خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

شمع از رنج و سختی‌های خود می‌گوید: بی‌خوراک و بی‌حرکت مانده و در آتش تب و تفت می‌سوزد. با این‌که هر صبح او را خاموش می‌کنند، اما دوباره برپا می‌شود زیرا باید به راه خود ادامه دهد.

متن دارای مفاهیم عمیق و تمثیلی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا خسته‌کننده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۹۹ - شمع آمد و گفت: ماندهام بیخور و خَفْت

شمع آمد و گفت: ماندهام بیخور و خَفْت
وز آتش تیز در بلای تب و تفت ۱

گرچه بنشانند مرا هر سحری
هم بر سر پایم که بمی باید رفت ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۳۸۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۸ - شمع آمد و گفت: از سر دردی که مراست
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰ - شمع آمد و گفت: سخت کوشم امشب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.