خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که بر اهمیت رهایی از خود و رسیدن به وحدت با معشوق (خدا) تأکید دارد. شاعر بیان میکند که تا زمانی که فرد از خودخواهی و تعلقات دنیوی رها نشود، نمیتواند به حقیقت و کمال برسد. همچنین، شرط ورود به حریم عشق و معرفت، تسلیم و بیخودی است.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در این شعر برای درک و تجربه نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. این متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم انتزاعی دارد که معمولاً در سنین پایینتر کمتر یافت میشود.
شماره ۳۵۷ - تا همچو غنچه خندان از خود به در نیایی
تا همچو غنچه خندان از خود به در نیایی
گر گل شوی کسی را هم در نظر نیایی ۱
گر ره به خود ندانی تدبیر بیخودی کن
بی خویش تا نگردی با خویش برنیایی ۲
ای دل به کوی وحدت چون غیر می نگنجد
تا ترک خود نگویی با خوددگر نیایی ۳
هرکس که بی ارادت آید به کوی جانان
پوشند در به رویش یعنی که در نیایی ۴
چون یار خامه وارت می خواند ای خیالی
شرط ادب نباشد گر تو به سر نیایی ۵
گر گل شوی کسی را هم در نظر نیایی ۱
گر ره به خود ندانی تدبیر بیخودی کن
بی خویش تا نگردی با خویش برنیایی ۲
ای دل به کوی وحدت چون غیر می نگنجد
تا ترک خود نگویی با خوددگر نیایی ۳
هرکس که بی ارادت آید به کوی جانان
پوشند در به رویش یعنی که در نیایی ۴
چون یار خامه وارت می خواند ای خیالی
شرط ادب نباشد گر تو به سر نیایی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۶ - تا کی ای شوخ به هر بیخبری می سازی
گوهر بعدی:شماره ۳۵۸ - تو ای مه گر چه شوخ و بیوفایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.