خلاصه و ردهبندی سنی
12+
شمع از درد و رنج خود میگوید و بیان میکند که اشکهایش از آتش میجوشد، اما از سرمای وجودش افسرده میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و تمثیلی است که درک آن برای کودکان کمسنوسال دشوار است. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با احساسات و نمادهای موجود در شعر ارتباط برقرار کنند.
شماره ۹۸ - شمع آمد و گفت: از سر دردی که مراست
شمع آمد و گفت: از سر دردی که مراست
اشک افشانم بر رخ زردی که مراست ۱
هر چند که اشک من ز آتش خیزد
افسرده شود از دم سردی که مراست ۲
اشک افشانم بر رخ زردی که مراست ۱
هر چند که اشک من ز آتش خیزد
افسرده شود از دم سردی که مراست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۷ - شمع آمد و گفت: جور عالم برسد
گوهر بعدی:شماره ۹۹ - شمع آمد و گفت: ماندهام بیخور و خَفْت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.