محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۳۸ - آن ابر عطا که حاتمش کرده سجود
آن ابر عطا که حاتمش کرده سجود
وحشی بافقی : فرهاد و شیرین
در ستایش پروردگار
به نام چاشنی بخش زبانها
عطار نیشابوری : باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شماره ۹۹ - شمع آمد و گفت: ماندهام بیخور و خَفْت
شمع آمد و گفت: ماندهام بیخور و خَفْت
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۷۸ - از بس که کنی ده دلی و ده رایی
از بس که کنی ده دلی و ده رایی
منوچهری دامغانی : قصاید و قطعات
شماره ۴۵ - خیز بترویا! تا مجلس زی سبزه بریم
خیز بترویا! تا مجلس زی سبزه بریم
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۳۶ - عفوی که ز اندازه بدر خواهد بود
عفوی که ز اندازه بدر خواهد بود
مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۲۱ - در شرح گرفتاری و مدح عبدالحمید احمد بن عبدالصمد
چون از فراق دوست خبر دادم آن غراب
رشیدالدین میبدی : ۳۹- سورة الزمر- مکیة
۴ - النوبة الثانیة
قوله: وَ الَّذِی جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ قال ابن عباس: وَ الَّذِی جاءَ بِالصِّدْقِ یعنى رسول اللَّه جاء بلا اله الا اللَّه وَ صَدَّقَ بِهِ الرسول ایضا بلّغه الخلق. و قال السدى: وَ الَّذِی جاءَ بِالصِّدْقِ جبرئیل جاء بالقرآن «و صدّق به» محمدا (ص) تلقاه بالقبول. و قال ابو العالیة و الکلبى: «جاءَ بِالصِّدْقِ» رسول اللَّه (ص)، «و صدّق به» ابو بکر. و قیل: «صدّق به» المؤمنون، لقوله: أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ و قال الحسن: هم المؤمنون صدّقوا به فى الدنیا و جاءوا به فى الآخرة. و فى الخبر ان المؤمن یجی‏ء یوم القیمة بالقرآن فیقول: هذا الّذى اعطیتمونا صدّقنا به و علمنا بما فیه. أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ عذاب اللَّه.
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۴۹ - آن را که چو من زبان گهربار بود
آن را که چو من زبان گهربار بود
رشیدالدین میبدی : ۳۹- سورة الزمر- مکیة
۳ - النوبة الثالثة
قوله: أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ... بدانکه دل آدمى را چهار پرده است: پرده اول صدر است مستقر عهد اسلام لقوله تعالى: أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ، پرده دوم قلب است محل نور ایمان لقوله تعالى: کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمانَ، پرده سوم فؤاد است سراپرده مشاهدت حقّ لقوله: ما کَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى‏، پرده چهارم شغاف است محطّ رحل عشق لقوله: قَدْ شَغَفَها حُبًّا. این چهار پرده هر یکى را خاصیتى است و از حق بهر یکى نظرى، رب العالمین چون خواهد که رمیده‏اى را بکمند لطف در راه دین خویش کشد، اول نظرى کند بصد روى تا سینه وى از هواها و بدعتها پاک گردد و قدم وى بر جاده سنت مستقیم شود، پس نظرى کند بقلب وى تا از آلایش دنیا و اخلاق نکوهیده چون عجب و حسد و کبر و ریا و حرص و عداوت و رعونت پاک گردد و در راه ورع روان شود پس نظرى کند بفؤاد وى و او را از علائق و خلائق باز برد، چشمه علم و حکمت در دل وى گشاید، نور هدایت تحفه نقطه وى گرداند، چنانک فرمود: فَهُوَ عَلى‏ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ، پس نظرى کند بشغاف وى، نظرى و چه نظرى! نظرى که بر روى جان نگارست و درخت سرور از وى ببارست و دیده طرب بوى بیدارست. نظرى که درخت است و صحبت دوست سایه آن، نظرى که شراب است و دل عارف پیرایه آن.
فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۱۷۵ - تا وداع شعله خود همچو اخگر کرده‌ایم
تا وداع شعله خود همچو اخگر کرده‌ایم
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۳۳ - گاه از همه وجه طامعم می‌دانند
گاه از همه وجه طامعم می‌دانند
عطار نیشابوری : آغاز کتاب
در فضیلت مرتضی رضی الله عنه
ز مشرق تا به مغرب گر امامست
رشیدالدین میبدی : ۳۹- سورة الزمر- مکیة
۳ - النوبة الثانیة
قوله: «أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ» اى وسعه لقبول الحقّ، «فَهُوَ عَلى‏ نُورٍ» اى على معرفة «مِنْ رَبِّهِ». و قیل: على بیان و بصیرة. و قیل: النّور القرآن فهو نور لمن تمسّک به. و فى الکلام حذف، اى من شرح اللَّه صدره للاسلام فاهتدى کمن قسى اللَّه قلبه فلم یهتد؟
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۳۱ - این آب که شعلهٔ‌وش ز جا می‌خیزد
این آب که شعلهٔ‌وش ز جا می‌خیزد
سراج قمری : رباعیات
شماره ۴ - ای برده نسیم لطفت از روی گل آب
ای برده نسیم لطفت از روی گل آب
رشیدالدین میبدی : ۳۹- سورة الزمر- مکیة
۲ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ قرأ ابن کثیر و نافع و حمزة: «امن» بتخفیف المیم، و قرأ الآخرون بتشدیدها، فمن شدّد فله وجهان: احدهما ان یکون المیم فى «ام» صلة، و معنى الکلام استفهام و جوابه محذوف، مجازه: امّن هو قانت کمن هو غیر قانت؟
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۸۸ - غم دنیا نبود در دل دیوانه من
غم دنیا نبود در دل دیوانه من
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۳۰ - خواهمچو جزا طرح عقاب اندازد
خواهمچو جزا طرح عقاب اندازد
رشیدالدین میبدی : ۳۸- سورة ص- مکیة
۴ - النوبة الاولى
قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِیمٌ (۶۷) گوى اى محمد آن خبرى بزرگ است.