خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و جنون ناشی از آن سخن میگوید. او از عشق به لیلا و از دست دادن عقل و دین در این راه میگوید و به عشق الهی و معنوی نیز اشاره میکند. در نهایت، شاعر به عشق به علی(ع) و ثمرات آن اشاره میکند و عشق را سودایی بیزیان میداند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و تاریخی نیاز به دانش پیشزمینه دارد.
شماره ۴۸۲ - دوش سودای جنونم بسوی صحرا برد
دوش سودای جنونم بسوی صحرا برد
کرد مجنونم و اندر طلب لیلا برد ۱
غافل از اینکه بود در حشم دل لیلی
بی سبب شور جنونم بسوی صحرا برد ۲
ساحت خیمه لیلی همه بر مجنون بود
من گمانم که باین کار مرا تنها برد ۳
من زآغاز دل ودین خرد باخته ام
دزد اول قدم از دست من این کالا برد ۴
عقل را کوه شمردم بره موجه عشق
وه که آن سیل دمان کوه گران از جا برد ۵
گرچه سودای دو زلف تو بخاکم افکند
سوی معراج مرا جلوه آن بالا برد ۶
وه چه معراج سر کوی علی غیرت عرش
کز بلا آدم و هم نوح پناه آنجا برد ۷
ثمر از حب علی جوی نه مهر دگران
کس بجز نخل کی از خار بنی خرما برد ۸
همه سوداست بسودای تو او را نه زیان
سر آشفته اگر عشق در این سودا برد ۹
کرد مجنونم و اندر طلب لیلا برد ۱
غافل از اینکه بود در حشم دل لیلی
بی سبب شور جنونم بسوی صحرا برد ۲
ساحت خیمه لیلی همه بر مجنون بود
من گمانم که باین کار مرا تنها برد ۳
من زآغاز دل ودین خرد باخته ام
دزد اول قدم از دست من این کالا برد ۴
عقل را کوه شمردم بره موجه عشق
وه که آن سیل دمان کوه گران از جا برد ۵
گرچه سودای دو زلف تو بخاکم افکند
سوی معراج مرا جلوه آن بالا برد ۶
وه چه معراج سر کوی علی غیرت عرش
کز بلا آدم و هم نوح پناه آنجا برد ۷
ثمر از حب علی جوی نه مهر دگران
کس بجز نخل کی از خار بنی خرما برد ۸
همه سوداست بسودای تو او را نه زیان
سر آشفته اگر عشق در این سودا برد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۱ - باز در پرده دل پرتو دلدار رسید
گوهر بعدی:شماره ۴۸۳ - مگر که شهر دگر باز در نظر دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.