نظام قاری : فردیات
شماره ۱۹ - قیغاج جلنگ سبز را جامه سرخ
قیغاج جلنگ سبز را جامه سرخ نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۱۱۵ - اگر چه عشرت و عیش جهان نخواهد ماند
اگر چه عشرت و عیش جهان نخواهد ماند فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۷۲۹ - بنثر اگر چه توان گوهر سخن گفتن
بنثر اگر چه توان گوهر سخن گفتن فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۲۱ - ای آنکه غمت پردگی محمل ماست
ای آنکه غمت پردگی محمل ماست خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۳۵ - آن ماه مهر پیکر نامهربان ما
آن ماه مهر پیکر نامهربان ما آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۴۲۲ - عاشقان را باغ لالستان بود از داغ و درد
عاشقان را باغ لالستان بود از داغ و درد ترکی شیرازی : فصل سوم - سوگواریها
شمارهٔ ۹۱ - دانهٔ اشک
ای سر به سنان رفته، تن افتاده به میدان! خاقانی : غزلیات
غزل ۳۷۲ - چه کرد این بنده جز آزاد مردی
چه کرد این بنده جز آزاد مردی مسعود سعد سلمان : قصاید (گزیدهٔ ناقص)
قصیده ۲۵ - بر عمر خویش گریم یا بر وفات تو؟
بر عمر خویش گریم یا بر وفات تو؟ اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۶۶۴ - درین لشکر، که میبینی، سواری نیست غیر از تو
درین لشکر، که میبینی، سواری نیست غیر از تو اوحدی مراغهای : منطقالعشاق
آگاه شدن معشوق از حال عاشق
چو بشنید این سخن، بر زاری او امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۴۶۸ - شهید خنجر عشقم به خون دیده آلوده
شهید خنجر عشقم به خون دیده آلوده خاقانی : قطعات
شمارهٔ ۴۷ - در موعظه و نصیحت
هم چنین فرد باش خاقانی مولوی : دفتر چهارم
بخش ۱۲۹ - قصهٔ شکایت استر با شتر کی من بسیار در رو میافتم در راه رفتن تو کم در روی میآیی این چراست و جواب گفتن شتر او را
اُشتُری را دید روزی اَسْتَری خاقانی : قطعات
شماره ۳۳۶ - بس کن از سودای خوبان داشتن خاقانیا
بس کن از سودای خوبان داشتن خاقانیا انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۲ - در عذر نارفتن عیادت و مدح صدر معظم مجدالدین ابوالحسن عمرانی
ای بر سر کتاب ترا منصب شاهی هجویری : باب المحبّة و ما یتعلّق بها
کیفیّةُ المحبَّةِ مِنَ اللّهِ تعالی بأولیائِهِ و مِن اولیائه إلی حَضْرته
بدان که محبت حق تعالی مر بنده را ارادت خیر بود و رحمت کردن بر وی و محبت اسمی است از اسامی ارادت چون رضا و سخط و رأفت، و آنچه بدین ماند. حمل این اسامی جز به ارادت حق تعالی نشاید کرد و آن یک صفت است او را قدیم که بدان خواهان است مر افعال خود را. پس اندر حکم مبالغت و اظهار فعل از این بعضی اخص بعضی است. واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۷۱ - منزل کناره کرده، ز راه عبور ما
منزل کناره کرده، ز راه عبور ما مولوی : رباعیات
رباعی ۱۹۷۴ - نی گفت که پای من به گل بود بسی
نی گفت که پای من به گل بود بسی سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۴۲ - نه هر که به صورت نکوست سیرت زیبا در اوست
نه هر که به صورت نکوست سیرت زیبا در اوست. کار اندرون دارد نه پوست.
شماره ۱۹ - قیغاج جلنگ سبز را جامه سرخ
قیغاج جلنگ سبز را جامه سرخ نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۱۱۵ - اگر چه عشرت و عیش جهان نخواهد ماند
اگر چه عشرت و عیش جهان نخواهد ماند فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۷۲۹ - بنثر اگر چه توان گوهر سخن گفتن
بنثر اگر چه توان گوهر سخن گفتن فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۲۱ - ای آنکه غمت پردگی محمل ماست
ای آنکه غمت پردگی محمل ماست خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۳۵ - آن ماه مهر پیکر نامهربان ما
آن ماه مهر پیکر نامهربان ما آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۴۲۲ - عاشقان را باغ لالستان بود از داغ و درد
عاشقان را باغ لالستان بود از داغ و درد ترکی شیرازی : فصل سوم - سوگواریها
شمارهٔ ۹۱ - دانهٔ اشک
ای سر به سنان رفته، تن افتاده به میدان! خاقانی : غزلیات
غزل ۳۷۲ - چه کرد این بنده جز آزاد مردی
چه کرد این بنده جز آزاد مردی مسعود سعد سلمان : قصاید (گزیدهٔ ناقص)
قصیده ۲۵ - بر عمر خویش گریم یا بر وفات تو؟
بر عمر خویش گریم یا بر وفات تو؟ اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۶۶۴ - درین لشکر، که میبینی، سواری نیست غیر از تو
درین لشکر، که میبینی، سواری نیست غیر از تو اوحدی مراغهای : منطقالعشاق
آگاه شدن معشوق از حال عاشق
چو بشنید این سخن، بر زاری او امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۴۶۸ - شهید خنجر عشقم به خون دیده آلوده
شهید خنجر عشقم به خون دیده آلوده خاقانی : قطعات
شمارهٔ ۴۷ - در موعظه و نصیحت
هم چنین فرد باش خاقانی مولوی : دفتر چهارم
بخش ۱۲۹ - قصهٔ شکایت استر با شتر کی من بسیار در رو میافتم در راه رفتن تو کم در روی میآیی این چراست و جواب گفتن شتر او را
اُشتُری را دید روزی اَسْتَری خاقانی : قطعات
شماره ۳۳۶ - بس کن از سودای خوبان داشتن خاقانیا
بس کن از سودای خوبان داشتن خاقانیا انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۲ - در عذر نارفتن عیادت و مدح صدر معظم مجدالدین ابوالحسن عمرانی
ای بر سر کتاب ترا منصب شاهی هجویری : باب المحبّة و ما یتعلّق بها
کیفیّةُ المحبَّةِ مِنَ اللّهِ تعالی بأولیائِهِ و مِن اولیائه إلی حَضْرته
بدان که محبت حق تعالی مر بنده را ارادت خیر بود و رحمت کردن بر وی و محبت اسمی است از اسامی ارادت چون رضا و سخط و رأفت، و آنچه بدین ماند. حمل این اسامی جز به ارادت حق تعالی نشاید کرد و آن یک صفت است او را قدیم که بدان خواهان است مر افعال خود را. پس اندر حکم مبالغت و اظهار فعل از این بعضی اخص بعضی است. واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۷۱ - منزل کناره کرده، ز راه عبور ما
منزل کناره کرده، ز راه عبور ما مولوی : رباعیات
رباعی ۱۹۷۴ - نی گفت که پای من به گل بود بسی
نی گفت که پای من به گل بود بسی سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۴۲ - نه هر که به صورت نکوست سیرت زیبا در اوست
نه هر که به صورت نکوست سیرت زیبا در اوست. کار اندرون دارد نه پوست.