عنصری بلخی : بحر متقارب
شماره ۳۲ - سخن مر سری را کند تاجدار
سخن مر سری را کند تاجدار ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۵۳ - کلمات که بر دیوار کاخ افریدون نبشته است
اول: هر که گوش به قول سخن چین و نمام دارد و بر آن وثوق نماید، رنجها بیند که دست تداوی خرد از تدارک و تشفی آن قاصر ماند. دوم: هر که به لباب الباب و لبان بیان پرورده باشد و در کنار مادر خرد و فطنت تربیت یافته باشد، به هیچ وقت از مکر دشمن غافل نباشد که دشمن مانند مار بود که هرگز دوست نگردد. سیم: از دوستان به اندک مباسطت، مجانبت ننماید و آزار در دل نگیرد که آن سرمایه نادانیست. ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۹ - عهد و میثاق شاه با طوطی
گفت شه باشد مرا عهد دیگر صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۴۶۶ - سفر پر خطر عشق نه از تدبیرست
سفر پر خطر عشق نه از تدبیرست ایرج میرزا : غزل ها
غزل ۱۲ - پیرم و آرزویِ وصلِ جوانان دارم
پیرم و آرزویِ وصلِ جوانان دارم ملکالشعرای بهار : قصاید
قصیدهٔ ۱۰
ای دیو سپید پای در بند! ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۴ - بیان بقیه قصه طوطی و شاه
چونکه شه را بود با طوطی نظر ایرج میرزا : غزل ها
غزل ۱۱ - تا بر سر است سایۀ شه زاده ایرجم
تا بر سر است سایۀ شه زاده ایرجم ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۳۹ - داستان شاهزاده با وزیران
کنیزک گفت: در ساعات ماضی و اوقات سالف و شهور غابر و سنون داثر، پادشاهی بوده است در حدود کابل، مسعود سیرت، محمود سریرت، با منظر رایق و مخبر صادق. سنت او عدل فرمایی و سیرت او مملکت آرایی. مذکور به اخلاق حمیده و موصوف به آثار پسندیده. متحلی به حلیت فتوت و متدرع به لباس مروت و او را در همه عالم، فرزندی بود، خلف سلف و شرف شرف، با جمالی با هر و عرضی طاهر. مسعود الجد و محمود الحظ. نقی الجیب و تقی العرض. مزین به مناقب شاهی و محلی به ماثر پادشاهی. آثار کیاست از ناصیه او لامح و انوار فراست در غره او لایح. پدر از جهت او کریمه خاقان چین را در حباله عقد آورده بود و به کناف زفاف رسانیده و ایام اجتماع و میعاد اتصال به انقضا رسیده و بر آن جمله اتفاق افتاده که شاهزاده به ولایت خاقان چین رود. چون مهلت میعاد به اسیتفا رسید و مواعده مواصلت و مصاهرت به انجاز انجامید، پادشاه اسباب سفر پسر راست کرد و گفت: اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۳۴ - ساقی سحر است شبچراغی
ساقی سحر است شبچراغی اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۳۳۳ - کی دل سبک باشک جگرگون کند کسی
کی دل سبک باشک جگرگون کند کسی ایرج میرزا : غزل ها
غزل ۱۰ - به دست جام شراب و به گوش نغمۀ ساز
به دست جام شراب و به گوش نغمۀ ساز ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۳۷ - داستان گنده پیر و مرد جوان با زن بزاز
دستور صایب رای ثاقب تدبیر که با بخت جوان و رای پیر بود، گفت: چنین آورده اند خداوندان تاریخ که به ایام قدیم در شهر زاول، جوانی بود چون نگارستانی. ازین جعد مویی، سمن بویی، ماه رویی، مشتری عذاری، گل رخساریکه چهره او زلف و خال عروس کمال و قد او سرو باغ حسن و جمال بود. اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۱۹ - دردیم و از دیار هوس کم گذشته ایم
دردیم و از دیار هوس کم گذشته ایم عطار نیشابوری : بلبل نامه
حکایت هاروت و ماروت
شنیدی قصهٔ هاروت و ماروت فصیحی هروی : ابیات پراکنده
شماره ۷۳ - گر گل نصیحتت نپذیرد در این چمن
گر گل نصیحتت نپذیرد در این چمن اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۱۱ - نیم گلچین که از مرغ چمن یا باغبان ترسم
نیم گلچین که از مرغ چمن یا باغبان ترسم ایرج میرزا : غزل ها
غزل ۸ - چون خورم می در سرم سودایِ یار آید پدید
چون خورم می در سرم سودایِ یار آید پدید ترانه های کودکانه : بخش اول
بوی ماه مهر
باز آمد بوی ماه مدرسه اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۰۰ - کوه صبرم کی ز فرمان تو سر پیچیده ام
کوه صبرم کی ز فرمان تو سر پیچیده ام
شماره ۳۲ - سخن مر سری را کند تاجدار
سخن مر سری را کند تاجدار ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۵۳ - کلمات که بر دیوار کاخ افریدون نبشته است
اول: هر که گوش به قول سخن چین و نمام دارد و بر آن وثوق نماید، رنجها بیند که دست تداوی خرد از تدارک و تشفی آن قاصر ماند. دوم: هر که به لباب الباب و لبان بیان پرورده باشد و در کنار مادر خرد و فطنت تربیت یافته باشد، به هیچ وقت از مکر دشمن غافل نباشد که دشمن مانند مار بود که هرگز دوست نگردد. سیم: از دوستان به اندک مباسطت، مجانبت ننماید و آزار در دل نگیرد که آن سرمایه نادانیست. ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۹ - عهد و میثاق شاه با طوطی
گفت شه باشد مرا عهد دیگر صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۴۶۶ - سفر پر خطر عشق نه از تدبیرست
سفر پر خطر عشق نه از تدبیرست ایرج میرزا : غزل ها
غزل ۱۲ - پیرم و آرزویِ وصلِ جوانان دارم
پیرم و آرزویِ وصلِ جوانان دارم ملکالشعرای بهار : قصاید
قصیدهٔ ۱۰
ای دیو سپید پای در بند! ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۴ - بیان بقیه قصه طوطی و شاه
چونکه شه را بود با طوطی نظر ایرج میرزا : غزل ها
غزل ۱۱ - تا بر سر است سایۀ شه زاده ایرجم
تا بر سر است سایۀ شه زاده ایرجم ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۳۹ - داستان شاهزاده با وزیران
کنیزک گفت: در ساعات ماضی و اوقات سالف و شهور غابر و سنون داثر، پادشاهی بوده است در حدود کابل، مسعود سیرت، محمود سریرت، با منظر رایق و مخبر صادق. سنت او عدل فرمایی و سیرت او مملکت آرایی. مذکور به اخلاق حمیده و موصوف به آثار پسندیده. متحلی به حلیت فتوت و متدرع به لباس مروت و او را در همه عالم، فرزندی بود، خلف سلف و شرف شرف، با جمالی با هر و عرضی طاهر. مسعود الجد و محمود الحظ. نقی الجیب و تقی العرض. مزین به مناقب شاهی و محلی به ماثر پادشاهی. آثار کیاست از ناصیه او لامح و انوار فراست در غره او لایح. پدر از جهت او کریمه خاقان چین را در حباله عقد آورده بود و به کناف زفاف رسانیده و ایام اجتماع و میعاد اتصال به انقضا رسیده و بر آن جمله اتفاق افتاده که شاهزاده به ولایت خاقان چین رود. چون مهلت میعاد به اسیتفا رسید و مواعده مواصلت و مصاهرت به انجاز انجامید، پادشاه اسباب سفر پسر راست کرد و گفت: اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۳۴ - ساقی سحر است شبچراغی
ساقی سحر است شبچراغی اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۳۳۳ - کی دل سبک باشک جگرگون کند کسی
کی دل سبک باشک جگرگون کند کسی ایرج میرزا : غزل ها
غزل ۱۰ - به دست جام شراب و به گوش نغمۀ ساز
به دست جام شراب و به گوش نغمۀ ساز ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۳۷ - داستان گنده پیر و مرد جوان با زن بزاز
دستور صایب رای ثاقب تدبیر که با بخت جوان و رای پیر بود، گفت: چنین آورده اند خداوندان تاریخ که به ایام قدیم در شهر زاول، جوانی بود چون نگارستانی. ازین جعد مویی، سمن بویی، ماه رویی، مشتری عذاری، گل رخساریکه چهره او زلف و خال عروس کمال و قد او سرو باغ حسن و جمال بود. اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۱۹ - دردیم و از دیار هوس کم گذشته ایم
دردیم و از دیار هوس کم گذشته ایم عطار نیشابوری : بلبل نامه
حکایت هاروت و ماروت
شنیدی قصهٔ هاروت و ماروت فصیحی هروی : ابیات پراکنده
شماره ۷۳ - گر گل نصیحتت نپذیرد در این چمن
گر گل نصیحتت نپذیرد در این چمن اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۱۱ - نیم گلچین که از مرغ چمن یا باغبان ترسم
نیم گلچین که از مرغ چمن یا باغبان ترسم ایرج میرزا : غزل ها
غزل ۸ - چون خورم می در سرم سودایِ یار آید پدید
چون خورم می در سرم سودایِ یار آید پدید ترانه های کودکانه : بخش اول
بوی ماه مهر
باز آمد بوی ماه مدرسه اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۰۰ - کوه صبرم کی ز فرمان تو سر پیچیده ام
کوه صبرم کی ز فرمان تو سر پیچیده ام