آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۶۱۸ - شبی کان کودکم آید در آغوش
شبی کان کودکم آید در آغوش بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۷۲۹ - دل را به خیال خط او سیر فرنگیست
دل را به خیال خط او سیر فرنگیست صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۳ - جانا ز که آموختی این عشوه گری را
جانا ز که آموختی این عشوه گری را فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۰۱ - ما رام خویش بهر تو دلدار گشتهایم
ما رام خویش بهر تو دلدار گشتهایم آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۲۷۳ - سودای پریشانم یک عمر پریشان داشت
سودای پریشانم یک عمر پریشان داشت بلند اقبال : غزلیات
شماره ۱۸۱ - ای دو زلفت پر خم وچین چون کمند
ای دو زلفت پر خم وچین چون کمند مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۲۸۹ - هم در مدح او و شکوه از تیره بختی
جداگانه سوزم ز هر اختری اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۸۴ - گر با من مستی حذر از بیهده گو کن
گر با من مستی حذر از بیهده گو کن غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۳۲۵ - رفت آن که کسب بوی تو از باد کردمی
رفت آن که کسب بوی تو از باد کردمی اسیری لاهیجی : رباعیات
شماره ۳۲ - یارم ز همه جهان مرا روی نمود
یارم ز همه جهان مرا روی نمود سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۳۴۸ - نو خط من می کند بر چرخ مینا فام رقص
نو خط من می کند بر چرخ مینا فام رقص ظهیرالدین فاریابی : قصاید
شماره ۸ - خسروا ،وقت می گل فام است
خسروا ،وقت می گل فام است آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۰۶۵ - داشت خمارم سر دیوانگی
داشت خمارم سر دیوانگی صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۱۲۴ - ما گل به دست خود ز نهالی نچیدهایم
ما گل به دست خود ز نهالی نچیدهایم طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۸۸ - تبسم از لب آن تندخو نمی آید
تبسم از لب آن تندخو نمی آید سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۲۸۳ - مرا از طوف کویت شکوه ی در دل نمی باشد
مرا از طوف کویت شکوه ی در دل نمی باشد اهلی شیرازی : قصیدهٔ سوم در مدح شاه اسماعیل
بخش ۲ - هوای گلشن کویت نسیم باد بهار
هوای گلشن کویت نسیم باد بهار مجد همگر : رباعیات
شماره ۲۰۸ - دلها ز جفاهای تو بی گردی نیست
دلها ز جفاهای تو بی گردی نیست وحدت کرمانشاهی : غزلیات
غزل ۳۰ - ترک من از خانه بیحجاب برآمد
ترک من از خانه بیحجاب برآمد عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۱۹۴
این همه درد دل و اندوه جان فرزند آدم از اختیار است و در کسب همۀ زحمت راحت او در تقدیر است مَنْ اَیْقَنَ بِالْقَدَرِ کَیْفَ یَحْزَنُ وَرَبُّکَ یَخْلُقُ مایَشاءُ وَیَخْتارُ ماکانَ لَهُمُ الْخِیَرَةَ. در عشق آنکه بختیار است بی اختیار است. عجب یکی را از ابنای ملوک ابایی پدید آمد بر بساط قربت باز یافت یکی او را دید ضعیف و نحیف شده و ذلولی و نحولی بدو راه یافته گفت در مقابلۀ آنچه گذاشتی چه دادند گفت همه دادند چون مراد من از من سلب کردند او مراد من شد و من مرید او پس همه دادند واین خوش رمزیست:
شماره ۶۱۸ - شبی کان کودکم آید در آغوش
شبی کان کودکم آید در آغوش بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۷۲۹ - دل را به خیال خط او سیر فرنگیست
دل را به خیال خط او سیر فرنگیست صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۳ - جانا ز که آموختی این عشوه گری را
جانا ز که آموختی این عشوه گری را فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۰۱ - ما رام خویش بهر تو دلدار گشتهایم
ما رام خویش بهر تو دلدار گشتهایم آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۲۷۳ - سودای پریشانم یک عمر پریشان داشت
سودای پریشانم یک عمر پریشان داشت بلند اقبال : غزلیات
شماره ۱۸۱ - ای دو زلفت پر خم وچین چون کمند
ای دو زلفت پر خم وچین چون کمند مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۲۸۹ - هم در مدح او و شکوه از تیره بختی
جداگانه سوزم ز هر اختری اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۸۴ - گر با من مستی حذر از بیهده گو کن
گر با من مستی حذر از بیهده گو کن غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۳۲۵ - رفت آن که کسب بوی تو از باد کردمی
رفت آن که کسب بوی تو از باد کردمی اسیری لاهیجی : رباعیات
شماره ۳۲ - یارم ز همه جهان مرا روی نمود
یارم ز همه جهان مرا روی نمود سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۳۴۸ - نو خط من می کند بر چرخ مینا فام رقص
نو خط من می کند بر چرخ مینا فام رقص ظهیرالدین فاریابی : قصاید
شماره ۸ - خسروا ،وقت می گل فام است
خسروا ،وقت می گل فام است آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۰۶۵ - داشت خمارم سر دیوانگی
داشت خمارم سر دیوانگی صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۱۲۴ - ما گل به دست خود ز نهالی نچیدهایم
ما گل به دست خود ز نهالی نچیدهایم طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۸۸ - تبسم از لب آن تندخو نمی آید
تبسم از لب آن تندخو نمی آید سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۲۸۳ - مرا از طوف کویت شکوه ی در دل نمی باشد
مرا از طوف کویت شکوه ی در دل نمی باشد اهلی شیرازی : قصیدهٔ سوم در مدح شاه اسماعیل
بخش ۲ - هوای گلشن کویت نسیم باد بهار
هوای گلشن کویت نسیم باد بهار مجد همگر : رباعیات
شماره ۲۰۸ - دلها ز جفاهای تو بی گردی نیست
دلها ز جفاهای تو بی گردی نیست وحدت کرمانشاهی : غزلیات
غزل ۳۰ - ترک من از خانه بیحجاب برآمد
ترک من از خانه بیحجاب برآمد عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۱۹۴
این همه درد دل و اندوه جان فرزند آدم از اختیار است و در کسب همۀ زحمت راحت او در تقدیر است مَنْ اَیْقَنَ بِالْقَدَرِ کَیْفَ یَحْزَنُ وَرَبُّکَ یَخْلُقُ مایَشاءُ وَیَخْتارُ ماکانَ لَهُمُ الْخِیَرَةَ. در عشق آنکه بختیار است بی اختیار است. عجب یکی را از ابنای ملوک ابایی پدید آمد بر بساط قربت باز یافت یکی او را دید ضعیف و نحیف شده و ذلولی و نحولی بدو راه یافته گفت در مقابلۀ آنچه گذاشتی چه دادند گفت همه دادند چون مراد من از من سلب کردند او مراد من شد و من مرید او پس همه دادند واین خوش رمزیست: