سنایی غزنوی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۳ - این چند بین را فضل بن یحیی بن صاعد هروی به سنایی فرستاد و در آن درخواست دیدار کرد
هستی به حقیقت ای سنایی قاسم انوار : غزلیات
شماره ۵۱۹ - سرگشته ایم و حیران در کوی مهرورزان
سرگشته ایم و حیران در کوی مهرورزان فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۷۹ - در مدح امیر ایاز اویماق منظور و محبوب سلطان محمود گوید
غم نادیدن آن ماه دیدار هاتف اصفهانی : مقطعات
قطعه ۸ - زنگیی با دو ترک و دو هندو
زنگیی با دو ترک و دو هندو مولوی : غزلیات
غزل ۳۶ - خواجه بیا، خواجه بیا، خواجه دگربار بیا
خواجه بیا، خواجه بیا، خواجه دِگَربار بیا شمس مغربی : غزلیات
شماره ۱۰۵ - او چون فکند خویش تو خود را میفکنش
او چون فکند خویش تو خود را میفکنش خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۱۸۳ - مطلع دوم
لشکر غم ران گشاد و آمد دوران او صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۶۵۵ - شکستگی دل از دیده ترم پیداست
شکستگی دل از دیده ترم پیداست نصرالله منشی : ابتدای کلیله و دمنه، و هو من کلام بزرجمهر البختکان
بخش ۷ - و پسندیده تر اخلاق مردان تقوی است و کسب مال از وجه حلال، هرچند در هیچ حال از رحمت آفریدگار عز اسمه و مساعدت روزگار نومید نشاید بود اما بران اعتماد کلی
و پسندیده تر اخلاق مردان تقوی است و کسب مال از وجه حلال، هرچند در هیچ حال از رحمت آفریدگار عز اسمه و مساعدت روزگار نومید نشاید بود اما بران اعتماد کلی کردن و کوشش فروگذاشتن از خرد و رای راست دور افتد، که امداد خیرات و اقسام سعادات بدو نزدیک تر که درکارها ثابت قدم باشد و در مکاسب جد و هد لازم شمرد. و اگر چنانکه باژگونگی روزگار است کاهلی بدرجتی رسد یا غافلی رتبتی یابد بدان التفات ننماید، و اقتدای خویش بدو دست نشناسد، چه نیک بخت و دولت یار او تواند بود که تیل بمقبلان و خردمندان واجب بیند تا بهیچ وقت از مقام توکل دورنماید، و از فضیلت مجاهدت بی بهره نگردد. واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۳۸ - از دامن خود گرد جهان زود بر افشان
از دامن خود گرد جهان زود بر افشان مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۰۰ - در تقریر معنی توکل حکایت آن زاهد کی توکل را امتحان میکرد از میان اسباب و شهر برون آمد و از قوارع و رهگذر خلق دور شد و ببن کوهی مهجوری مفقودی در غایت گرسنگی سر بر سر سنگی نهاد و خفت و با خود گفت توکل کردم بر سببسازی و رزاقی تو و از اسباب منقطع شدم تا ببینم سببیت توکل را
آن یکی زاهِد شُنود از مُصْطَفی ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۶ - زان گونه ز پولاد ترا دست بخست
زان گونه ز پولاد ترا دست بخست نظامی گنجوی : مخزن الاسرار
بخش ۵۵ - داستان جمشید با خاصگی محرم
خاصگی ای محرم جمشید بود سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۱۷۳ - ز صبا سنبل او دوش به هم بر میشد
ز صبا سنبل او دوش به هم بر میشد عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۸۴۲ - منم و گوشهای و سودایی
منم و گوشهای و سودایی امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۸۸۰ - گر منت می کنم عنان گیری
گر منت می کنم عنان گیری امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۸۷۶ - گاهم ز غمزه ها هدف تیر می کنی
گاهم ز غمزه ها هدف تیر می کنی خیام : هیچ است [۱۰۷-۱۰۱]
رباعی ۱۰۲
دنیا دیدی و هرچه دیدی هیچ است، نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۶۷ - فارغ ز غم سود و زیانم کردی
فارغ ز غم سود و زیانم کردی اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۲۴ - بیمار و جز تو یاریم نیست ز کس
بیمار و جز تو یاریم نیست ز کس
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۳ - این چند بین را فضل بن یحیی بن صاعد هروی به سنایی فرستاد و در آن درخواست دیدار کرد
هستی به حقیقت ای سنایی قاسم انوار : غزلیات
شماره ۵۱۹ - سرگشته ایم و حیران در کوی مهرورزان
سرگشته ایم و حیران در کوی مهرورزان فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۷۹ - در مدح امیر ایاز اویماق منظور و محبوب سلطان محمود گوید
غم نادیدن آن ماه دیدار هاتف اصفهانی : مقطعات
قطعه ۸ - زنگیی با دو ترک و دو هندو
زنگیی با دو ترک و دو هندو مولوی : غزلیات
غزل ۳۶ - خواجه بیا، خواجه بیا، خواجه دگربار بیا
خواجه بیا، خواجه بیا، خواجه دِگَربار بیا شمس مغربی : غزلیات
شماره ۱۰۵ - او چون فکند خویش تو خود را میفکنش
او چون فکند خویش تو خود را میفکنش خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۱۸۳ - مطلع دوم
لشکر غم ران گشاد و آمد دوران او صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۶۵۵ - شکستگی دل از دیده ترم پیداست
شکستگی دل از دیده ترم پیداست نصرالله منشی : ابتدای کلیله و دمنه، و هو من کلام بزرجمهر البختکان
بخش ۷ - و پسندیده تر اخلاق مردان تقوی است و کسب مال از وجه حلال، هرچند در هیچ حال از رحمت آفریدگار عز اسمه و مساعدت روزگار نومید نشاید بود اما بران اعتماد کلی
و پسندیده تر اخلاق مردان تقوی است و کسب مال از وجه حلال، هرچند در هیچ حال از رحمت آفریدگار عز اسمه و مساعدت روزگار نومید نشاید بود اما بران اعتماد کلی کردن و کوشش فروگذاشتن از خرد و رای راست دور افتد، که امداد خیرات و اقسام سعادات بدو نزدیک تر که درکارها ثابت قدم باشد و در مکاسب جد و هد لازم شمرد. و اگر چنانکه باژگونگی روزگار است کاهلی بدرجتی رسد یا غافلی رتبتی یابد بدان التفات ننماید، و اقتدای خویش بدو دست نشناسد، چه نیک بخت و دولت یار او تواند بود که تیل بمقبلان و خردمندان واجب بیند تا بهیچ وقت از مقام توکل دورنماید، و از فضیلت مجاهدت بی بهره نگردد. واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۳۸ - از دامن خود گرد جهان زود بر افشان
از دامن خود گرد جهان زود بر افشان مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۰۰ - در تقریر معنی توکل حکایت آن زاهد کی توکل را امتحان میکرد از میان اسباب و شهر برون آمد و از قوارع و رهگذر خلق دور شد و ببن کوهی مهجوری مفقودی در غایت گرسنگی سر بر سر سنگی نهاد و خفت و با خود گفت توکل کردم بر سببسازی و رزاقی تو و از اسباب منقطع شدم تا ببینم سببیت توکل را
آن یکی زاهِد شُنود از مُصْطَفی ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۶ - زان گونه ز پولاد ترا دست بخست
زان گونه ز پولاد ترا دست بخست نظامی گنجوی : مخزن الاسرار
بخش ۵۵ - داستان جمشید با خاصگی محرم
خاصگی ای محرم جمشید بود سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۱۷۳ - ز صبا سنبل او دوش به هم بر میشد
ز صبا سنبل او دوش به هم بر میشد عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۸۴۲ - منم و گوشهای و سودایی
منم و گوشهای و سودایی امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۸۸۰ - گر منت می کنم عنان گیری
گر منت می کنم عنان گیری امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۸۷۶ - گاهم ز غمزه ها هدف تیر می کنی
گاهم ز غمزه ها هدف تیر می کنی خیام : هیچ است [۱۰۷-۱۰۱]
رباعی ۱۰۲
دنیا دیدی و هرچه دیدی هیچ است، نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۶۷ - فارغ ز غم سود و زیانم کردی
فارغ ز غم سود و زیانم کردی اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۲۴ - بیمار و جز تو یاریم نیست ز کس
بیمار و جز تو یاریم نیست ز کس