خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به توصیف عشق شدید و آتشینی میپردازد که شاعر را سوزانده و او را مانند سمندر و پروانه به سوختن وامیدارد. عشق در این شعر بهعنوان نیرویی قدرتمند و ویرانگر تصویر شده که حتی گوهرهای دریای چشم شاعر را نثار یکدانهای میکند. شاعر خود را سراسر آتش و آشفته مانند شمع میبیند که جامه عشق بر تن دوخته است.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۹۳ - از این آتش که عشقت در من افروخت
از این آتش که عشقت در من افروخت
سمندر سوختن را از من آموخت ۱
زند هندو از آن خود را بر آتش
که از عکس تو آن آتش برافروخت ۲
بلی این آتش از سودای عشقست
که او هم شمع و هم پروانه را سوخت ۳
نثار گوهر یکدانه ای کرد
گهرهائی که بحر دیده اندوخت ۴
سراپا آتشم آشفته چون شمع
مرا تا کسوت عشقش بتن دوخت ۵
سمندر سوختن را از من آموخت ۱
زند هندو از آن خود را بر آتش
که از عکس تو آن آتش برافروخت ۲
بلی این آتش از سودای عشقست
که او هم شمع و هم پروانه را سوخت ۳
نثار گوهر یکدانه ای کرد
گهرهائی که بحر دیده اندوخت ۴
سراپا آتشم آشفته چون شمع
مرا تا کسوت عشقش بتن دوخت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۲ - زخم دل بهبود شد لعل نمک پاشی کجاست
گوهر بعدی:شماره ۱۹۴ - مرا کان لب شراب سلسبیل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.