خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد و رنج عاشق از فراق معشوق و نالههای دلسوز اوست. شاعر با زبانی پراحساس از عشق، محبت، صدق، هجران و تقدیر سخن میگوید و از نرسیدن به آرزوها و معشوق شکوه میکند.
محتوا شامل مضامین عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی مانند هجران و تقدیر، مناسب مخاطبان با سطح درک بالاتر است.
شماره ۲۵۶ - یارب کدام دل که ز سوز تو دم نزد
یارب کدام دل که ز سوز تو دم نزد
قدّت کجا رسید که فتنه عَلَم نزد ۱
با این همه محبّت و صدقی که صبح داشت
فریاد من شنید شب هجر و دم نزد ۲
تا نوبت ظهور خط عارضت نشد
تقدیر بر صحیفهٔ خوبی رقم نزد ۳
از هیچ رو به سرّ دهان تو پی نبرد
هر جان که خیمه بر سر کوی عدم نزد ۴
جان را که سوخت گر غمت آتش نه برفروخت؟
دل را که برد گر سر زلف تو خم نزد؟ ۵
از منزل مراد خیالی نشان نیافت
تا از سر نیاز در این ره قدم نزد ۶
قدّت کجا رسید که فتنه عَلَم نزد ۱
با این همه محبّت و صدقی که صبح داشت
فریاد من شنید شب هجر و دم نزد ۲
تا نوبت ظهور خط عارضت نشد
تقدیر بر صحیفهٔ خوبی رقم نزد ۳
از هیچ رو به سرّ دهان تو پی نبرد
هر جان که خیمه بر سر کوی عدم نزد ۴
جان را که سوخت گر غمت آتش نه برفروخت؟
دل را که برد گر سر زلف تو خم نزد؟ ۵
از منزل مراد خیالی نشان نیافت
تا از سر نیاز در این ره قدم نزد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۵ - هندوی زلف تو زآن حال مشوّش دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۵۷ - یار درد بی دلان را دید و تدبیری نکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.