خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، با استفاده از تصاویر و استعاره‌های زیبا، به موضوعاتی مانند عشق، شراب، جمال معشوق، و عرفان می‌پردازد. شاعر از عشق زمینی و الهی سخن می‌گوید و از مفاهیمی مانند سفر، جنت، و عقل در برابر عشق استفاده می‌کند.

متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به شراب و مفاهیم پیچیده‌تر ادبی نیازمند سطحی از بلوغ فکری است.

مشاهده کامل

شماره ۱۹۴ - مرا کان لب شراب سلسبیل است

مرا کان لب شراب سلسبیل است
می خلد ار خورم خونم سبیل است ۱

رطب زان لعل شیرین چاشنی یافت
اگر خرما ببستان بر نخیل است ۲

تو را ای ناخدا یا رب چه نام است
که آب بحرت از خون قتیل است ۳

گذار کاروان افتد بکویت
مسافر را چه پروای رحیل است ۴

نخسبد چشم مجنون لیلة الهجر
که راه کوی لیلی بس طویل است ۵

چه میپرسی زفرسنگ ره عشق
که آه عاشقان در راه میل است ۶

تو را نه سرمه میساید نه وسومه
در آن صورت نه جای کحل و میل است ۷

دو ابرویتو بیوسمه و سیم است
سیه چشم تو بی سرمه کحیل است ۸

بود عقل ار سلیمان پیش عشقت
چو مور افتاده اندر پای پیل است ۹

خدا جنت بمیخواران کرم کرد
اگر واعظ کند کتمان بخیل است ۱۰

جمال شاهد خود را بنازم
که از آغاز بیغازه جمیل است ۱۱

بدان نسبت که باری بی شریکست
نگار ما بیاری بی بدیل است ۱۲

نخواهم دور ماند از آب حیوان
مرا خضر محبت تا دلیل است ۱۳

گرت معنی بود آشفته در سر
سخن جز مدح حیدر قال و قیل است ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۹۳ - از این آتش که عشقت در من افروخت
گوهر بعدی:شماره ۱۹۵ - تو را که سینه زسیم است دل چرا سنگست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.