خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از عشق نافرجام و درد فراق سخن می‌گوید. شاعر از فرصت‌های از دست رفته، غم عشق و اشک‌های بی‌پایان می‌نالد. تصاویری مانند شانه‌ای که از زلف معشوق می‌گذرد، آتش و آب که نماد تضادهای عاطفی هستند و سیل اشک‌ها که از ابروی معشوق می‌گذرد، به کار رفته‌اند.

متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و غم‌انگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان شاعرانه ممکن است برای سنین پایین‌تر چالش‌برانگیز باشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۰۴ - فرصت صد بوسه در کف داشت، وز اقبال ما

فرصت صد بوسه در کف داشت، وز اقبال ما
شانه غافل در شب زلف از بر آن رو گذشت ۱

اشک بر سوز دلم هرگز سر راهی نبست
آتش از یک سو چو آمد، آب از یک سو گذشت ۲

همچو سیلی کز سرپل بگذرد در نوبهار
آب چشمم در خیال رویش از ابرو گذشت ۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۳ - طفل اشکم ز شورچشمی خلق
گوهر بعدی:شماره ۲۰۵ - زلف با قامت او، تا به کمر همراه است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.