تعداد ۹۶۸۵ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۱۰ - ز خلف وعده نهای منفعل، چو میدانی
میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۱۲ - اگرچه غیر به بزم تو سرفراز بود
میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۱۷ - به روی یار نیفتد مرا نظر هرگز
میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۲۱ - دلم چگونه تسلّی شود به آمدنی
میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شمارهٔ ۲۶ - از قصیدهای در مدح جلال الدّین اکبر
میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۳۲ - ز تربتی که درو کشتهٔ محبت توست
میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۳۳ - چنان گداختم از آتش غمت که اجل
میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۴۰ - چنان ز هجر تو عمرم به ناخوشی گذرد
میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۴۹ - ز بس که سادهدلم، چون تو گرم پیش آیی
میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۵۳ - ز اضطراب دلم رشک میشود ظاهر
میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۵۴ - مرا به نیم نگه میتوان تسلّی کرد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۶ - چو نیست در سخن خویش فتح باب مرا
چو نیست در سخن خویش فتح باب مرا
هزار حرف به دل مانده چون کتاب مرا
چنین که چرخ، سحرخیز سردمهری شد
عجب که گرم شود تن به آفتاب مرا
به جوی باغ فتادم، ولی ز بی قدری
چو عکس شاخ درختان نبرد آب مرا
به یاد او چو کنم گریه در سرمستی
چکد به جامه ی بی طاقتی گلاب مرا
چو شمع، بود ز بیداری ام صبا گلچین
نسیم نرگس او کرد مست خواب مرا
به آبروی که خاکم قبول خواهد کرد؟
اگر کسی ندهد غسل در شراب مرا
هزار حرف به دل مانده چون کتاب مرا
چنین که چرخ، سحرخیز سردمهری شد
عجب که گرم شود تن به آفتاب مرا
به جوی باغ فتادم، ولی ز بی قدری
چو عکس شاخ درختان نبرد آب مرا
به یاد او چو کنم گریه در سرمستی
چکد به جامه ی بی طاقتی گلاب مرا
چو شمع، بود ز بیداری ام صبا گلچین
نسیم نرگس او کرد مست خواب مرا
به آبروی که خاکم قبول خواهد کرد؟
اگر کسی ندهد غسل در شراب مرا
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۳ - چو رو دهد بر آن شوخ مست، رفتن ما
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۵ - کمان طالع ما تیر برنمی تابد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۷ - ندید مادر ایام، روی شوکت ما
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۷ - به روی ما چو دف از ذوق می زند سیلی
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۷۲ - به مثل سازی خود گر دکان نچیده خدا
به مثل سازی خود گر دکان نچیده خدا
چرا به صورت بی مثلت آفریده خدا؟
چو گشته چهره گشای تو ز آب و رنگ وجود
هزار ناز ز هر جانبت کشیده خدا
به پیش روی تو بی رنگتر ز خار بود
گلی که از چمن خلد، برگزیده خدا
چو دیده بر رخ تصویرهای خامه صنع
به خوبی تو دگر صورتی ندیده خدا
نجات حشر به طغرا چگونه دست دهد
کزین مقوله سخنها ازو شنیده خدا
زری نداده و از هیچم آفریده خدا
مرا که بنده شمارد، کجا خریده خدا؟
چرا به صورت بی مثلت آفریده خدا؟
چو گشته چهره گشای تو ز آب و رنگ وجود
هزار ناز ز هر جانبت کشیده خدا
به پیش روی تو بی رنگتر ز خار بود
گلی که از چمن خلد، برگزیده خدا
چو دیده بر رخ تصویرهای خامه صنع
به خوبی تو دگر صورتی ندیده خدا
نجات حشر به طغرا چگونه دست دهد
کزین مقوله سخنها ازو شنیده خدا
زری نداده و از هیچم آفریده خدا
مرا که بنده شمارد، کجا خریده خدا؟
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۷۴ - چو باغ کاغذی این باغ آنچنان تنگ است
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۷۶ - به سر گشودن خمهای می چو دست زدیم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۸۳ - نشاند پیش خود آن شوخ بی حجاب مرا
نشاند پیش خود آن شوخ بی حجاب مرا
چو سایه همدم خود کرد آفتاب مرا
ازین جهت که به زلف تو نسبتی دارد
نرفت تیرگی شب به ماهتاب مرا
به آتش افکند از خوردن شراب مرا
اگر شراب خورد، می کند کباب مرا
ساقی علاج تشنگی ما نمی کند
در ساغر سپهر دهد گر شراب را
گر چشم دل، خیال تو بیند، مرا چه سود
نتوان به دیده دگری دید خواب را
ابنای جنس، قدر ندارند پیش هم
بر روی گل کسی نفشاند گلاب را
چو سایه همدم خود کرد آفتاب مرا
ازین جهت که به زلف تو نسبتی دارد
نرفت تیرگی شب به ماهتاب مرا
به آتش افکند از خوردن شراب مرا
اگر شراب خورد، می کند کباب مرا
ساقی علاج تشنگی ما نمی کند
در ساغر سپهر دهد گر شراب را
گر چشم دل، خیال تو بیند، مرا چه سود
نتوان به دیده دگری دید خواب را
ابنای جنس، قدر ندارند پیش هم
بر روی گل کسی نفشاند گلاب را