عطار نیشابوری : عذر آوردن مرغان
حکایت مفلسی که عاشق شاه مصر شد
بود اندر مصر شاهی نامدار عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۱۹۹
روا بود که لطف معشوق پرده از پیش نظر عاشق بردارد تا نور چشمش را بقوت نور جمال خود از حدقۀ او برباید و این آخر زخمی بود که بر هدف دیدۀ او اندازد آه و هزار آه اگر جمالش در خیال آید و بماند ماندن خیال با عاشق مرهم آن زخم بود و این رمزی لطیف است: ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۶۱ - زیبی که بشکل هرنگار است
زیبی که بشکل هرنگار است شیخ بهایی : رباعیات
رباعی ۲۱ - رفتم ز درت ز جور، بیش از پیشت
رفتم ز درت ز جور، بیش از پیشت میرزا قلی میلی مشهدی : قصاید
شمارهٔ ۳ - در مدح ابراهیم میرزا
عید آمد و صلای می خوشگوار داد رشیدالدین میبدی : ۴۶- سورة الاحقاف
۲ - النوبة الثانیة
قوله: وَ یَوْمَ یُعْرَضُ الَّذِینَ کَفَرُوا عَلَى النَّارِ، فیقال لهم، أَذْهَبْتُمْ طَیِّباتِکُمْ. قرأ ابن کثیر آذهبتم بالاستفهام ممدودا و ابن عامر بالاستفهام من غیر مدّ و الباقون بلا استفهام على الخبر. و المعنى نلتم لذّاتکم و احببتم شهواتکم فى الدنیا غیر متفکرین فى حرامها و حلالها. و استمتعتم بملاذّها و قیل: اذهبتم طیباتکم، من الرزق و الحلالات الذى انفقتموها فى شهواتکم و لذّاتکم و لم تنفقوها فى مرضات اللَّه عز و جل. و قیل: أَذْهَبْتُمْ طَیِّباتِکُمْ فى الآخرة بمعاصیکم، فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا. شیخ بهایی : رباعیات
رباعی ۱۹ - آن کس که بدم گفت، بدی سیرت اوست
آن کس که بدم گفت، بدی سیرت اوست شیخ بهایی : مثنویات پراکنده
شمارهٔ ۱۱ - در نکوهش کسی که اوقات خویش را به مطالعهٔ کتب پردازد و از مبداء غافل ماند
خدمت مولوی، چه صبح و چه شام شیخ بهایی : مثنویات پراکنده
شماره ۹ - راه مقصد دور و پای سعی لنگ
راه مقصد دور و پای سعی لنگ ایرج میرزا : مثنوی ها
مزاح با یکی از وزیران
زیرا از مبارک بیضه ات دور رشیدالدین میبدی : ۴۵- سورة الجاثیة
۲ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: ثُمَّ جَعَلْناکَ عَلى شَرِیعَةٍ اى بعد اختلاف اهل الکتاب جعلناک یا محمد على طریقة و منهج مِنَ الْأَمْرِ اى من الدین و قیل على ملّة مشروعة من امرنا الذى امرناه من قبلک من رسلنا و قیل من الامر الذى انت بصدده. شیخ بهایی : مثنویات پراکنده
شماره ۸ - چه خوش بودی اربادهٔ کهنه سال
چه خوش بودی اربادهٔ کهنه سال رشیدالدین میبدی : ۴۵- سورة الجاثیة
۱ - النوبة الثانیة
این سوره را سه نام است: سورة الجاثیة، سورة الشریعة و سورة الدهر. شیخ بهایی : غزلیات
غزل ۲۲ - تازه گردید از نسیم صبحگاهی، جان من
تازه گردید از نسیم صبحگاهی، جان من رشیدالدین میبدی : ۴۴- سورة الدخان
۱ - النوبة الثالثة
قوله تعالى بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ. بنام او که آئین زبان ما ذکر او، قوت دل ما مهر او، بنام او که شاهد جان ما نظر او، روح روح ما یاد او، مبارک آن کس که مونسش نام او، عزیز آن کس که همراهش یاد او، و شاد آن دل که در آن دل مهر او، آباد آن زبان که بر آن زبان ذکر او، آزاد آن کس که بود وى در بند او، بزرگوار آن نفس که بر امید دیدار او. شیخ بهایی : غزلیات
غزل ۱۹ - به شهر عافیت، مأوی ندارم
به شهر عافیت، مأوی ندارم عطار نیشابوری : خسرونامه
در صفت چنگ
یکی پیری که او در پشت خم داشت رشیدالدین میبدی : ۴۳- سورة الزخرف- مکیه
۳ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: الْأَخِلَّاءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِینَ بدان که مستحق دوستى بحقیقت خدا است و بس، زیرا که جمال بر کمال و جلال بىزوال او راست، ذات ازلى و صفات سرمدى او راست، و وجود بىغایت وجود بىنهایت او راست، علم بىآلت و قدرت بىحیلت او راست. شیخ بهایی : غزلیات
غزل ۱۷ - پای امیدم، بیابان طلب گم کردهای
پای امیدم، بیابان طلب گم کردهای رشیدالدین میبدی : ۴۳- سورة الزخرف- مکیه
۳ - النوبة الاولى
الْأَخِلَّاءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ، دوستان همه آن روز یکدیگر را دشمن باشند، إِلَّا الْمُتَّقِینَ (۶۷) مگر پرهیزندگان.
حکایت مفلسی که عاشق شاه مصر شد
بود اندر مصر شاهی نامدار عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۱۹۹
روا بود که لطف معشوق پرده از پیش نظر عاشق بردارد تا نور چشمش را بقوت نور جمال خود از حدقۀ او برباید و این آخر زخمی بود که بر هدف دیدۀ او اندازد آه و هزار آه اگر جمالش در خیال آید و بماند ماندن خیال با عاشق مرهم آن زخم بود و این رمزی لطیف است: ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۶۱ - زیبی که بشکل هرنگار است
زیبی که بشکل هرنگار است شیخ بهایی : رباعیات
رباعی ۲۱ - رفتم ز درت ز جور، بیش از پیشت
رفتم ز درت ز جور، بیش از پیشت میرزا قلی میلی مشهدی : قصاید
شمارهٔ ۳ - در مدح ابراهیم میرزا
عید آمد و صلای می خوشگوار داد رشیدالدین میبدی : ۴۶- سورة الاحقاف
۲ - النوبة الثانیة
قوله: وَ یَوْمَ یُعْرَضُ الَّذِینَ کَفَرُوا عَلَى النَّارِ، فیقال لهم، أَذْهَبْتُمْ طَیِّباتِکُمْ. قرأ ابن کثیر آذهبتم بالاستفهام ممدودا و ابن عامر بالاستفهام من غیر مدّ و الباقون بلا استفهام على الخبر. و المعنى نلتم لذّاتکم و احببتم شهواتکم فى الدنیا غیر متفکرین فى حرامها و حلالها. و استمتعتم بملاذّها و قیل: اذهبتم طیباتکم، من الرزق و الحلالات الذى انفقتموها فى شهواتکم و لذّاتکم و لم تنفقوها فى مرضات اللَّه عز و جل. و قیل: أَذْهَبْتُمْ طَیِّباتِکُمْ فى الآخرة بمعاصیکم، فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا. شیخ بهایی : رباعیات
رباعی ۱۹ - آن کس که بدم گفت، بدی سیرت اوست
آن کس که بدم گفت، بدی سیرت اوست شیخ بهایی : مثنویات پراکنده
شمارهٔ ۱۱ - در نکوهش کسی که اوقات خویش را به مطالعهٔ کتب پردازد و از مبداء غافل ماند
خدمت مولوی، چه صبح و چه شام شیخ بهایی : مثنویات پراکنده
شماره ۹ - راه مقصد دور و پای سعی لنگ
راه مقصد دور و پای سعی لنگ ایرج میرزا : مثنوی ها
مزاح با یکی از وزیران
زیرا از مبارک بیضه ات دور رشیدالدین میبدی : ۴۵- سورة الجاثیة
۲ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: ثُمَّ جَعَلْناکَ عَلى شَرِیعَةٍ اى بعد اختلاف اهل الکتاب جعلناک یا محمد على طریقة و منهج مِنَ الْأَمْرِ اى من الدین و قیل على ملّة مشروعة من امرنا الذى امرناه من قبلک من رسلنا و قیل من الامر الذى انت بصدده. شیخ بهایی : مثنویات پراکنده
شماره ۸ - چه خوش بودی اربادهٔ کهنه سال
چه خوش بودی اربادهٔ کهنه سال رشیدالدین میبدی : ۴۵- سورة الجاثیة
۱ - النوبة الثانیة
این سوره را سه نام است: سورة الجاثیة، سورة الشریعة و سورة الدهر. شیخ بهایی : غزلیات
غزل ۲۲ - تازه گردید از نسیم صبحگاهی، جان من
تازه گردید از نسیم صبحگاهی، جان من رشیدالدین میبدی : ۴۴- سورة الدخان
۱ - النوبة الثالثة
قوله تعالى بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ. بنام او که آئین زبان ما ذکر او، قوت دل ما مهر او، بنام او که شاهد جان ما نظر او، روح روح ما یاد او، مبارک آن کس که مونسش نام او، عزیز آن کس که همراهش یاد او، و شاد آن دل که در آن دل مهر او، آباد آن زبان که بر آن زبان ذکر او، آزاد آن کس که بود وى در بند او، بزرگوار آن نفس که بر امید دیدار او. شیخ بهایی : غزلیات
غزل ۱۹ - به شهر عافیت، مأوی ندارم
به شهر عافیت، مأوی ندارم عطار نیشابوری : خسرونامه
در صفت چنگ
یکی پیری که او در پشت خم داشت رشیدالدین میبدی : ۴۳- سورة الزخرف- مکیه
۳ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: الْأَخِلَّاءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِینَ بدان که مستحق دوستى بحقیقت خدا است و بس، زیرا که جمال بر کمال و جلال بىزوال او راست، ذات ازلى و صفات سرمدى او راست، و وجود بىغایت وجود بىنهایت او راست، علم بىآلت و قدرت بىحیلت او راست. شیخ بهایی : غزلیات
غزل ۱۷ - پای امیدم، بیابان طلب گم کردهای
پای امیدم، بیابان طلب گم کردهای رشیدالدین میبدی : ۴۳- سورة الزخرف- مکیه
۳ - النوبة الاولى
الْأَخِلَّاءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ، دوستان همه آن روز یکدیگر را دشمن باشند، إِلَّا الْمُتَّقِینَ (۶۷) مگر پرهیزندگان.