رشیدالدین میبدی : ۱- سورة الفاتحة
النوبة الاولى
قوله تعالى بِسْمِ اللَّهِ بنام خداوند الرَّحْمنِ جهان دار دشمن پرور ببخشایندگى الرَّحِیمِ (۱) دوست بخشاى بمهربانى‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ ستایش نیکو و ثناء بسزا خداى را رَبِّ الْعالَمِینَ (۲) خداوند جهانیان و دارنده ایشان الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ (۳) فراخ بخشایش مهربان‏ مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ (۴) خداوند روز رستخیز و پادشاه روز شمار و پاداش‏
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۲۵ - همه نیوشهٔ خواجه به نیکویی و به صلحست
همه نیوشهٔ خواجه به نیکویی و به صلحست
نسیمی : غزلیات
شماره ۴۴ - چشم تو فتنه ای است که عالم خراب اوست
چشم تو فتنه ای است که عالم خراب اوست
ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۲۳۷ - جانا بچشم رحمت بنگر به بینوایان
جانا بچشم رحمت بنگر به بینوایان
قوامی رازی : دیوان اشعار
شمارهٔ ۱۰۳ - در موعظت و نصیحت گوید
مکن دین در سر دنیا ز خودرائی و نادانی
عطار نیشابوری : دفتر دوم
بود این آن زمان از خویش پنهان
نه اصل خون ز حیوان و نباتست
رشیدالدین میبدی : ۳۴- سورة سبا- مکیة
۳ - النوبة الاولى
قوله تعالى: قُلْ پیغامبر من بگوى، مَنْ یَرْزُقُکُمْ آن کیست که روزى میدهد شما را؟ مِنَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ از آسمان و زمین، قُلِ اللَّهُ هم تو گوى که خداى، وَ إِنَّا أَوْ إِیَّاکُمْ ما یا شما، لَعَلى‏ هُدىً أَوْ فِی ضَلالٍ مُبِینٍ (۲۴) بر راه راستیم یا در گمراهى آشکارا.
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۳۴ - راه عشق او که اکسیر بلاست
راه عشق او که اکسیر بلاست
فردوسی : پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود
بخش ۱۴ - دو هفته برآمد برین کارزار
دو هفته برآمد برین کارزار
میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۲۴ - غمگین‌تر ازانم که مرا شاد کند کس
غمگین‌تر ازانم که مرا شاد کند کس
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۴۴ - نبود از عاشقی بیم ملامت سینه ریشان را
نبود از عاشقی بیم ملامت سینه ریشان را
محتشم کاشانی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ - قصیدهٔ در مدح یوسف عادل شاه فرماید
اقبال بین که از پی طی ره وصال
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۶ - دام دلهاست زلف دلبر ما
دام دلهاست زلف دلبر ما
صفایی جندقی : ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی
بند ۱۰۰ - چتوان سرودن آن همه با این زبان لال
چتوان سرودن آن همه با این زبان لال
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۰۴۲ - عالم گرفتاری‌، خوش تسلسلی دارد
عالم گرفتاری‌، خوش تسلسلی دارد
عطار نیشابوری : دفتر اول
در خطاب کردن با روح القدس و فضایل آن گفتن و عجز و مسکینی آوردن و تسلیم شدن در همه احوال فرماید
الا ای جوهر قدسّی یکتای
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۳۷ - میخانه تمام وقف یاران منست
میخانه تمام وقف یاران منست
بابافغانی : غزلیات
شماره ۳۰۹ - ای هر قدم بخاک رهت بسملی دگر
ای هر قدم بخاک رهت بسملی دگر
فخرالدین عراقی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - ایضاله
دوش مانا شنید فریادم
ابوعلی عثمانی : باب ۵۳ تا آخر
بخش ۸ - فصل
فصل: اگر گویند خوف مکر از دل ولی زایل شود جواب آنست که چون ولی مُصْطَلَمْ بود از شاهد خویش مُخْتَطَفْ بود بحال از احساس خویش، وی مستهلک بود در آنچه بر وی مستولی بود و خوف از حاضران بود با ایشان.