خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند عشق الهی، دیدار با معشوق، و تحول روحانی سخن میگوید. شاعر از رسیدن پرتو دلدار، معراج حقیقت، و درماندگی عاشقان میگوید و با اشاراتی به مفاهیم صوفیانه مانند اکسیر مراد و عشق حیدر، به تحول درونی و رسیدن به کمال اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعاری است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی اشارات صوفیانه و فلسفی نیاز به دانش ادبی و عرفانی پایه دارد.
شماره ۴۸۱ - باز در پرده دل پرتو دلدار رسید
باز در پرده دل پرتو دلدار رسید
پرده داران خبری نوبت دیدار رسید ۱
سر حق گفت چو منصور گذشت از سر جان
تا بمعراج حقیقت بسر دار رسید ۲
مژده ده ای دل بیمار پرستانرا
که طبیبی زوفا بر سر بیمار رسید ۳
آه عشاق بود گرد رخت نه خط سبز
تا بر آئینه بدانی زچه زنگار رسید ۴
شاید ار شیخ برهمن شود و هندوی بت
تا که در کعبه عیان آن بت فرخار رسید ۵
عشق حیدر شدت اکسیر مراد آشفته
که زر قلب تو امروز بمعیار رسید ۶
پرده داران خبری نوبت دیدار رسید ۱
سر حق گفت چو منصور گذشت از سر جان
تا بمعراج حقیقت بسر دار رسید ۲
مژده ده ای دل بیمار پرستانرا
که طبیبی زوفا بر سر بیمار رسید ۳
آه عشاق بود گرد رخت نه خط سبز
تا بر آئینه بدانی زچه زنگار رسید ۴
شاید ار شیخ برهمن شود و هندوی بت
تا که در کعبه عیان آن بت فرخار رسید ۵
عشق حیدر شدت اکسیر مراد آشفته
که زر قلب تو امروز بمعیار رسید ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۰ - پیر میخانه پی دعوت مستان چو درآید
گوهر بعدی:شماره ۴۸۲ - دوش سودای جنونم بسوی صحرا برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.