سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۴۴۷ - تلخکامم از دل پر مدعای خویشتن
تلخکامم از دل پر مدعای خویشتن
جامی : دفتر اول
بخش ۱۱۴ - قصه زاهد و عارف
زاهدی می گذشت در راهی
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۵۳۳ - دامن چشمانش آلودست خونی کرده اند
دامن چشمانش آلودست خونی کرده اند
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۴۰ - افتادن دندان تو ای بدر منیر
افتادن دندان تو ای بدر منیر
جامی : سبحة‌الابرار
بخش ۱۱۹ - حکایت مناجات موسی علیه السلام که دیده یقین وی بگشایند و عدل در صورت ظلم را به وی نمایند
گفت روزی به مناجات کلیم
رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره‏
۱۷ - النوبة الثالثة: قوله تعالى: بَلى‏ مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ... الآیة... کار کار مخلصانست، و
قوله تعالى: بَلى‏ مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ... الآیة... کار کار مخلصانست، و دولت دولت صادقان، و سیرت سیرت پاکان، و نقد آن نقد که در دستارچه ایشان، امروز بر بساط خدمت با نور معرفت، فردا بر بساط صحبت با سرور وصلت، إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ میگوید پاکشان گردانیم و از کوره امتحان خالص بیرون آریم، تا حضرت را بشایند. که حضرت پاک جز پاکان را بخود راه ندهد ان اللَّه تعالى طیّب. لا یقبل الا الطیّب. بحضرت پاک جز عمل پاک و گفت پاک بکار نیاید، آن گه از آن عمل پاک چنان پاک باید شد که نه در دنیا بازجویى آن را و نه در عقبى، تا بخداوند پاک رسى. وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى‏ وَ حُسْنَ مَآبٍ.
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۸ - متصل گردد فلک را بر یک آیین آسیا
متصل گردد فلک را بر یک آیین آسیا
حزین لاهیجی : صفیر دل
بخش ۲۲ - حکایت
نهادیم پای سفر در طریق
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۴۵ - ای خواجه ی جان وای خداوند دلم
ای خواجه ی جان وای خداوند دلم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۷۰ - اهل همت بحر را از خار و خس پل بسته اند
اهل همت بحر را از خار و خس پل بسته اند
عطار نیشابوری : باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
شماره ۳۰ - چون دل غم تو به جان توانست کشید
چون دل غم تو به جان توانست کشید
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۱۷۵ - از کبر مدار هیج در سر هوسی
از کبر مدار هیج در سر هوسی
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۰۶ - همی رفتی و می گفتند اندر حسن فردست این
همی رفتی و می گفتند اندر حسن فردست این
ابوالفضل بیهقی : مجلد نهم
بخش ۳۴ - نواختن امیر بگتغدی را
دیگر روز پنجشنبه هشتم ماه رمضان امیر برنشست با تعبیه تمام‌ و براند. و چندان بود که یک فرسنگ براندیم که خصمان پیدا آمدند سخت انبوه از چپ و راست از کرانها و جنگ پیوستند و کار سخت شد که چون ایشان شوخی کردند از هر جانبی، ازین جانب دفعی‌ همی بود از تاب باز شده‌ و جنگی میرفت ناچار و خصمان چیره‌تر شدندی، و همچنان آویزان آویزان‌ میرفتیم. و چند بار دیدم که غلامان سلطانی بگریختگان‌ درمیآمدند و با غلامان سلطانی که بر اشتران سوار می‌بودند همبر می‌گشتند و سخن میگفتند. و حاجب بگتغدی در مهد پیل بود و میراند با غلامان خویش که جز بر پیل نتوانست بود و چشم و دست و پای خلل کرده‌، هر چه از وی میپرسیدند از حدیث غلامان این روز که تدبیر چیست یا فوجی غلام فلان جای باید فرستاد، جواب میداد که «ارتگین داند و سلطان مثال او را و سرهنگان را داده است و من چیزی نبینم و از کار بشده‌ام‌، از من چه خواهید؟» و غلامان کار سست میکردند. حال غلامان این بود و یکسو ارگان نظاره میکردند و خصم هر ساعت چیره‌تر و مردم ما کاهل‌تر. و اعیان و مقدّمان نیک میکوشیدند با امیر . و امیر، رضی اللّه عنه، حمله‌ها بنیرو میکرد و مقرّر گشت چون آفتاب که وی را بدست بخواهند داد . و عجب بود که این روز خلل نیفتاد، که هیچ چیز نمانده بود. و خصمان بسیار اشتر و قماش‌ بردند. و تا وقت نماز جنگ بود تا منزل بریده آمد، چنانکه از آنجا که برآمدیم تا کنار آب سه فرسنگ بود، بر کرانه آب فرود آمدیم بی‌ترتیب‌ چون دل شدگان‌ و همه مردم نومید شده‌ ؛ و مقرّر گشت که خللی بزرگ خواهد افتاد، و آغازیدند پنهان جمّازگان راست کردن‌ و ستوران قوی جنیبت‌ کردن و از کالا و نقد اندیشه کردن و راست چنانکه قیامت خواهد افتاد یکدیگر را پدرود- کردن‌ .
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۸۹ - پیش رخسار چو خورشید تو مردن سهلست
پیش رخسار چو خورشید تو مردن سهلست
سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۱۴۰ - کشتن فرامرز،اژدها را
بگفت و برانگیخت شبرنگ را
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۷۵ - چون آفتاب و ماه نظر را بلند کن
چون آفتاب و ماه نظر را بلند کن
عطار نیشابوری : باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق
شماره ۳۳ - افتان خیزان در ره تو میپوییم
افتان خیزان در ره تو میپوییم
مفاتیح الجنان : دعاهاى ایام هفته
دعای روز جمعه
 بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، الْحَمْدُ لِلّهِ الأَوَّلِ قَبْلَ الْإِنْشاءِ وَالْإِحْیاءِ، وَالْآخِرِ بَعْدَ فَنَاءِ الأَشْیاءِ، الْعَلِیمِ الَّذِی لَاینْسی مَنْ ذَکرَهُ، وَلَا ینْقُصُ مَنْ شَکرَهُ، وَلَا یخِیبُ مَنْ دَعَاهُ، وَلَا یقْطَعُ رَجَاءَ مَنْ رَجَاهُ. اللّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُک وَکفی بِک شَهِیداً، وَأُشْهِدُ جَمِیعَ مَلائِکتِک وَسُکانَ سَمواتِک وَحَمَلَةِ عَرْشِک، وَمَنْ بَعَثْتَ مِنْ أَنْبِیائِک وَ رُسُلِک، وَأَنْشَأْتَ مِنْ أَصْنَافِ خَلْقِک، أَنِّی أَشْهَدُ أَنَّک أَنْتَ اللّهُ لَاإِلهَ إِلّا أَنْتَ؛
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۱۰۱ - به خاک و خون کشیدی ز انتظارم، این چنین باشد!
به خاک و خون کشیدی ز انتظارم، این چنین باشد!