خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شخصیتهای شعر مانند شمع، پروانه، غنچه و گل، احساسات عاشقانه و غمگین خود را بیان میکنند. شمع از سوختن دل برای پروانه میگوید، غنچه نگران نقش دهان معشوق است و گل از زیبایی معشوق خجل میشود. عاشق از بیخبری از راز زیبایی معشوق مینالد و اشکهایش بر خاک درگاه او میریزد. در پایان، شاعر از مشکل عشق میپرسد و پاسخ میشنود که مشکل عشق حلناشدنی است.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۸۵ - شمع می گفت به پروانه شبی در محفل
شمع می گفت به پروانه شبی در محفل
که مرا نیز بر احوال تو می سوزد دل ۱
سرورا در غم هجر تو ز بس گریه و آه
عمر بر باد شد و پای فرو رفت به گل ۲
غنچه بر نقش دهان تو به ده دل نگران
گل سیراب ز روی تو به صد روی خجل ۳
عاشق صورت مطبوع تو را نیست خبر
کز چه آب است و چه گِل صورت خوبان چگل ۴
اشک بر خاک درت می رود و دارم چشم
کز درِبار تو محروم نگردد سایل ۵
گفتم از مشکل عشق تو خیالی به فسون
جان تواند که بَرَد؟ گفت چه دانم مشکل ۶
که مرا نیز بر احوال تو می سوزد دل ۱
سرورا در غم هجر تو ز بس گریه و آه
عمر بر باد شد و پای فرو رفت به گل ۲
غنچه بر نقش دهان تو به ده دل نگران
گل سیراب ز روی تو به صد روی خجل ۳
عاشق صورت مطبوع تو را نیست خبر
کز چه آب است و چه گِل صورت خوبان چگل ۴
اشک بر خاک درت می رود و دارم چشم
کز درِبار تو محروم نگردد سایل ۵
گفتم از مشکل عشق تو خیالی به فسون
جان تواند که بَرَد؟ گفت چه دانم مشکل ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۴ - گر بیابد شرف خدمت آن حور ملک
گوهر بعدی:شماره ۲۸۶ - آه کز زلفت اسیر بند زنّار آمدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.