خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که در جستجوی آرامش و عافیت است، اما جز حرمان و رنج جایی ندارد. او از پروانه الهام میگیرد و به عشاق دیگر توجهی ندارد. همچنین، از زهد و تقوا دوری میکند و به دنبال بهشت و پاداش اخروی نیست.
متن دارای مضامین عرفانی و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند حرمان و سودا نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۹ - به شهر عافیت، مأوی ندارم
به شهر عافیت، مأوی ندارم
بغیر از کوی حرمان، جا ندارم ۱
من از پروانه دارم چشم تحسین
ز عشاق دگر، پروا ندارم ۲
بهشتم میدهد رضوان به طاعت
سر و سامان این سودا ندارم ۳
بهائی جوید از من زهد و تقوی
سخن کوتاه، من اینها ندارم ۴
بغیر از کوی حرمان، جا ندارم ۱
من از پروانه دارم چشم تحسین
ز عشاق دگر، پروا ندارم ۲
بهشتم میدهد رضوان به طاعت
سر و سامان این سودا ندارم ۳
بهائی جوید از من زهد و تقوی
سخن کوتاه، من اینها ندارم ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸ - من آینهٔ طلعت معشوق وجودم
گوهر بعدی:غزل ۲۰ - مقصود و مراد کون دیدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.