شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی ۸۵ - دل منزل نزل پادشاهی است
دل منزل نزل پادشاهی است باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۱۶۸ - در آینهٔ جمال حق کن نظری
در آینهٔ جمال حق کن نظری صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۰۸ - کاکل او دام در راه صبا انداخته است
کاکل او دام در راه صبا انداخته است جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۲۶۱ - ترا در دل مگر مهر و وفا نیست
ترا در دل مگر مهر و وفا نیست ملا احمد نراقی : باب چهارم
صفت هیجدهم - دروغ گفتن
و آن از جمله گناهان کبیره، بلکه قبیح ترین گناهان و خبیث ترین آنها است صفتی است که آدمی را در دیده ها خوار، و در نظرها بی وقع و بی اعتبار می سازد و سرمایه خجالت و انفعال، و باعث دل شکستگی و ملال سبب و اساس ریختن آبرو در نزد خلق خدا، و باعث سیاه روئی دنیا و عقبی است و آیات در مذمت این صفت بسیار، و اخبار در نکوهش آن بی شمار است. سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۱۲۲ - عشق تو عالم دل جمله بیکبار گرفت
عشق تو عالم دل جمله بیکبار گرفت قائم مقام فراهانی : رباعیات
شماره ۱۱ - شعری که ز طبع فاضل عهد بود
شعری که ز طبع فاضل عهد بود محمد بن منور : فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
حکایت ۷۵ - هم در آن وقت کی شیخ بنشابور بود یکی از ایمۀ بزرگ بیمار گشته بود، شیخ بعیادت او رفت و بنشست و اورا بپرسید، جمعی از وکیلان اسباب امام درآمدند، یکی میگف
هم در آن وقت کی شیخ بنشابور بود یکی از ایمۀ بزرگ بیمار گشته بود، شیخ بعیادت او رفت و بنشست و اورا بپرسید، جمعی از وکیلان اسباب امام درآمدند، یکی میگفت فلان اسباب را چندین تخم میباید و یکی میگفت فلان مستغل را عمارت میباید کرد. هر یکی ازین جنس سخنی میگفتند و او هر یکی را جوابی میگفت و همگی خویش در آن مستغرق میکرد. چون با خویش رسید و از شیخ عذر خواست، شیخ گفت خواجه امام را بهتر ازین میباید مرد. او با خویشتن رسید و دانست کی خطا کرده است و حقّ بدست شیخ است و از آن استغفار کرد. امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۵۸۱ - از دوری خود جانا حال دل من بشنو
از دوری خود جانا حال دل من بشنو کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۸ - هیچ دلسوزی نداند چاره کار مرا
هیچ دلسوزی نداند چاره کار مرا اوحدالدین کرمانی : رباعیات الحاقی
شماره ۵۹ - گر فخر به من نمی رسد عار اینک
گر فخر به من نمی رسد عار اینک نهج البلاغه : حکمت ها
جبر و اختيار
وَ مِنْ كَلاَمٍ لَهُ عليهالسلام لِلسَّائِلِ اَلشَّامِيِّ لَمَّا سَأَلَهُ أَ كَانَ مَسِيرُنَا إِلَى اَلشَّامِ بِقَضَاءٍ مِنَ اَللَّهِ وَ قَدَرٍ بَعْدَ كَلاَمٍ طَوِيلٍ هَذَا مُخْتَارُهُ وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۳۸ - تا شکل هلال گردد از چرخ پدید
تا شکل هلال گردد از چرخ پدید اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۷۰ - جنون کو تا نثار دل کنم آشفته رایی را
جنون کو تا نثار دل کنم آشفته رایی را قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۱۰۸ - افتادم در دام بتی سیم اندام
افتادم در دام بتی سیم اندام بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۲۴۹ - روز سیهم سایه صفت جزو بدن شد
روز سیهم سایه صفت جزو بدن شد صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۵۸۹ - شیشه با سنگ و قدح با محتسب یکرنگ شد
شیشه با سنگ و قدح با محتسب یکرنگ شد فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۱۳۰ - درمدح یمین الدوله ابوالقاسم محمود بن ناصر الدین گوید
بنفشه زلف من آن آفتاب ترکستان فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۲ - روزی که شرار بغض و کین شعله ور است
روزی که شرار بغض و کین شعله ور است واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۰۹ - گریه خونین ترا از ناله های ما گرفت
گریه خونین ترا از ناله های ما گرفت
دوبیتی ۸۵ - دل منزل نزل پادشاهی است
دل منزل نزل پادشاهی است باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۱۶۸ - در آینهٔ جمال حق کن نظری
در آینهٔ جمال حق کن نظری صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۰۸ - کاکل او دام در راه صبا انداخته است
کاکل او دام در راه صبا انداخته است جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۲۶۱ - ترا در دل مگر مهر و وفا نیست
ترا در دل مگر مهر و وفا نیست ملا احمد نراقی : باب چهارم
صفت هیجدهم - دروغ گفتن
و آن از جمله گناهان کبیره، بلکه قبیح ترین گناهان و خبیث ترین آنها است صفتی است که آدمی را در دیده ها خوار، و در نظرها بی وقع و بی اعتبار می سازد و سرمایه خجالت و انفعال، و باعث دل شکستگی و ملال سبب و اساس ریختن آبرو در نزد خلق خدا، و باعث سیاه روئی دنیا و عقبی است و آیات در مذمت این صفت بسیار، و اخبار در نکوهش آن بی شمار است. سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۱۲۲ - عشق تو عالم دل جمله بیکبار گرفت
عشق تو عالم دل جمله بیکبار گرفت قائم مقام فراهانی : رباعیات
شماره ۱۱ - شعری که ز طبع فاضل عهد بود
شعری که ز طبع فاضل عهد بود محمد بن منور : فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
حکایت ۷۵ - هم در آن وقت کی شیخ بنشابور بود یکی از ایمۀ بزرگ بیمار گشته بود، شیخ بعیادت او رفت و بنشست و اورا بپرسید، جمعی از وکیلان اسباب امام درآمدند، یکی میگف
هم در آن وقت کی شیخ بنشابور بود یکی از ایمۀ بزرگ بیمار گشته بود، شیخ بعیادت او رفت و بنشست و اورا بپرسید، جمعی از وکیلان اسباب امام درآمدند، یکی میگفت فلان اسباب را چندین تخم میباید و یکی میگفت فلان مستغل را عمارت میباید کرد. هر یکی ازین جنس سخنی میگفتند و او هر یکی را جوابی میگفت و همگی خویش در آن مستغرق میکرد. چون با خویش رسید و از شیخ عذر خواست، شیخ گفت خواجه امام را بهتر ازین میباید مرد. او با خویشتن رسید و دانست کی خطا کرده است و حقّ بدست شیخ است و از آن استغفار کرد. امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۵۸۱ - از دوری خود جانا حال دل من بشنو
از دوری خود جانا حال دل من بشنو کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۸ - هیچ دلسوزی نداند چاره کار مرا
هیچ دلسوزی نداند چاره کار مرا اوحدالدین کرمانی : رباعیات الحاقی
شماره ۵۹ - گر فخر به من نمی رسد عار اینک
گر فخر به من نمی رسد عار اینک نهج البلاغه : حکمت ها
جبر و اختيار
وَ مِنْ كَلاَمٍ لَهُ عليهالسلام لِلسَّائِلِ اَلشَّامِيِّ لَمَّا سَأَلَهُ أَ كَانَ مَسِيرُنَا إِلَى اَلشَّامِ بِقَضَاءٍ مِنَ اَللَّهِ وَ قَدَرٍ بَعْدَ كَلاَمٍ طَوِيلٍ هَذَا مُخْتَارُهُ وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۳۸ - تا شکل هلال گردد از چرخ پدید
تا شکل هلال گردد از چرخ پدید اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۷۰ - جنون کو تا نثار دل کنم آشفته رایی را
جنون کو تا نثار دل کنم آشفته رایی را قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۱۰۸ - افتادم در دام بتی سیم اندام
افتادم در دام بتی سیم اندام بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۲۴۹ - روز سیهم سایه صفت جزو بدن شد
روز سیهم سایه صفت جزو بدن شد صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۵۸۹ - شیشه با سنگ و قدح با محتسب یکرنگ شد
شیشه با سنگ و قدح با محتسب یکرنگ شد فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۱۳۰ - درمدح یمین الدوله ابوالقاسم محمود بن ناصر الدین گوید
بنفشه زلف من آن آفتاب ترکستان فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۲ - روزی که شرار بغض و کین شعله ور است
روزی که شرار بغض و کین شعله ور است واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۰۹ - گریه خونین ترا از ناله های ما گرفت
گریه خونین ترا از ناله های ما گرفت