شاعر در این شعر به معشوق خود خطاب میکند و با وجود بیوفایی و شوخطبعی او، امیدوار است که روزی با او خوش بگذراند. او دلبستگی خود را به معشوق به دلیل روشناییبخش بودنش توصیف میکند و از زیبایی و بلندقامتی او سخن میگوید. شاعر همچنین به معشوق هشدار میدهد که از خودستایی بپرهیزد، چرا که در مقایسه با دیگران کممیآورد. در پایان، اشاره میکند که هر کس به اندازه خود از موهبتهای زندگی بهرهمند میشود.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و اخلاقی است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۳۵۸ - تو ای مه گر چه شوخ و بیوفایی
ولی باشد که با ما خوش برایی ۱
دلم با تو از آن رو آشنا شد
که باشد آشنایی روشنایی ۲
اگر حیران نیی در قدّش ای سرو
چرا پا در گِل و سر در هوایی ۳
مزن ای ماه نو با ابرویش لاف
که بسیاری از او کم می نمایی ۴
به قدر هرکسی حق تحفه یی داد
تو را شاهی خیالی را گدایی ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.