تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

#در_مدح_حضرت_علی_اصغر_سلام_الله_علیه


جان مردان جهان قربان آن طفل صغیر

کز برای دین خود ، مردانه جان افشان شدست


تا ابد آباد گردد مَدْرس دین مبین

کاینچنین طفلی فدای مکتب قرآن شدست


نی عجب این طفل گر جانانه شد بر جان ِ جان

کز دل و جانش فدای حضرت جانان شدست


در ره دین تا که قربانان چنین قربانی اند

شاه دین را امر صعب ِ نهضتش آسان شدست


از برای کشتی ِ آن ناخدای کربلا

بادبانی ره گشا در ورطهء طوفان شدست


آتشی جانسوز افکندش به دل عشق نگار

از لهیب آن شرارش اینچنین عطشان شدست


آن لب خشکیده رشک آب حیوان بود و بس

با چُنان لب ، سلسبیل و کوثرش ارزان شدست

نوشته قبلی:ترسم همه اینست
نوشته بعدی:عرش رحمان
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
آهنگ دل ۱۴۰۴/۱/۲۰
49



از رسم مسلمانی در شهر مسلمان ها
بر باد فنا رفتست کاشانهء ایمان ها

عهد است نشان مرد، کو عهد و کدامین مرد؟
اوفوا نشناسد خلق، بر صفحهء پیمان ها

لعل و گهر خلقی  از بس که شود یغما
از اشک یتیمانست بس رشتهء مرجان ها

صد سال دگر هر کس شعر از من و تو خواند
جز ظلم نخواهد خواند بر پهنهء دیوان ها

صد پینه به پیشانی صد حیلهء پنهانی
پیوند الهی نیست در باطن انسان ها

قومی به جفا پویند منهاج ضلالت را
از راه کنار افتند در ورطهء شیطان ها

بر اوج فلک رفتست فریاد امان خواهان
ایکاش که باز آید شاهنشه دوران ها

در نقش برین او صد ملک خدا خفته است
تا باز ببیند خلق سلطان سلیمان ها‌
آهنگ دل ۱۴۰۴/۱/۲۰
44

ما باده‌کشانیم که بی مِی همه مستیم
سرمستِ سیه‌مست که بس جام شکستیم

المنة لِلَّه که در این خانهء مستی
از جرعهء ساقیّ ِ ازل باده‌پرستیم

دیوانه‌وشانیم در این دیر گنه‌خیز
با اینهمه مستانه از آن جام ِ الستیم

خُم‌های جنون را همه جانانه گشودیم
ساغر زده مستانه درِ میکده بستیم

بیگانه ز تزویرپرستان زمانیم
ما صحبت اغیار به اخیار گسستیم

آن خال سیه در پس آن زلف چنان دام
از عرش برین دیده و بر فرش نشستیم

از زاهد و شیخان زمان رشته بریدیم
تا دل به سر زلف گره‌گیر ببستیم

نی طالب جاهیم در این مدفن شاهان
ما حلقه‌بگوش درِ این میکده هستیم

افسوس که در گنجهء اسلام شعاران
شاهانه #غریبیم و جهودانه شکستیم
آهنگ دل ۱۴۰۴/۱/۲۰
43


ای خُرم از جمال تو جنّات دلفروز
از جلوه ات به باغ دلم لاله برفروز

ای آفتاب عشق و امل،  بی فروغ تو
روزم شبست و هر شب من همنشین سوز

چشم انتظار یک نظر از دیدهء توام
ای منتظر به راه تو عشّاق دیده دوز

بی مهر آفتاب تو سردست روزگار
ای دست مهربیز تو گرمای هر تموز

سودای عشق روی تو و مفلسی چو من
سهلست، اگر که فضل شهی گرددت بروز

گر نامه ای به مُهر وفا آید از شهم
صد بار من فشانمش از شعر لعل سوز