کمال‌الدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۱۰۰ - وله ایضا
گل باز طراوتی دگر دارد
رشیدالدین میبدی : ۲۸- سورة القصص- مکیة
۴ - النوبة الاولى
قوله تعالى: إِنَّ قارُونَ کانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ قارون از قوم موسى بود فَبَغى‏ عَلَیْهِمْ و در کیش افزونى جست بر ایشان وَ آتَیْناهُ مِنَ الْکُنُوزِ و دادیم او را از گنجها ما إِنَّ مَفاتِحَهُ چندان که کلیدهاى آن لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ مى‏بیکسوى بیرون برد از گران بارى گروهى مردمان با نیروى را إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ او را گفت گرویدگان قوم او لا تَفْرَحْ شاد مباش، إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ (۷۶) که اللَّه شادمانان باین جهان دوست ندارد.
سعدی : قطعات
شماره ۹۱ - نفس ظالم، مثال زنبورست
نفس ظالم، مثال زنبورست
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۵۱۷ - جان اسیر محنت و غم دل قرین درد و داغ
جان اسیر محنت و غم دل قرین درد و داغ
حافظ : رباعیات
رباعی ۵ - من باکمر تو در میان کردم دست
من باکمر تو در میان کردم دست
خاقانی : ترجیعات
شمارهٔ ۷ - در مدح جلال الدین شروان شاه اخستان
جو به جو راز جهان بنمود صبح
خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۲۳۴ - الهی دانی که من به خود به این ورزم و نه به کفایت خود شمع هدایت افروزم از من چه آ
الهی دانی که من به خود به این ورزم و نه به کفایت خود شمع هدایت افروزم از من چه آید ؟ و از کردار من چه گشاید طاعت من به توفیق تو خدمت به هدایت تو، توبهٔ من به رعایت تو، شکر من به انعام تو، ذکر من به الهام تو. همه تویی من کیم اگر فضل تو نباشد من چه ام.
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۹۴ - ز دوزخ است چه پروا نیازمند ترا؟
ز دوزخ است چه پروا نیازمند ترا؟
خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۱۹۷ - طالب دردِ عشق تو فکر دوا نمی کند
طالب دردِ عشق تو فکر دوا نمی کند
عطار نیشابوری : دفتر اول
حکایت - شبی آن پیر زاری کرد بسیار
شبی آن پیر زاری کرد بسیار
جامی : لیلی و مجنون
بخش ۱۶ - نامه نوشتن لیلی به مجنون
آن بانوی حجلهٔ نکویی
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۴۰۰ - گر به کف مانند گل مشت زری می داشتم
گر به کف مانند گل مشت زری می داشتم
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۳۶ - بالا رویم بس که زاندازه گذشتیم
بالا رویم بس که زاندازه گذشتیم
غبار همدانی : غزلیات
شماره ۸۳ - چندانکه جهد کردم با زهد و پاسایی
چندانکه جهد کردم با زهد و پاسایی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۷۰ - نیست بحر پاک گوهر را خصومت با حباب
نیست بحر پاک گوهر را خصومت با حباب
مولوی : غزلیات
غزل ۳۱۲۳ - به حیلت تو خواهی، که در را ببندی
به حیلَت تو خواهی، که دَر را بِبَندی
سعیدا : غزلیات
شماره ۳۳۶ - اگر خواهد کسی تا روز محشر باشرف آید
اگر خواهد کسی تا روز محشر باشرف آید
کمال‌الدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۲۱۴ - ایضا له
صدر مطلق کمال دین که چو تو
بلند اقبال : غزلیات
شماره ۴۶۹ - نه همی تنها دل ودین از کف من می بری
نه همی تنها دل ودین از کف من می بری
طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۳ - ز چشم خونفشان خویش دارم چشم از آن امشب
ز چشم خونفشان خویش دارم چشم از آن امشب