در آهن. و چنان که به زخم سنگ بر آهن آن سر آتش آشکارا گردد و به صحرا افتد، همچنین سماع آواز خوش و موزون آن گوهر آدمی را بجنباند و در وی چیزی پدید آرد بی آن که آدمی را در آن اختیاری باشد و سبب آن مناسبتی است که گوهر دل آدمی را با عالم علوی که عالم ارواح گویند هست. سعدی : غزلیات
غزل ۴۶ - دیگر نشنیدیم چنین فتنه که برخاست
دیگر نشنیدیم چنین فتنه که برخاست طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۰۴ - فرصت صد بوسه در کف داشت، وز اقبال ما
فرصت صد بوسه در کف داشت، وز اقبال ما طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۲۵ - محضر صد بیخودی دارم ز جام می به کف
محضر صد بیخودی دارم ز جام می به کف ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۹۱ - من میشنوم که می نبخشایی تو
من میشنوم که می نبخشایی تو خاقانی : قطعات
شماره ۲۹۶ - خواجه بر استر رومی خر مصری میدید
خواجه بر استر رومی خر مصری میدید سعدی : قطعات
شماره ۱۰۲ - هیچ فرصت ورای آن مطلب
هیچ فرصت ورای آن مطلب فضولی : غزلیات
شماره ۴۱۰ - ای لعل تو آب زندگانی
ای لعل تو آب زندگانی مولوی : رباعیات
رباعی ۸۷۵ - ای خاک درت ز آب کوثر خوشتر
ای خاک درت ز آب کوثر خوشتر مولوی : رباعیات
رباعی ۹۲۲ - میآید گرگ نزد ما وقت سحر
میآید گرگ نزد ما وقت سحر مولوی : غزلیات
غزل ۴۴۸ - امروز روز نوبت دیدار دلبر است
امروزْ روز نوبَتِ دیدارِ دِلْبَر است مولوی : ترجیعات
سی و هشتم
هر روز بگه ز در درآیی غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۹۶ - فصل (پنهان داشتن بیماری شرط توکل است)
بدان که پنهان داشتن بیماری شرط توکل است، بلکه اظهار و گله کردن مکروه است، الا به عذری، چنان که طبیب را گوید و یا خواهد که ضعف خویش اظهار کند و رعونت و جلدی را یکسو نهد، چنان که علی (ع) را پرسیدند در بیماری که، بهتر هستی و به خیر هستی؟ گفت نه. در یکدیگر نگاه کردند و تعجب داشتند. گفت، «پس با خدای تعالی جلدی و مردی نمایم؟» این به حال وی لایق بود که با آن قوت و بزرگی و عجز خویش می نماید و از این بود که گفت، «یارب! صبر روزی کن». و رسول (ص) گفت، «از خدای تعالی عافیت خواه بلا مخواه». پس چون عذری نبود، اگر بیماری اظهار کند بر سبیل شکایت حرام بود و اگر شکایت نبود روا باشد، ولکن اولی تر دست بداشتن بود که باشد که در وی زیادتی گوید و باشد که گمان گله افتد. و گفته اند که ناله بر بیمار بنویسند که آن اظهاری باشد. و ابلیس از ایوب (ع) هیچ نیافت مگر ناله. و فضیل بن عیاض و بشر و وهب بن الورد چون بیمار شدندی در سرای ببستندی تا کسی نداند و گفتندی نخواهیم که کسی به عیادت ما آید که آنگاه گله باید کرد از بیماری. صوفی محمد هروی : دیوان اطعمه
بخش ۲۶ - کسی مهر تو در سینه اش نهان باشد
کسی مهر تو در سینه اش نهان باشد صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۲۳۹ - به امّیدی که چون باد بهار از در درون آیی
به امّیدی که چون باد بهار از در درون آیی صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۲۹۹ - بوسی که ز کنج لب ساقی نگرفتم
بوسی که ز کنج لب ساقی نگرفتم فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
آگاهى یافتن ویرو از بردن شاه ویس را
چو ویرو از شهنشاه آگاهی یافت فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۳۱ - هم در شیخ زدم هم ره رهبان رفتم
هم در شیخ زدم هم ره رهبان رفتم غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۱۲۹ - ذوقش به وصل گر چه زبانم ز کار برد
ذوقش به وصل گر چه زبانم ز کار برد سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۶۰ - امشب، چراغ مجلس ما، در گرفته است
امشب، چراغ مجلس ما، در گرفته است